Archive for the ‘آموزش’ Category

دانلود مقاله ارسطو در مباحث اخلاق با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله ارسطو در مباحث اخلاق با word دارای 39 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله ارسطو در مباحث اخلاق با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله ارسطو در مباحث اخلاق با word

چکیده    
مقدمه     
علم اخلاق از دیدگاه ارسطو    
ملاحظاتی کلی درباره اخلاق ارسطویی    
الف) جایگاه عقل در نظام اخلاقی ارسطو    
ب) نسبی گرایی در اندیشه اخلاقی ارسطو    
ج) نقش تجربه در اخلاق ارسطویی    
د) غایت انگاری در اخلاق ارسطویی    
جایگاه اخلاق در نظام فکری دکارت     
1 ـ اخلاق موقت    
2 ـ انفعالات نفس    
3 ـ ارتباط انفعالات نفس با علم اخلاق    
4 ـ مؤلفه‌های فعل اخلاقی    
5 ـ رابطه انفعالات با نفس و بدن    
6 ـ انفعالات بنیادین نفس    
مقایسه اخلاق ارسطویی با اخلاق دکارت    
نتیجه    
فهرست منابع و مأخذ    

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله ارسطو در مباحث اخلاق با word

1 . گمپرتس، تئودور، متفکران یونانی، ترجمه محمد حسن لطفی، انتشارات خوارزمی، تهران، 1375

2 . ریچارد پاپکین و آوروم استرول، کلیات فلسفه، ترجمه دکتر سید جلال‌الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، تهران، چاپ نوزدهم، 1383

3 . ارسطو، اخلاق نیکوماخوسی، ترجمه محمد حسن لطفی، طرح نو، تهران، 1378

4 . کاپستون، فریدریک، تاریخ فلسفه یونان و روم، ترجمه سید جلال‌الدین مجتبوی، انتشارات علمی و فرهنگی، جلد اول ، تهران، 1375

5 . ــــــــ ، ــــــــ ، ترجمه دکتر غلامرضا اعوانی، جلد چهارم، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران،

6 . سالیوان راجر، اخلاق در فلسفه کانت، ترجمه عزت‌الله فولادوند، انتشارات طرح نو، تهران، 1380

7 . نوسبام، مارتا، ارسطو، ترجمه عزت‌الله فولادوند، طرح نو، تهران، 1380

8 . دکارت، رنه، گفتار در روش، ترجمه محمدعلی فروغی، نشر مهر دامون، تهران، 1385

9 ـــــــــ ، تأملات در فلسفه اولی، ترجمه دکتر احمد احمدی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، چاپ دوم، 1369

10 ـــــــــ ، انفعالات نفس، ترجمه دکتر منوچهر صانعی دره‌بیدی، انتشارات بین المللی هدی، تهران، 1376

11 اسپینوزا، باروخ دِ بندیکت، شرح اصول فلسفه دکارت و تفکرات مابعد الطبیعی، ترجمه دکتر محسن جهانگیری، انتشارات سمت، تهران، 1382

12 مجتهدی، کریم، فلسفه غرب، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1380

13 ــــــــــــــ ، دکارت و فلسفه او، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1382

14 . برهیه، امیل، تاریخ فلسفه قرن هفدهم، ترجمه اسماعیل سعادت، انتشارات هرمس، تهران، 1385

15واربرتون، نیگل، آثار کلاسیک فلسفه، ترجمه مسعود علیا، چاپ شمشاد، تهران،

چکیده

بحث اخلاق از دیرباز یکی از مهم ترین مباحث معرفتی بوده و در طول زمان تاریخ تطور بلندی داشته است. نوشته حاضر به بررسی تطبیقی علم اخلاق از دیدگاه ارسطو و دکارت؛ دو فیلسوف برجسته و مهم دوره یونان باستان و فلسفه جدید می پردازد

دکارت در کتاب گفتار در روش ضمن نقد روش و آراء علمای علم اخلاق بویژه ارسطو و متهم نمودن آنان به گزافه گویی، تصویرپردازی و توصیفی بودن و نیز عدم ارائه راه و طریق صعود به قله رفیع اخلاق، وعده می نماید تا در نظام اخلاقی خود نرده بان صعود به این قلّه را به دست دهد و اخلاقی کاربردی و توصیه ای ارائه نماید

در این مقاله نشان داده خواهد شد که اولاً دکارت در مدعای خود و اتهامات وارده به اصحاب مدرسی ، بویژه ارسطو در باب اخلاق صادق نبوده است و به رغم استفاده های فراوانی که از ارسطو در بحث اخلاق [و همچنین مابعد الطبیعه] نموده است، جانب انصاف را نگه نمی دارد. ثانیاً، بنای استوار اخلاقی که وی سودای تحقق آن را در سر می پروراند هیچ گاه جامه عمل نپوشید

کلمه های کلیدی:

• نفس • عقل • فضیلت • بدن • اراده • حکمت عملی • عواطف • میل • حکمت نظری • احساس • انفعالات

 

 

مقدمه

آن زمان که آدمی چشم خود را به عالم هستی گشود، فهم معنای هستی و پرسش ازحقایق درون و بیرون پیوسته به عنوان پرسشی بنیادین برای او مطرح بوده است. او پس از آن که شناختی فی الجمله از علوم نظری، آلی و عملی حاصل نمود و به فهم معنای هستی و رمز و راز و غایت خلقت آدمی بار یافت از آن رو که اولاً موجودی مدنیٌ بالطبع است و در درون اجتماع بشری با دیگران تعامل و ارتباط دارد و ثانیاً می دانست که عبث آفریده نشده است و باید در جهت تربیت نفس، کسب فضیلت و سعادت و خدمت به دیگران گام بردارد؛ به تدریج وارد حوزه اخلاق شده و در می یابد که معنای نیک و بد، خیر و شر و حُسن و قبح چیست. هم هنگام او دو پرسش بنیادین را که در مباحث اخلاقی دوران باستان نقش محوری داشت در صدر پژوهش های خود قرار می دهد

1 ـ زندگی خوب برای انسان چه نوع زندگی است؟

2 ـ آدمی برای این که زندگی خوب و سعادتمندانه‌ای را داشته باشد، چگونه باید زندگی کند؟

بحث و بررسی پیرامون جایگاه و منزلت علم اخلاق در ارتقاء آدمی به فضایل اخلاقی و نیل به سعادت و زندگی نیک از مهم ترین دغدغه های آدمی در طول تاریخ بوده است. امّا از آنجا که بحث اخلاق از آن زمان که در کانون توجه برخی از اندیشوران قرار گرفت تا اخلاقی که امروزه از آن سخن به میان می آید تاریخ تطور بلندی به جهت معنا و کارکرد داشته است و بی تردید بررسی تاریخ این تفکر در این مقال نمی گنجد. از این رو بر آن شدیم تا صرفاً به مطالعه تطبیقی علم اخلاق ارسطویی، به عنوان مبدأ و خاستگاه یک علم اخلاق کاربردی و مدوّن و علم اخلاق از دیدگاه دکارت در سده هفدهم میلادی بپردازیم. این مقایسه به چند دلیل حائز اهمیت است: اولاً متوجه خواهیم شد که اگر تفکر افلاطون، آن گونه که وایتهد توجه داده است، بر کل تاریخ تفکر غرب سایه انداخته است، چنان چه خوب بنگریم ردپای اخلاق ارسطویی و سلطه بلامنازع او را حتی در و بر آثار فیلسوفان اخلاق متأخر باز خواهیم شناخت؛ و پر واضح است که این مطلب ما را در فهم بهتر نظام اخلاقی و به ویژه نظام مابعدالطبیعی ارسطو مدد خواهد رساند. ثانیاً به رغم انتقاد های دکارت به سنت مابعدالطبیعی و به تعبیر وی اخلاق توصیفی ارسطویی، و همچنین با وجود تلاش دکارت به گذر از آن به سمت یک علم اخلاق دائمی و توصیه ای(کاربردی)، میزان وام داری او به ارسطو و تأثیر پذیری وی از او در حوزه اخلاق و مواضع اختلاف آنها را مشاهده خواهیم نمود . این امر، خود موجب خواهد گردید به فهم بهتری از وضعیت اخلاق در سده هفدهم و به ویژه نظام اخلاقی و مابعدالطبیعی دکارت نائل گردیم

در پاسخ به دو سؤال مذکور که در واقع بنیادی ترین پرسش در زمینه اخلاق است با توجه به اختلاف در مبانی فکری و همچنین فهم اندیشمندان از معنای واژگانی چون، فضیلت (سعادت)، خوبی یا بدی و; و همچنین با توجه به اختلاف زمان و مکان و شرایط جغرافیایی و تاریخی، همیشه اختلاف نظر وجود داشته است و از این رو مکاتب و نحله‌های متفاوتی در باب اخلاق و زندگی اخلاقی شکل گرفته است

بخش اول

علم اخلاق از دیدگاه ارسطو

چنان که می دانیم، نظرگاه افلاطون؛ یا به تعبیر درست‌تر سقراط در باب اخلاق یک نظریه مطلق انگارانه است. بر اساس این دیدگاه عملِ خلاف اخلاق یا عمل بد نتیجه جهل و نادانی است و هیچ کسی دانسته و از روی علم و آگاهی مرتکب عمل بد و نادرست نمی شود. او همچنین معتقد بود که قواعد اخلاقی در تمام اوضاع و احوال و شرایط ثابت و مطلق‌اند؛ یا به تعبیر دیگر فقط یک نوع نحوه زندگی خوب برای همه مردم وجود دارد و خیر، مستقل از همه آدمیان است

اما ارسطو به خلاف اسلاف خود که رفتار و امور اخلاقی را به قوانین طبیعت استناد می‌دادند، تلاش نمود برای مسائل اخلاقی، طریقی تجربی و علمی پیدا کند. او به خوبی از نقیصه نظریه مطلق گرایانه افلاطونی آگاه بود و لذا این که همه انسان‌ها با وجود اختلافات شدید روحی، فردی، اجتماعی ، جغرافیایی، جسمی و جنسی باید یک قانون عام و کلی را نصب العین خود قرار دهند و از آن متابعت کنند برای او قابل پذیرش نبود. از این رو درصدد برآمد زندگی خوب برای همه آدمیان را از طریق تفکر و تعقّل و مشاهده و بررسی تجربی و عینی رفتار و گفتار انسان‌ها بدست آورد

ارسطو در پایان دریافت که زندگی خوب برای آدمی عبارت است از «ائودایمونیا» یا زندگی سعادت- مندانه. اما پرسش بعدی این بود که ائودایمونیا چه نوع زندگی است. آیا زندگی قرین با لذت و شادی را ائودایمونی می‌نامند یا زندگی توأم با کامیابی و شهرت را. آیا چنان که سقراط و رواقیون گفته اند، برای ائودایمونیا صرفاً فضیلت مند بودن کافی و بسنده است یا این که باید هم داستان با ارسطو خیرات و امور خارجی را نیز برای آن ضروری دانست؟ در پاسخ به این پرسش سه اثر مهم و ارزشمند از ارسطو برجای مانده است که در واقع سلسله درس گفتارهای او در لوکیوم بوده است

1ـ اخلاق کبیر ، متشکل از دو دفتر و حاوی خلاصه نظریات اخلاقی ارسطو است. این کتاب منبع درسی لوکیوم بوده است و ساختار و محتوای آن شباهت زیادی به اخلاق نیکوماخوسی و به ویژه اخلاق ائودموسی دارد

2ـ اخلاق نیکوماخوسی که گویا نیکوماخوس؛ پسر ارسطو به همکاری تئوفراستوس آن را گرد آورده است و شامل ده دفتر است

3ـ اخلاق ائودموسی که احتمالاً شاگرد محبوب او «اُدِموس» آن را تنظیم نموده و در 8 دفتر گرد آمده است

بنابراین با توجه به اشتراک کلّی این سه اثر در ساختار و محتوا، به منظور فهم صحت و سقم ادعای دکارت در باب اخلاق ارسطویی و نیز فهم کلیّاتی از اخلاقی ارسطو؛ به بررسی اجمالی مضمون و محتوای بخش هایی از کتاب اخلاق نیکوماخوسی خواهیم پرداخت. سپس آراء اخلاقی دکارت مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در پایان به مقایسه این دو رویکرد خواهیم پرداخت

الف) اخلاق نیکوماخوسی در یک نگاه کلّی

ارسطو در دفتر نخست این اثرخیرات یا امور نیک را به دو بخش غایت و وسیله تقسیم می کند و غایت زندگی یا خیر اعلاء را «سعادت» می‌نامد. سپس می افزاید سعادت یا «ائودایمونیا» دو گونه است

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود جامعه شیعه در مدینه نخاوله با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود جامعه شیعه در مدینه نخاوله با word دارای 71 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود جامعه شیعه در مدینه نخاوله با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

مقدمه

پژوهش حاضر كوششی است برای تشریح وضعیت جامعه شیعه مدینه و مناطق همجوار آن در جنوب شهر مدینه، البته بیشتر از قرن نوزدهم به این سو و با اشارتی به پیشینه تاریخی آن. این گزارش مبتنی است بر یك رشته منابع جور و اجور; اعم از منابع درجه اول و دوم، از آثار عربی قرون میانه تا نوشته های سیاحان اروپایی و آثار مخالفان فعلی دولت سعودی. همچنین از نوشته های تاریخیِ سالشمارانه از قدیم تاكنون و گزارش هایی كه ایرانی ها و لبنانی های شیعه و دیگر زائران مدینه نگاشته اند. البته تصویر به دست آمده، از بسیاری جهات مبهم است، بویژه از آن روی كه مؤلفِ نوشته حاضر نتوانسته (و شاید هرگز نتواند) یك پژوهش جدی انجام دهد.
در آغاز بیان چند ویژگی، درباره اهمیت عمومی مدینه در تاریخ شیعه و نیز در تفكر مذهبی آن، بسیار مناسب است و ما باید به خاطر داشته باشیم كه مدینه در مقایسه با سایر شهرهای مقدس و مذهبی نزد شیعیان امامی،1 [و به طور كلی] به دلیل داشتن چند ویژگی، متفاوت است:
(نخست آن كه:) تاریخ و اهمیت مذهبی این شهر، بستگی كامل به شهر مكه دارد، به این معنا كه هر چند زیارت مدینه بخشی از اعمال حج نیست، اما زیارت آن، قبل یا بعد از اعمال حج، مورد اعتنای تمامی مسلمانان است، و در اصل برای شیعیان یك وظیفه مقدس به شمار می آید; 2 این در حالی است كه برخی از شهرهای مقدس شیعه، مانند نجف و كربلا در اصل، در اطراف مرقد امامان(علیهم السلام) ساخته شده و نیز برخی از آن ها مانند مدینه، مدت ها پیش از آن كه نزد شیعه، شهری مقدس باشد، وجود داشته اند.3 اگر ما اهمیت تقدّس مذهبی شهرها را از دید شیعه، بر اساس شمار امامانی كه در آن مدفونند بسنجیم، باید نتیجه بگیریم كه شهر مدینه بیشترین اهمیت و محبوبیت را در قیاس با شهرهایی مانند نجف و كربلا دارد; چرا كه به عنوان مثال، در هر یك از آنها تنها یك امام دفن شده، اما مدینه (شهر محبوب همه مسلمانان، به دلیل مدفون شدن پیامبر در آن)، قبر چهار امام را در خود جای داده است. وآنها عبارتند از: «حسن بن علی»، «علی زین العابدین»، «محمد باقر» و «جعفر صادق»[(علیهم السلام)]. در آنجا همچنین قبر فاطمه دختر پیامبر(صلی الله علیه وآله) مادر دو امام; حسن و حسین و یكی از محبوبترین زنان قدسیه در اسلام قرار دارد. همین طور مرقد شمار دیگری از اعضای خاندان پیامبر (اهل البیت) در آنجا     می باشد.4
البته این امر به این صورت، حساسیت بیشتری ایجاد نمی كند، اما اهمیت ویژه ای را مطرح       می سازد كه به هر روی، برای زیارت شهرهای مقدس، افراد را به خود جذب می كرد.
روشن است كه زیارت مدینه توسط زائران شیعه نسبت به همكیشان سنیِ آنها، عمومیت بیشتری دارد.5 شیعیان امامی همه امامان خود، به جز امام دوازدهم را، كه در غیبت است، شهید می دانند. طبیعی است كه توقف در برابر مرقد چهار امام در مدینه، عمیق ترین احساسات مذهبی را در آنها ایجاد می كند.
در دوره جدید; یعنی از دهه 1920، اندوه شیعیان زائر قبرستان قدیمی مدینه; یعنی بقیع الغرقد (به اختصار بقیع)6 شدت یافت; چرا كه آنها شاهد بودند كه حرم امامان در عراق، ایران و حتی بسیاری از مراقد امامزادگان7 با كتیبه ها و تزیینات پر هزینه از طلا و نقره و آیینه و غیره پوشیده شده اند. در چنین حالتی، سادگیِ بیش از حدّ آرامگاه امامان در مدینه، یك ضربه روحی برای آنها بود. این امر، حتی برای زائرانی كه آگاهی كافی در باره خرابی مراقد امامان بقیع ـ به دست سعودی ها پس از پیروزیشان در دسامبر 1925 ـ داشتند، صادق بود.
پیش ازاین حوادث نیز مدینه وضعیت متفاوتی با شهرهای مقدس، در شرق; مانند نجف، كربلا، كاظمین و مشهد داشت (سامرا هم تا حدی یك استثنا بود). مدینه هیچ گاه حوزه علمیه شیعی نداشت. گرچه (دانشمندان و واعظان و طلاب از) شیعیان در مدینه و اطراف آن از روزهای نخست دوره اسلامی تاكنون وجود داشتند امّا، هیچ مدرسه ای كه قابل مقایسه با مراكز شیعی در عراق و ایران باشد، درآنجا تأسیس نشد.8 همین سخن درباره مكه نیز صادق است. البته این مسأله، نتیجه عمده وضعیت سیاسی بود. به جز چند مورد، مدینه همیشه زیر سلطه قدرت های سنی بوده است. با این همه حكام محلی مانند بسیاری از شرفای هاشمی مكه، به داشتن تمایلات شیعی شناخته شده بودند. شرفای مكّه در نظر بسیاری از نویسندگان شیعه، شیعیانی بودند كه به دلایل روشنی، خود را سنی مطرح می كردند. رفتاری كه بر اساس اصل «تقیّه» در فقه شیعه مشروع بود. این سخن كه همه شرفا گرایش شیعی داشته باشند، جای بحث دارد، با این حال تردیدی نیست كه گرایش شیعی در میان برخی از طوایف خاندان هاشمی، بویژه در میان اشراف حسینی مدینه9 وجود داشته است. این حقیقت می تواند روشن سازد كه چرا شیعیان آرزو داشتند تابه عنوان مجاور10(برای زندگی و حتی مردن!) در مدینه باشند و معمولاً برای اقامت در مدینه یا حومه آن موفق می شدند. ملامحمد امین استرآبادی (م میان 1033 ـ 1036 / 1623 ـ 1626) كه مجدِّد مكتب اخباری میان شیعه است، نمونه ای مشخص می باشد.11

پی نوشت ها:
 
1- اعیان، (1986)، ج 1، ص 200
2- همان، ص 208
3- سفرنامه، صص 193 و 266
4- Tracels, vol. 2, 224
5- رفعت پاشا، مرآه الحرمین، ج2، ص91 ; Stratlotter: Von Kairo, 203. در باره احامده نكـ : همان، ص 354 ; Oooenheim. Die Beduinen, vol. 2, 377, 379 ; بلادی، معجم قبائل، ص 13 ; در باره خاندان ابن جزاء، همو، نسب حرب، ص 179
6- Fragner: Persische Memoirenliteratur, 22. 77. 111.
7- سفرنامه، صص 243، 250، 254، 257، 259، 265، 280
8- همان، صص 254، 279. درباره عملكرد سیاسی امین الدوله نكــ :
Fragner: Memoirenliteratur, 88-111
9- ابن زبیر، معجم، ج 2 : ص 904، نسب او را «عبدالغنی تاریخ، ص 428» آورده است.
10- الرحله الحجازیه، ص 253
11- بغیه الراغبین، ج 2، ص 197 ; نیز نكـ : القبیسی، حیات، ص 106 ; بعد از این باز در باره شرف الدین سخن خواهیم گفت.
12- اعیان، ج 10، ص 364
13- برای مطالعه ادامه همین متن به صفحه 287 مراجعه كنید.
14- این مسأله به طور كوتاه در این منبع آمده است: Oppenheim: Die Beduinin, vol. 2, 435 ; و نیز شرف الدین، بغیه الرغبین، ج 2، ص 197 ; Tauber: The Arab Movements، در آن جا توجه داده شده است كه شریف ناصر در جنگ حاضر بوده اما به پیش از آن اشاره نكرده است (106, 133 .234 , 237).
15- Swven Pillars, 165
16- Bidwell (ed.): The Arab Bulletin, vol. 2, 143
17- Seven Pillars, 280, 544, 671.
18- همان، صص 165، 237
19- War and Discovery, 436.
20- Reprinted in Bidwell (ed.): The Arab Bulletin, vol. 2, 56, 291.
21- Seven Pillars, 159.
22- Kedourie: The Surrender ; بدر، التاریخ الشامل، ج3، ص 83، 114، 118
23- Kedourie, ibid., 137 ; بدر، التاریخ الشامل، ص 148
24- بدر، همان، ص 153 ; Clayton: An Arabian Diary, 110 fn, 12, 111, 120; Rush: Records, vol. 4286; Badeeb: Saude-Iranian Relations, 80 ; وزارت امور خارجه، روابط، صص67 ـ 63
25- نخستین بار در نشریه سعودی ام القری، ج 2، ش 51 (18 دسامبر 1925 در مقاله ای (صص 2 ـ 1) چاپ شد با عنوان «كیف تمّ تسلیم المدینه المنوره، وثائق هامه للتاریخ». همین مقاله در المنار، ج26 (1925 ـ 1926) ص 676 چاپ شد. نیز در: رشید رضا، مقالات، ج 4، ص 176
26- امّ القری، (نكـ : پاورقیِ پیشین)، بدر، التاریخ الشامل، ج 3، ص 158 ; الریحانی، تاریخ نجد، ص381
27- Rudd: Abdullah, 171, 178, 184-191.
28- نجفی، مدینه شناسی، صص 297 ـ 293 ; حافظ، فصول، ص 167
29- حافظ، فصول، ص 168 (چاپ دوم، ص 182).
30- حافظ، همان، ص 231 (چاپ دوم، ص 244)
31- شیرازی،الاحتجاجات، ص27 ; مناظرات، ص53 ـ 51 ; درباره شیرازی نكـ : مشار، مؤلفین، ج3، ص971
32- در باره او نكـ : مشار، همان، ص 345
33- خاطرات، ص 75 ; حافظ، فصول، ص 40 ; بدر، التاریخ الشامل، ج 3، ص 222 ; تصویری از سید مصطفی نجار (عطار!) در نجفی مدینه شناسی، ص 102 آمده است.
34- مدینه الیوم، ص 311 ; در باره بلیهیشی نكـ : ابن سلام، موسوعه الادباء، ج 1، صص 100 ـ 97
35- حمزه الحسن، الشیعه، ج 1، ص 66 (در باره محمود عیسی المشهدی نكـ : ابن سلام، موسوعه الادباء، ج 3، ص 201 ; Winder: Al-Madina, 999.. برای اطلاعات بیشتر نكـ : بلیهیشی، المدینه، ص 308 ; عمران از وابستگان خاندان حَبّوبی هستند (همان، ص 280)، یكی از كهن ترین خاندان های نجف (امینی، المعجم، ج 1، ص392ـ387) ; محسن الأمین از شخصی با نام سید عمران الحبوبی یاد كرده كه وی را به منزلش در مدینه دعوت كرده است. (اعیان، ج 10، ص 365).
36- .Snouck Hurgronje: Orintalism, 306
(در نامه ای كه به تئودور نولدكه در 25 مارس 1923 نوشته است.)
37- الحسن، الشیعه، ج 1، ص 66
38- HamdanL: The Literature, 29-33 در باره واقعه حرّه، نكـ : منبع زیرین، ص 304. فتنه مشابه آن، در سال 1111 / 1699 ـ 1700 نكـ : بلادی، نسب، 155. بدر، التاریخ، ج 2، ص 376ـ 378
39- Hamdan، همان، صص 28 ـ 26
40- حُرَیدی، شؤون، صص97ـ95 ; برای شناخت زمینه های آن نكـ :
Oppenheim: Die Beduinen, vol. 2, 368
41- در باره این شخص پس از این سخن خواهیم گفت.
42- تحفه المحبین و الأصحاب، ص 172
43- تحفه المحبین، ص413 ـ 412
44- نكـ : مظفر. نیز نكـ : عواد، معجم، ج 3، ص 154 ; امینی، معجم رجال، ج 3، ص 1216 ; بر اساس آنچه كه در ص1212 آمده، اصل خانواده وی حجازی بوده است (آل مسروح از حرب).
45- نكـ : مدخل: Ayan al-Shia در دائره المعارف ایرانیكا. ج 3، (1989) ص 130 و منابعی كه در آنجا آمده است. (شرح حال خودنوشت سید محسن امین در چاپ سال 1986 ; اعیان، ج 10، صص446ـ333 آمده است.
46- مظفر، تاریخ الشیعه، ص 116
47- به ویژه در: Wsvell: A Modern Pilgrim, 58-63 (در شرح حوادث سال 1908) و جزئیات بیشتر در: العیاشی، المدینه، صص 538، 572 ; برای شناخت زمینه آن، به ویژه در ارتباط با راه آهن حجاز نكـ : Philipp: Der bduinische Widerstand, توضیحات مفصل تر را ببینید: Buzpinar: The Hijaz و نیز Ochsenwald : Religion.
48- اعیان الشیعه، ج 10، ص 364
49- همان، ص 365
50- نقشه را بنگرید در: Burton, Personal, vol, 1, 392; نجفی، مدینه شناسی، ص 35، Bindapji, ]Map ofMedina[ , EI, vol, 5, 100. Maps
51- همان، ج 10، ص 365
52- برای اطلاعات بیشتر در باره «حِلْف» نكـ :
Juda: Aspekte, 2-8; Graf: Das Rechtswesen, 15f.
53- بدر، التاریخ، ج 3، ص 152 ; بلادی، نسب، ص 55، 166 ـ 168، 185 ; ویندر، المدینه، ص 998
54- نكـ : العرب (مجله)، ش 31، (1996)، صص 790 ـ 781 ; ش 32 (1997)، صص249 ـ 246. كتاب نسب بلادی و آثار دیگر این مؤلف، به طور آشكار، در دفاع از نقش تاریخی حرب، نوشته شده است.
55- بلیهیشی، مدینه الیوم، ص 312 ; نیز نكـ : بلادی، نسب، ص 197
56- بلیهیشی، همان، صص 321 ـ 312
57- همان، ص 321
58- معجم معالم الحجاز، ج 6، ص 185
59- معجم قبائل الحجاز، ص 408
60- نسب حرب، ص 55
61- The Shia. 4
62- المدینه المنوره فی رحله العیاشی، در باره مؤلف و نوشته او «ماء الموائد» نكـ : امحزون، صص66 ـ 19، همین طور نكـ : EI, Vol, 1, 795.
63- نكـ : مدخل Djafar al-Sadik در EI, vol 2, 374 و مدخل Ismailiyya در EI, vol. 4, 198. در باره مشهد اسماعیل نكـ : Wafa, 920. در دوره سعودی، بنای مزبور مورد بی توجهی قرار گرفت و در سال 1975 از میان رفت. نكـ : نجفی، مدینه شناسی، ص 389. مغربی، المهدم، ص 10 ; سامرائی، السعود، ص 35
64- امحزون، ص 175
65- تحفه المحبین، ص 303
66- . EI, 5, 19 در باره مؤلف نكـ : EI, vol. 7, 433-35
67- نایب الصدر شیرازی، تحفه الحرمین، ص 235 ; سیف الدوله، سفرنامه، ص 141 ; Dozy: Supplement,vol. 2,.658
68- خلیلی، موسوعه، ج 3، بخش اول، ص 313
69- نكـ : به پارگرافی كه در منبع بالا صفحه 268 و بعد از آن در صفحه 313 آمده است.
70- Dozy, Supplement, vol2, 252
71- Schlarship. 340, Mekka, vol, 2, 252, fn. 2.
72- البلادی در: السباعی، تاریخ مكه، چاپ چهارم، ج 1، ص 95. (برای متن نكـ : ص 308). البلادی، معجم معالم الحجاز ج 6، ص 186
73- الكواكب الحج، ص 53 ; نیز نكـ : Oppenheim, Die Beduinem, vol. 2, 378
74- Personal Narrative, vol, 2, 1, fn. 2.
75- L,Arabia Saudiana, 92
76- سعید، تاریخ، ص 491
77- Fontana: Una rappresentazione; art. Date Palm in Encyclopaedia Iranica. vol. 7. 123
78- مجلسی، بحارالأنوار، ج 49، ص102 به بعد.
79- الحُضَری، النخیل، صص 241 ـ 245 ; فضائل المدینه، ص 13
80- سمهودی، وفاء الوفا، ج 1، ص 15 ; Wustenfeld: Geschichte, 10
81- البتنونی، الرحله، ص 254 ; یوسف، المساجد، ص 72
82- همان، صص 89ـ87 ; الخوئی، شیعه، ص 5 ; المهدم، ص 42 ; متن یك نامه كه به وسیله عبدالعزیزبن عبدالله بن آل شیخ ـ رییس وقت هیأت امر به معروف و نهی از منكر ـ به مسؤول امور شهر و روستا. در سال 1976 یا اندكی بعد نوشته شده است.
83- نكـ : مدخل Al-Bahrayn در EI, vol. 1, 941. و نیز مدخل متوالی در همانجا، vol.7, 780
84- برای آگاهی های شخصی نكـ : بلادی، معجم قبائل، ص 95. در باره وادی فُرْع نكـ : همان مؤلف، معجم معالم الحجاز، ج 9، ص 41
جامعه شیعه در مدینه ـ نخاوله (3)
مقاله حاضر سوّمین بخش از مقاله تشیّع در مدینه اثر Werner Ende استاد دانشگاه Freiburg است كه بخش اوّل و دوّم آن در شماره هاى 25 و 31 انتشار یافت و ان شاءالله قسمت پایانى آن همراه با مشخصات منابع، در شماره آینده به چاپ خواهد رسید.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود بررسی قاعده نفی سبیل ، آثار و لوازم آن در فقه اسلامی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی قاعده نفی سبیل ، آثار و لوازم آن در فقه اسلامی با word دارای 143 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی قاعده نفی سبیل ، آثار و لوازم آن در فقه اسلامی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست مطالب                                          
چکیده    
واژگان کلیدی
مقدمه 1  
فصل اول : کلیات ومفاهیم 4
1-1 بیان مساله 5
2 – 1 سوابق مربوط به تحقیقات انجام یافته در مورد قاعده نفی سبیل 7
 3-1 اهداف تحقیق 10
4 – 1 فرضیه ها و پرسش های تحقیق11
5 – 1 شرح مفردات11
1 – 5 – 1  معنای لغوی قاعده 11                                     
2 – 5 – 1 معنای اصطلاحی  قاعده 11
3- 5- 1 فرق میان قاعده ی فقهی و مسئله فقهی 12
4 – 5 – 1 تفاوت قاعده فقهی و اصولی . 12  
 6 – 1 فقه . 13
 1 – 6 – 1 فقه در لغت 13
 2 – 6 – 1 فقه در اصطلاح فقها .13
7 – 1 حکم .13
 1 – 7 – 1 اقسام حکم شرعی 13
 1 – 7  احکام واقعی 13
 2 – 7  احکام ظاهری13
 2 – 7  – 1  اقسام احکام واقعی 14
 1 – 2 – 7 احکام اولی14 
 2 – 2 – 7 احکام ثانوی14
8 – 1 قاعده نفی سبیل 14
 1 – 8 – 1 تعریف قاعده نفی سبیل 14
 2 – 8 –1 واژه سبیل در لغت..15
 3 – 8 – 1 واژه سبیل در قرآن کریم15
 9 – 1 مسلمان .. .16

فهرست مطالب                                          

10 – 1 کفر و کافر     16
1- 10 – 1 واژه کفرو کافر در لغت  16
2 – 10 – 1 کافر در اصطلاح فقها. 17
3 – 10 – 1 واژه بیگانه17
4 – 10 – 1 اقسام کافر18
11-1 واژه روابط 19
12-1 تعریف روابط بین الملل 19
13-1 دارالاسلام 19
14-1 دارالکفر 19
فصل دوم : ادله و مستندات اثباتی قاعده نفی سبیل 20
1-2 ادله نقلی 21
1-1-2 کتاب 21
1-1-1 -2 آیه نفی سبیل از دیدگاه مفسران 22
1 – 1- 1  جمع بندی انظار مفسران درمورد آیه نفی سبیل 28
2-1-1-2 آیه نفی سبیل از دیدگاه فقها و اندیشمندان 28
3-1-1-2 آیه نفی سبیل از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) 33
2-1- 1   جمع بندی انظار فقها درمورد آیه نفی سبیل 34
4-1-1-2  اشکال و پاسخ در دلالت آیه نفی سبیل بر قاعده نفی سبیل     35
1-4-1 اشکال اول 35
2-4-1 اشکال دوم 36
3-4-1 اشکال سوم37
4-4-1 اشکال چهارم 38
5-1-1-2 آیات دیگری که می تواند مستند قاعده نفی سبیل شود 39
2-1-2 حدیث اعتلا 40
فهرست مطالب                                          

1-2 سند روایت41
2-2 دلالت روایت42
3-2 جمع بندی انظار فقها در دلالت حدیث اعتلا بر قاعده نفی سبیل 48
2- 2 دلایل عقلی 49
1-2-2 اجماع 49
1-1-2-2  تامل بر دلیل اجماع 50
2-2-2 مناسبت حکم و موضوع 50
1-2- 2 – 2 تامل بر دلیل اعتبار . 52
3-2-2 وجوب تعظیم شعائر و حرمت اهانت 53
1-3-2- 2  تامل بر دلیل وجوب تعظیم شعائرو حرمت اهانت 54
فصل سوم : آثار و کاربرد قاعده نفی سبیل درفقه اسلامی 55
1- 3 آثار قاعده نفی سبیل در بیع و معاملات .  56
1-1-3 فروش برده مسلمان به کافر56
2-1-3 عدم صحت اجاره عبد مسلم یاامه ی مسلمه برکافر   . 57
3-1-3 عدم صحت عاریه عبد مسلم یاامه ی مسلمه برکافر    58
4-1-3 فروش قرآن به کافران  58
5-1-3 ربا بین مسلمان و کافر61
1-5 تعریف ربا  61
6-1-3 ممنوعیت ارث بردن کافر از مسلمان   63
1-6 تعریف ارث63
2-6 موانع ارث 63
7-1-3 عدم ثبوت حق شفعه برای کافر 65 
1-7 معانی لغوی شفعه65
2-7 شفعه در اصطلاح65
3-7 شفعه در مذاهب اسلامی 66

فهرست مطالب                                          

4-7 تعریف اخذ به شفعه در قانون مدنی..   66  
5-7 مسلمان بودن شفیع 66
8-1-3 فروش سلاح به دشمنان دین    68
1-8 منظور از دشمنان دین چه کسانی هستند؟      68
2-8 مشروع نبودن فروش سلاح و ابزار نظامی به دشمنان دین   .  68
3-8 فرق گذاری بین زمان جنگ و صلح  69 
4-8 دیدگاه امام خمینی در فروش سلاح به دشمنان دین      71
9-1-3 مسکونیت کافران ذمّی   72 
10-1-3 وقف مسلمان بر کافر   72 
1-10 معنای لغوی وقف 72  
2-10 وقف در اصطلاح فقها ..   72
11-1-3 عدم صحت تولیت کافردر اوقاف مربوط به مسلمین 74
12-1-3 وصیت مسلمان بر کافر 75 
1-12 تعریف وصیت 75 
2-12 وصیت برای کافر ذمی75 
3-12 وصیت برای کافر حربی 75  
4-12 وصیت برای مرتد76 
13- 1-3 وصی قراردادن کافر77 
1- 13 تعریف وصایت 77 
2-3 آثار قاعده نفی سبیل در ولایات 78 
1-2-3 عدم جواز ولایت کافر بر مسلمان78 
1-1 معنی و مفهوم واژه ولایت 78 
2-2-3 عدم ثبوت حضانت کافر بر کودک مسلمان 80   
1-2 تعریف حضانت 80

 

فهرست مطالب                                          

3 – 3 آثار قاعده نفی سبیل در عبادات ..81
1-3-3 عدم توقف صحت نذر فرزند مسلمان بر اذن پدر کافر81
4-3 آثارقاعده نفی سبیل در سیاست 81
1-4-3 منع طلب مشورت از کافر81
5-3 آثار قاعده نفی سبیل در احکام قضایی وداوری 82
1-5-3 وکالت کافران 82
1-5 وکالت در لغت82
2-5 وکالت در اصطلاح فقهی82
2-5-3 قضاوت کافر برای مسلمان83
1-2 قضادر لغت83
2-2 قضادراصطلاح84
3-2 شرایط معتبر در قاضی  84
4-2 شرطیت ایمان و اسلام در قاضی84
5-2 وظایف قاضی85
6-3  آثار قاعده نفی سبیل در نکاح 86
1-6-3  ازدواج با کافران86
1-6 تعریف ازدواج 86
2-6-3 ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان 86
3-6-3 عدم صحت نکاح پس از اسلام زوجه 87
4-6-3 ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان از دیدگاه اهل سنت  89
5-6-3 ازدواج زن مسلمان با مرد ناصبی و غالی  90
7-3 آثار قاعده نفی سبیل دراحکام جزایی اسلام    90
1-7-3 عدم ثبوت حق قصاص برای کافر در صورتی که قاتل مسلمان باشد      90
1-7 تعریف قصاص90
8-3 مستثنیات قاعده نفی سبیل 93

 

فهرست مطالب                                          

فصل چهارم : کاربرد قاعده نفی سبیل در روابط بین الملل94
1-4 روابط بین الملل در قرآن کریم95
1-1-4 روابط با کشورهای اسلامی 95
2-1-4 روابط با کشورهای غیر اسلامی 95
3-1-4 رابطه ی صلح آمیز با کفار 97
4-1-4 تقدم رابطه با مسلمانان97
5-1-4 رابطه با اهل کتاب 98
6-1-4 نفی ولایت اهل کتاب   98
7-1-4 رابطه بر محور مشترکات فرهنگی    99
8-1-4 رابطه ، نه سلطه   99
9-1-4 روابط حرجی  100
10-1-4 نتیجه بحث  100
2-4 معاهدات و قرار دادهای بین المللی در اسلام    101
1-2-4 تعریف معاهدات بین المللی 101
2-2-4 اسلام و مرجع تصویب معاهدات بین المللی     101
3-2-4 تعریف قرار داد 103
4-2-4 فرق عقد با قرارداد103
5-2-4 قراردادهای بین المللی و اقسام آن در فقه اسلامی    103
6-2-4 تقسیم بندی قراردادهای بین المللی    104
1-6-2-4 قراردادهای بین المللی معین      104
2-6-2-4 قراردادهای بین المللی نامعین     104
1-2-6 ادله اعتبار قراردادهای بین المللی نامعین         105
7-2-4 مصادیق معاهدات بین المللی از دیدگاه فقها       105
1-7-2-4 قراردادهای بین المللی معین  105
2-7-2-4 قراردادهای بین المللی نامعین 106

 

فهرست مطالب                                          

3-4 اصول کلی حاکم بر قراردادهای بین المللی در اسلام 107
1-3-4 قاعده نفی سبیل 107
2-3-4 مشروعیت جهت و موضوع قرارداد108
3-3-4 دربرداشتن فایده برای مسلمانان  109
4-3-4 قرارداد مخالف آزادی دعوت اسلامی نباشد  109
5-3-4 قرارداد منافی با اصل استقلال مسلمین نباشد  109
6-3-4 تعهدات منافی با اصل سیادت مسلمین نباشد   110
1-6-3-4 صیانت سیادت در تعهدات بین المللی   111 
7-3-4 اصل عدم مداخله 111
4-4 اصل وفای به عهد111
1-4-4 اصل وفای به عهددر حقوق بین الملل 111
2-4-4 اصل وفای به عهد در اسلام112
5-4 اصل رعایت حسن نیت در توافقات بین المللی112
6-4 اصل حکمیت و داوری بین المللی  113
1-6-4 حل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی 113
2-6-4 عوامل اختلافات بین المللی 113
1-2-6اختلافات حقوقی 113
2-2-6 اختلافات سیاسی 114
3-6-4 حکمیت در نظام حقوقی اسلام114
1-3-6-4 مفهوم حکمیت 114
2-3-6-4 حکمیت در اصطلاح فقهی.. 114
4-6-4 نقش حکمیت در حقوق بین المللی114
5-6-4 حکمیت یک قرارداد بین المللی است 115
7-4 شرایط عمومی قراردادهای بین المللی از نگاه فقهای اسلام 116

فهرست مطالب                                          

1-7-4 شرایط شکلی116
1-1-7 صراحت و روشنی 116
2-1-7 مکتوب بودن قراردادها116
2-7-4 شرایط ماهوی117
1-2-7 اهلیت طرفین117
1-1-2-7 منظور از اهلیت در حقوق بین الملل عمومی117
2-1-2-7 منظور از اهلیت در حقوق اسلامی 119
2-2-7 قصد و رضای طرفین 119
1-2-2-7 تعریف قصد و رضا 119
3-2-7 مشروعیت موضوع و جهت قرارداد 120 
8-4 کاربرد حکومتی قاعده نفی سبیل در دید گاه امام خمینی (ره(121
1-8-4 نتیجه بحث 123
9-4 کاربرد قاعده نفی سبیل در قانون اساسی 124
10-4 کاربردقاعده نفی سبیل در زیر بنای سیاست خارجی    125
11-4 نمونه های استعمال قاعده نفی سبیل توسط فقهای متاخر اسلام    125
1-11-4 واقعه رژی یا تحریم تنباکو 126
2-11-4 امام راحل و قانون کاپیتولاسیون127
12-4  نتیجه گیری و پیشنهادات130
منابع 132
چکیده انگلیسی

گروه علوم انسانی

گروه الهیات ، فقه و مبانی حقوق اسلامی

 قاعده نفی سبیل ، آثار و لوازم آن در فقه اسلامی

چکیده

قاعده فقهی نفی سبیل کافر بر مسلمان قاعده معروف و مشهوری است که در اکثر ابواب مختلف فقه جریان دارد و فقها در استدلال به این قاعده احکام زیادی را که موجب سلطه ی کافر بر مسلمان شود استنباط کرده اند . مهم ترین ادله و مستندات این قاعده ؛ کتاب ، احادیث نبوی ، اجماع و تناسب حکم و موضوع می باشد که در دلالت برخی از آن ها براین قاعده تامّل وجود دارد اما مستند اصلی این قاعده آیه 141 سوره نساء ؛ « وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا » است که الفاظ قاعده نیز از این آیه گرفته شده است طبق این آیه خداوند متعال هرگز حکمی را که موجب سلطه ی کافر بر مسلمان شود جعل و وضع ننموده است و مراد از جعل در این قاعده جعل تشریعی و تقنینی است نه جعل تکوینی .  هرچند که برخی از بزرگان آن را جعل تکوینی نیز می دانند اما این برخلاف ظاهر آیه است و قاعده نفی سبیل از قواعد ثانویه به شمار آمده و برادله ی اوّلیه احکام حاکم است و حکومت واقعی برادله اولیه احکام داردو آثار این قاعده در مسائل فقهی و حقوقی  از قبیل  معاملات ، نکاح و ولایات و … نمایان و آشکار است و از اصول اساسی حاکم بر روابط بین الملل با کشورهای غیر مسلمان و زیر بنای سیاست خارجی و انعقاد معاهدات و قراردادهای بین المللی اسلام با دیگر کشورهای غیر اسلامی است . طبق این قاعده هرنوع روابط و انعقاد قرارداد و معاهده ای که موجب سلطه ی بیگانگان بر کشورهای اسلامی شود این قاعده جلوی آن را می گیرد و حاکمیت خود را بر آن اعمال می کند وتنها مرجع صلاحیت دار تصمیم گیر در این زمینه امام مسلمین و نمایندگان ایشان است .

واژه های کلیدی :  قاعده ,قاعده نفی سبیل ,کافر ,مسلمان ,روابط بین الملل

مقدمه :

سرآغاز گفتار نام خداست                 که رحمتگر و خلق را رهنماست
        به نام کسی که آفرید، ازعدم              به انسان عطا کرد ، فکر و قلم

سپاس و ستایش فراوان آفریدگاری را سزاست که انسان را به نعمت عقل و دین کرامت بخشید .
درود و صلوات بی پایان خداوند بر همه ی حاملان وحی الهی ؛ به ویژه خاتم پیامبران حضرت محمّد مصطفی ( ص ) و جانشینان معصوم ایشان ، که کاروان بشریت سرگردان را از تاریکی های
جهل به سوی معرفت رهنمون شدند و تشنگان معارف ناب اسلامی را از سرچشمه ی زلال علم و معرفت الهی سیراب نمودند .
سلام همه فرشتگان بر برگزیدگانی که با سخنان گزیده ی خود، فقه پویای اهل بیت ( ع ) را برای پویندگان کوی سعادت ورستگاری به ارمغان آوردند و شاگردان زبده ای را پرورش دادند.
دین مبین اسلام یک دین جامع و معتدل بوده ودر سایه ی این آیین مقدس الهی ؛ زندگی اجتماعی شیرین و لذت بخش است و برای نیل به این هدف ، قوانین و شرایط خاصی را تحت عنوان قواعد فقهی وضع نموده است که در سایه ی عمل به آن قواعد ، آسایش و آرامش در زندگی اجتماعی بشر حکمفرما خواهد بود .
از جمله ی یکی از این قواعد فقهی دین مبین و حیاتبخش اسلام که در اکثر ابواب فقه وحقوق اسلامی ، مثل معاملات ، نکاح ، ولایت و سیاسات و … نقش اساسی داشته و از اصول حاکم بر سیاست و روابط خارجی حکومت دینی و اسلامی می باشد ، قاعده فقهی نفی سبیل است .
براساس این قاعده فقهی اسلام باید همه ی قوانین ، دستورالعملها و مقرّرات واحکام دولت و حکومت اسلامی ، در تمامی زمینه های داخلی ، و خارجی اعمّ از فرهنگی ، علمی ، اجتماعی ، سیاسی و نظامی آن چنان تصمیم گیری و برنامه ریزی و پایه گذاری شود که به هیچ وجه ، کفّار ، مشرکان و بیگانگان ، هیچگونه سیطره و تسلط سیاسی ، فرهنگی و نظامی و … بر مسلمانان و سرزمینها و ممالک اسلامی نداشته و از طرفی ضامن آزادی ، استقلال ، و عزّت و سربلندی اهل اسلام و دین باوران همراه باشد .در بینش الهی و اسلامی،روابط و ارتباطات خارجی با کشورهای غیراسلامی‌ باید براساس این قاعده برنامه زیری و کنترل شود.در صورت عینیت بخشیدن و عملی کردن این قاعده ی فقهی تمام راههای نفوذ،تسلط کفار و بیگانگان در ابعاد مختلف سیاسی،فرهنگی،اطلاعاتی،اقتصادی و…مسدود می‌شود و کوچک‌ترین‌ زمینهء اعمال نفوذ بر رفتار،کنش یا واکنشهای مسلمانان باقی نخواهد ماند.
اندیشه ی بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران امام راحل در این خصوص ، فروغ ویژه ای دارد
وی در تحریر الوسیله می نویسد:«اگر در روابط بازرگانی دولت ها و یا بازرگانان ،با برخی از دولت ها یا تجار بیگانه ،ترس بر بازار مسلمانان و زندگی اقتصادی آنان حاکم باشد، واجب است آن را ترک کنند، و چنین تجارتی حرام می باشد. و در صورت چنین ترسی، بر رؤسای مذهب (واجب) است که کالاها و نیز تجارت با آنان را طبق مقتضیات زمان تحریم کنند.بر امت اسلامی هم پیروی و تبعیت از آنان (واجب) است، همان گونه که بر همه ی آنان واجب است که در جهت قطع این روابط جدیّت کنند.»(خمینی ، 1366 ش ،جلد 2 ، ص 330).
امام راحل بی توجهی سران کشورهای اسلامی را به مقتضای قاعده «نفی سبیل» و اقدامشان را به انعقاد قراردادهایی که زمینه ساز سلطه ی بیگانگان بر کشورهای اسلامی شود ، خیانت خوانده و چنین خیانتی را باعث سلب صلاحیت آنان می دانند:
«اگر سران دولت های اسلامی یا برخی از نمایندگان دو مجلس {شورا و سنا در دوران طاغوت} موجب نفوذ سیاسی یا اقتصادی بیگانگان بر مملکت اسلامی گردند، به گونه ای که از این نفوذ بر {لطمه خوردن به} اساس اسلام یا بر استقلال مملکت –گرچه در آینده – بیم و هراس رود،{این رئیس مملکت یا آن نماینده } خائن شمرده می شود.
و فرضاً {اگر} متصدی شدنِ آن مقام برای او حق باشد، از مقامش- هر مقامی باشد-معزول می گردد و بر امت اسلامی است که گرچه با مقاومت منفی،مانند ترک معاشرت و معامله با وی و رو گرداندن از او،به هر وجهی که ممکن باشد، او را مجازات نمایند، و در اخراج او از اتمام شئون سیاسی و محروم نمودنش از حقوق اجتماعی اهتمام ورزند.» (همان ، ص 328)
این اصل و قاعده ی فقهی ضامن حراست و پاسداری از استقلال و آزادی و حریت اسلامی مسلمانان است و بر آنان است که ابتدا آن را بشناسند و سپس به آن‌ عینیت دهند و هرگونه سلطه ی خارجی را از اجتماع مسلمانان بزدایند و زمینه ی طرح‌ حاکمیت جهانی اسلام و نظام دینی اسلامی را فراهم نمایند.

بر این اساس این پایان نامه در راستای تشریح مفاد قاعده نفی سبیل و آثار آن در فقه اسلامی مورد بررسی قرار گرفته ودر چهار فصل تنظیم و تدوین شده است که عبارتند از :
1 – فصل اول  :کلیات و مفاهیم
2 – فصل دوم : ادله و مستندات قاعده نفی سبیل
3 – فصل سوم : آثار قاعده نفی سبیل در فقه اسلامی
4 – فصل چهارم : کاربرد قاعده نفی سبیل در روابط بین الملل
ودر آخر هم منابع و ماخذ آمده است .
امید است که با بررسی و تبیین هرچه بیشتر و بهتر این قاعده ی مهم فقهی بر معرفت ، بینش و فهم و بصیرت و درایت ما نسبت به داشته ها و دارایی های دین شامل و بینش و کامل و مترقیمان ، یعنی اسلام عزیز انشاالله بیش از پیش افزوده گردد ، و قدر این گوهر ناب و دین سعادتمند و شرافتبخش را بهتر دانسته و بدان ارج نهیم ، روحیه خودباوری و سیادت را در جامعه ی اسلامی تقویت نموده و با ایجاد اتحاد و اخوت و وحدت اسلامی در بین مسلمانان جهان بتوانیم ارتباطی ، منطقی ، عقلانی و صحیح و عادلانه را  میان جوامع اسلامی با جهان غیر مسلمان با تبیین صحیح و روشن نمودن قاعده فراهم آوریم .

   
فهرست منابع

الف : کتب فارسی

الهی قمشه ای ، ( 1387 ) . قرآن کریم ، قم ، انتشارات فاطمه الزهراء ، چاپ هشتم .
دشتی ، محمد، ( 1379 ) . ترجمه نهج البلاغه ، قم ، انتشارات مشرقین ، چاپ چهارم .
ابراهیمی ، محمد ، (1377 ). ازدواج با بیگانگان، قم، مرکز انتشارات تبلیغات اسلامی، چاپ اول
 انصاری ، شیخ مرتضی ، ( 1389 ). المکاسب ، ترجمه و شرح محی الدین فاضل هرندی ، قم ،
بوستان کتاب ، مرکز چاپ و نشردفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، جلد 2 .
امیری قائم مقامی ، عبدالحمید ، ( 1356 ) . حقوق تعهدات ، تهران، انتشارات دانشگاه تهران .
بجنوردی، محمد موسوی ، (1372 ) .القواعد الفقهیه، تهران ،سازمان انتشارات و آموزش انقلاب
بهرامی احمدی، حمید،(1388 ). قواعد فقه ، تهران ، دانشگاه امام صادق ، جلد اول .
جوادی آملی ،عبدالله، ( 1389 ) .تسنیم ؛ تفسیر قرآن کریم ،تحقیق حجج اسلام مجید حیدری فر و روح الله رزقی ،قم، نشر اسراء، چاپ اول ،جلد 21 .
 جعفری، یعقوب ، (1376 ) .تفسیر کوثر ،قم، انتشارات هجرت ، چاپ اول ، جلد 2 .
 خوئی ، آیهالله سید ابوالقاسم، (1390) .  مبانی تکملهالمنهاج، به اهتمام علیرضا سعید، تهران ،خرسندی ، جلد 1 و 2
 خامنه ای ، علی ، ( 1389 ) . اجوبهالاستفتائات ، ترجمه علی خامنه ای ، تهران، پیام عدالت ،چاپ دهم .
خوشوقت، محمد حسین،( 1375 ).تجزیه و تحلیل تصمیم گیری در سیاست خارجی ، دفترمطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امورخارجه .
 روحانی، سید حمید، (بی تا). بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی (ره )، انتشارات راه امام .
اسلامی، چاپ دوم، جلد 1 .
 سبحانی ، جعفر، ( 1385 ). ترجمه الموجز فی اصول الفقه ، ترجمه محسن غرویان ، قم ، دارالفکر، جلد 2 .
 شریعتی ، روح الله ، ( 1387 ) . قواعد فقه سیاسی ، قم ، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی .
شکوری ، ابوالفضل، ( 1361 ) . فقه سیاسی اسلام ؛ اصول سیاست داخلی اسلام ، قم ، نشر حرّ، جلد 1
، ( 1361 ). فقه سیاسی اسلام ؛ اصول سیاست خارجی اسلام ، قم ، نشر حرّ ، چاپ اول ، جلد 2 .
صفدری ،محمد، (1340 ) . حقوق بین الملل عمومی ، انتشارات دانشگاه تهران، جلد 1 .
صفایی ،حسین ، امامی ، اسدالله ،( 1390). مختصر حقوق خانواده ، تهران ، نشر میزان ، چاپ بیست و ششم .
 ضیایی بیگدلی ، محمد رضا ، (1385 ). اسلام و حقوق بین الملل ، تهران،گنج دانش ،چاپ هشتم.
 عظیمی شوشتری ، عباسعلی ،( 1378 ). حقوق قراردادهای بین المللی در اسلام ، قم ، مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی ، مرکز انتشارات ، چاپ اول .
 عمید زنجانی ، عباسعلی ، ( 1351 ) . حقوق اقلیت ها ، تهران ، انتشارات کتابخانه صدر .
، (1386 ). قواعد فقه بخش حقوق عمومی ، تهران ، سمت ، جلد 3 .
، ( 1388 )، فقه سیاسی ؛ حقوق معاهدات بین المللی و دیپلماسی در اسلام ، تهران ، چاپ ششم ، انتشارات سمت .
، ( 1377 ) . فقه سیاسی ، تهران ، انتشارات امیر کبیر ، چاپخانه سپهر ، چاپ چهارم ، جلد 2 .
، ( 1377 ) . فقه سیاسی ، تهران ، انتشارات امیر کبیر ، چاپخانه سپهر ، چاپ چهارم ، جلد 3 .
 علوی ، محمود ، (1385 ) . مبانی فقهی روابط بین الملل، تهران ، انتشارات امیر کبیر، چاپ سوم .
علامه طباطبایی، محمد حسین ، (بی تا) . تفسیر المیزان ،ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی ، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامی، جلد 5 .  
فیض، علیرضا،(1380 ). مبادی فقه و اصول ، تهران ، چاپ و انتشارات دانشگاه تهران .
 فارسی ، جلال الدین ، ( 1367 ) . حقوق بین الملل اسلامی ، تهران ، نشر جهان آرا .
کاتوزیان ، ناصر،(1388 ). حقوق مدنی : قواعد عمومی قراردادها، تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ هشتم ، جلد اول .
مطهری ، مرتضی ،( 1370 ). ولاء ها و ولایت ها ، تهران ، انتشارات صدرا ، چاپ ششم .
معین ، محمد ، ( 1387 ) . فرهنگ فارسی معین ، تهران ، معین ، جلد 1 .
مکارم شیرازی،آیهالله ناصرو جمعی از نویسندگان. ( 1386 ) . تفسیر نمونه ،چاپ سی و سوم، تهران دار الکتب الاسلامیه ،  جلد 4  
 ،( 1376 ) . رساله توضیح المسائل ، مشهد ، هاتف .
منصور، جهانگیر ، (1389) . قانون مدنی ،نشر دوران ،چاپ بیست و یکم ، جلد 1 .
 ، (1389 ) . قانون اساسی ، نشر دوران ، چاپ بیست و یکم ، جلد 1 .
 نصیری ، محمد ، ( 1372 ). حقوق بین الملل خصوصی ، تهران ، نشر آگاه .
ولایت ،عیسی،( 1387  ) . قواعد فقهی ، قم، انتشارات دار الفکر، چاپ اول
یزدی،سید مصطفی محقق داماد ، (1426 ق ). ایقاع ، اخذ به شفعه ، تهران ، مرکز نشر علوم اسلامی ، چاپ اول ، جلد 1

ب : کتب عربی
ابن منظور، ( 1414 ق ) . لسان العرب ، باتحقیق علی شیری ، دارالاحیاءالتراث العربی ، بیروت ، لبنان ، جلد 11
،( 1363 ) .  لسان العرب ، باتحقیق :علی شیری، دارالاحیاءالتراث العربی، بیروت لبنان ، جلد 3
، (بی تا ).  لسان العرب ، باتحقیق: علی شیری ،  دارالاحیاءالتراث العربی ،بیروت لبنان ، جلد 15
 ابوالصلاح الحلبی،( 1403 ق  ) . الکافی فی الفقه ، تحقیق؛ شیخ رضا استادی، اصفهان، کتابخانه امیر المومنین
ابن ادریس حلی ، محمد ،( 1411 ق  ). کتاب السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی،  قم ، موسسه نشر اسلامی ، چاپ دوم،  جلد 2و3
امینی، علیرضا، آیتی ،محمد رضا، ( 1385).  تحریر الروضه فی شرح اللمعه، با مقدمه؛ ابوالقاسم گرجی، تهران، سمت ، جلد 1 و 2
 ابن قدامه، عبدالله، ( بی تا) . المغنی، تحقیق ؛ جماعه من العلماء، دارالکتب العربی، بیروت ، لبنان ، جلد 7
ابن ادریس شافعی ، محمد ،( 1403ق ). الامّ ، بیروت ، لبنان ، دارالفکر ، چاپ اول ، جلد 7
ابن زهره حلبی،  سید حمزه،( 1417 ق  ) . غنیهالنزوع الی علم الاصول و الفروع، تحقیق؛ شیخ ابراهیم بهادری ،قم، اعتماد، چاپ اول 
ابن حزم الاندلسی، سعید ، (بی تا  ) . المحلی ،تحقیق ؛احمد محمد شاکر، دارالفکر، بیروت ، لبنان، جلد 9 
 بجنوردی ، محمد حسن موسوی ، (1386 ) . القواعد الفقهیه ، تحقیق : مهدی مهریزی و محمد حسین درایتی ، انتشارات دلیل ما ، چاپ سوم،  جلد 1
تهانوی ، محمد اعلی بن علی ،(1967 ).  کشاف اصطلاحات الفنون ، تهران ،کتابخانه خیام  ،جلد 2
 حلی الهذلی، یحیی بن سعید،( 1405 ق ). الجامع للشرایع، تحقیق؛ شیخ سبحانی ،قم، موسسه سیدالشهداء
 حسینی مراغی ، میر عبد الفتاح، ( بی تا ) . العناوین الفقهیه ، موسسه نشر اسلامی ، جلد 2
حکیم ، محسن طباطبایی ، (1346 ) . نهج الفقاهه ، قم، انتشارات بیست و دو بهمن
خمینی ،روح الله موسوی، ( 1415 ق ).  کتاب البیع ، موسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی ، چاپ پنجم ،جلد 2 .
، ( 1385 ). تحریرالوسیله ، ترجمه علی اسلامی، قم، دفتر انتشارات اسلامی ،جلد 1
، ( 1366 ). تحریرالوسیله ، ترجمه علی اسلامی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، جلد 2
، ( 1388 ). تحریر الوسیله، ترجمه موسوی همدانی، قم، انتشارات دار العلم چاپ ششم ،جلد 3
، ( 1386 ). تحریر الوسیله ،ترجمه موسوی همدانی، قم ،انتشارات دار العلم چاپ چهارم،  جلد 4
، ( 1385 ). المکاسب المحرمه ، تهران ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، چاپ سوم ، جلد اول .
خویی ، آیهالله سید ابوالقاسم ، (1419 ق  ) . محاضرات فی اصول الفقه ، قم ، موسسه نشر اسلامی، جلد 1
رشید رضا ، محمد ، (بی تا ). تفسیر القرآن الحکیم الشهیر؛ بتفسیر المنار، لبنان ، بیروت ، دارالمعرفه ، چاپ دوم جلد 5 .
روحی البعلبکی ، ( 1385 ) . فرهنگ عربی – فارسی المورد ، ترجمه محمد مقدس ،تهران ، انتشارات امیر کبیر .
راغب اصفهانی،( 1412 ق ) .  معجم مفردات الفاظ القرآن ،قم،  دارالکتب العلمیه.
 زیدان ،عبدالکریم، (1976  ) . احکام الذمیین والمستامنین فی دارالاسلام،  جامعه بغداد
  شهرستانی، محمد بن عبدالکریم،( بی تا ) . الملل والنحل ، دارالمعرفه ،بیروت ، لبنان ، جلد 1و2
شیخ مفید ،(1410 ق  ). المقنعه،  قم،  موسسه نشر اسلامی ، چاپ دوم
شیخ صدوق، ابن بابویه ،(1390 ق ). من لایحضره الفقیه ،تهران، دارالکتب الاسلامیه، جلد 4
 شهید اول، محمد بن مکی،( 1379).  لمعه دمشقیه ،ترجمه علی شیروانی، قم، دارالفکر، چاپ سیزدهم و یازدهم ، جلد 1و 2
شهید ثانی ، زین الدین بن علی ، ( 1388 ) . شرح لمعه دمشقیه ، ترجمه مسجد سرایی ، قم حقوق اسلامی چاپ دوم
 صادقی تهرانی ،محمد ، ( 1429 ق ) .الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و بالسنه ، قم ، دارالتراث الاسلامی،  اسماعیلیان ، جلد 6
طوسی ، ابو جعفر محمد بن الحسن ، ( 1409 ق ).  التبیان فی تفسیر القرآن ، تحقیق و تصحیح : احمد حبیب قصیر العاملی ، مکتب اعلام الاسلامی ،  جلد 3
طباطبایی یزدی ، سید محمد کاظم ، (1409 ق ) . العروه الوثقی ، لبنان، بیروت، چاپ اول دارالاسلامی، جلد 1
طوسی، محمد بن حسن،( 1409 ق  ). النهایهفی مجرد الفقه و الفتاوی ،دارالکتاب العربی، بیروت ، لبنان
 ،(1417 ق ).  الخلاف، تحقیق ؛سید علی خراسانی ،قم، موسسه نشر اسلامی، جلد 4و5
 طباطبایی ،سید علی، ( 1414 ق ) . ریاض المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل ،قم ،آل البیت ، جلد2
 طبرسی، ابوعلی فضل بن الحسن،( 1350) .  مجمع البیان ، تهران ،انتشارات ناصر خسرو ، جلد 6
 طریحی ، شیخ فخر الدین ، ( 1367 ) .  مجمع البحرین ،  قم،  دفتر نشر فرهنگ اسلامی،  جلد 3
  عاملی، حرّ ،( 1414 ق ). وسائل الشیعه ، چاپ دوم، قم، مهر ،جلد 12 و 17 
علم الهدی، مرتضی ، (1415 ق ) . الانتصار ، قم،  موسسه نشر اسلامی
عبدالعزیز دیلمی، سلار، (1414 ق ) . المراسم، تحقیق؛ سید محسن حسینی امینی ،قم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
علامه حلی ،جمال الدین حسن بن یوسف بن علی بن مطهر،( بی تا ). تذکره الفقهاء، المکتبهالمرتضویه، لاحیاءالآثارالجعفریه ، جلد 1
، (1414 ق ) . قواعد الاحکام ،قم، موسسه نشر اسلامی، چاپ اول، جلد 2
،( 1409 ق ).  شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، تحقیق؛ سید صادق شیرازی، تهران، انتشارات استقلال ،چاپ دوم، جلد 4 و 2
، ( بی تا ). تحریر الاحکام ، تحقیق ؛ ابراهیم بهادری ، قم ، اعتماد ، چاپ اول ،جلد1
 عاملی، جمال الدین حسن بن زین الدین ، ( 1418 ق ) .معالم الدین و ملاذ المجتهدین ، قم موسسه نشر فقه ، جلد 1
 عبدالباقی، محمد فوائد، (1374  ) . معجم المفهرس، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ دوم ،جلد 6
فخر رازی ، (بی تا ) . تفسیرالکبیر،  دارالکتب العلمیه، تهران ، جلد 11
فخرالمحققین، ابوطالب محمدبن الحسن بن علی بن مطهر الحلی ،(1387 ).  ایضاح الفوائد فی شرح اشکالات القواعد، نشر موسسه کوشانپور ،چاپ علمیه ،قم، جلد 2 
فاضل مقداد، مقدادبن عبدالله ،(1388 ). کنزالعرفان ، ترجمه بخشایشی ،قم ،نوید اسلام ، جلد 2
 قاضی بن براج، عبدالعزیز،( 1406 ق ).  المهذب، تحقیق؛ شیخ سبحانی، قم، موسسه نشر اسلامی، جلد 2
قیروانی ، عبدالله بن ابی زید، (1419 ق ) .  الکافی فی فقه اهل المدینه ، مطبوع در المصادره الفقهیه ، جلد  39.
قمی، میرزا ابوالقاسم ، ( 1413 ق) جامع الشتات، تحقیق؛ مرتضی رضوی ،چاپ اول ،موسسه کیهان، جلد 2 
  قرشی، سید علی اکبر، ( 1412 ق ) . قاموس قرآن ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران، چاپ ششم ، جلد 3و 6
قرطبی ، محمد بن احمد ، ( 1425 ق ) . الجامع لاحکام القرآن ،  تحقیق : عبد الحمید هنداوی بیروت ، صیدا ، جلد 3
کاشانی، ملا حبیب الله شریف، ( 1404 ق ) .  مستقصی مدارک القواعد و منتهی ضوابط الفوائد، قم ایران، چاپخانه علمیه .
کرکی ،علی بن حسین (محقق ثانی ) ، (1411 ق ) .جامع المقاصد فی شرح القواعد ، بیروت ،آل بیت ( ع)، جلد 12      
لنکرانی ،فاضل ،(1418 ق ).  القواعد الفقهیه ، قم ،نشر اعتماد ، جلد 1
لویس معلوف ، ( 1362 ) . المنجد فی اللغه و الاعلام  ، دارالمشرق، بیروت، لبنان ،چاپ هفدهم
مصطفوی، سید محمد کاظم، ( 1379 ) .القواعد ،  قم ، موسسه نشر علوم اسلامی
مغنیه ، محمد جواد ، (1383 ) . تفسیر کاشف ، ترجمه موسی دانش ، قم، بوستان خراسان ، جلد 2
 محمد بن عبدالقادر ، (1410 ق ).  مختار الصحاح ، بیروت ، لبنان ، دارالکتب العلمیه ، چاپ اول  جلد 1
محقق اردبیلی ، ( 1411 ق ) . زبده البیان فی احکام القرآن ، کتابخانه مرتضویه ،لاحیاء الآثار الجعفریه ، جلد 8
مکارم شیرازی، آیهالله ناصر، ( 1410 ق ) . القواعد الفقهیه ،انتشارات کتابخانه صدر، جلد 1
 محقق حلی، ابوالقاسم نجم الدین جعفر بن الحسن،( 1410 ق ). المختصرالنافع فی فقه الامامیه، تهران، موسسه البعثه ،چاپ دوم
 مسعود کاشانی ، ابوبکر ، ( 1409 ق ). بدائع الصنائع ، المکتبهالحبیبیه، پاکستان ، جلد 2
 محقق سبزواری ، محمد باقر، ( بی تا ) . کفایه الاحکام ، قم ، مهر. مدرسه صدر
محقق بحرانی ، شیخ یوسف ، ( بی تا ) . الحدائق الناظره فی احکام العترهالطاهره ، تحقیق ؛ محمد تقی ایروانی ، قم ،موسسه نشر اسلامی . 
مدنی کاشانی ، رضا، ( 1410 ق ) . کتاب القصاص ، قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، چ دوم.
نجفی، محمد حسن،( 1368). جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق؛ شیخ علی آخوندی ،تهران ،دارالکتب الاسلامیه ،چاپ نهم، جلد 22
،(بی تا). جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق؛ شیخ محمد قوچانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، جلد 30 و 31
، (1369). جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق؛ شیخ محمد قوچانی ،تهران، دارالکتب الاسلامیه ،چاپ سوم، جلد 36
 ،  ( 1362 ) . جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق ؛شیخ محمد قوچانی ،تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوم، جلد 39 و 40
،(1367).  جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق؛ شیخ محمد قوچانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه ،چاپ سوم، جلد 41 
ج : نرم افزار
نرم افزار المعجم ، ( 1383 ) . قم ، مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی ، مرکز معجم فقهی، نسخه سوم 

Abstract :

Pagan Muslim religious rule denying mustache The rule is known The current law in most of

the chapters are And jurists argued that this rule Many provisions of the infidel domination

over Muslim Have concluded The most important rule of evidence and documentation;

Books, Prophetic Hadith, consensus and fit is a matter of judgment and Thus implying that

some of them are hesitate rule Dardama Surah Nisa verse 141 of this rule is documented; and

Allah will not give the disbelievers any way ( of success ) against the believers. This verse is

taken from the words of the rule According to this verse, God never infidel domination over

Muslim decree that counterfeiting is not the situation And the meaning of counterfeiting.

counterfeiting legislation and legislation in this rule is not a hoax formative.

However, some scholars consider it to be a hoax, but the opposite appears Developmental

verses. The whiskers are the negation Vqadh Vbradlh primary secondary rules governing

ordinances and state laws are actually the primary reasons This rule works in jurisprudence

and legal issues such transactions, marriage Vvlayat and …  onmouseover. From basic

principles governing international relations with non-Muslim countries And underpinning the

foreign policy and international treaties and agreements with other countries, Islam is not

Islamic. Under this rule, any contractual relationship or a treaty of foreign domination of the

Islamic world is This rule is in front of it and it can exert its sovereignty. And the only

authority competent to make decisions in this regard are the Imam of Muslims and their

representatives.

Key words  :   regulation, rule denying mustache, atheist, Muslim, International Relations

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود بررسی تاریخ مذهب شیعه در مکه و مدینه با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی تاریخ مذهب شیعه در مکه و مدینه با word دارای 41 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی تاریخ مذهب شیعه در مکه و مدینه با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

مقدمه

     حمله سلطان سلیم به ممالیك در سال 7 ـ 1516، شریف مكه را بر آن داشت تا تسلط دولت عثمانی بر سرزمین حجاز را به رسمیت بشناسد. اندكی بعد، فتح نخست بغداد (در سال  1534) و بصره (به سال 1536) سبب شد تا دولت عثمانی در قلب سرزمین های كهن اسلامی حضور یابد.
     در چشم مردمان عرب، سلیم و جانشینان او سلطان الروم بودند، اما این روشن بود كه آنچه امپراطوری عثمانی به دست آورد، تنها یك توسعه جغرافیایی نبود، بلكه صرف نظر از تمایلات و باور مذهبی اجداد سلطان سلیم، بعد سیاسی و مذهبی پیدا كرده بود.
     اكنون قیافه دولت عثمانی با مسؤولیت سنگینی جلوه می كرد. موقعیت به دست آمده جدید، دستیابی به مقام «خادم الحرمین»ی; یعنی عنوان متظاهرانه ای بود كه از ممالیك خلع شده به ارث رسیده بود و به دلیل داشتن ادعای «خلیفه المسلمین»، نخستین وظیفه این دولت حمایت و حفاظت از دو شهر مكه و مدینه، فراهم كردن وسائل نگهداری و تأمین آسایش آن دو شهر، ایجاد نظمی مطمئن و امنیت سالانه برای حاجیان، دفاع از مذهب و عقیده و حفظ وحدت مؤمنان بود.
     در اصل، با توجه به وظایف رسمی یك حاكم عادل، هیچ چیز تازه ای رخ نداده بود. تنها پس از شكست دولت ممالیك و پیوستن آخرین سلسله تركمان در آناتولی شرقی، مقابله با دولت صفوی كه مدعی تسلط بر دارالاسلام در محدوده حق خود بود، مطرح شده بود.1
     روی كار آمدن سلطان سلیم اول، كسی كه خطر بزرگ قزلباشان را در نخستین روزهای پیش از روی كار آمدنش درك می كرد، به عنوان یك نقطه عطف در حیات مذهبی و سیاسی امپراطوری عثمانی شناخته می شود.2 او و جانشینانش با حمایت سرسختانه از تسنن و پس از آن، حمایت های دینی از نهادها و تأسیسات مذهبی، توانستند بمانند و پس از شكست تهدید قزلباشان صفوی، تمامیت ارضی خود را حفظ كنند. با این حال، طبیعت ناهمگون امپراطوری كه از زمان تأسیس، شاهد همزیستی گروه های شیعه و سنی، بلكه بالاتر، بدعتگرا بود، همچنان حفظ شد.
     این تصور خطاست كه گفته شود پس از تصرف ممالك تحت سلطه ممالیك، نوعی همگونی مذهبی به وجود آمد، به عكس، به جز یك استثنای برجسته مانند مصر، این امر (ناهمگونی) با تبلیغات شدیدتر صفویان دنبال شد، به طوری كه صفویه با رد كردن عقاید افراطی و پذیرفتن نوعی تشیع معتدل و میانه رو، امید كسب هواداری جوامع كوچك اما ریشه داری را داشتند كه در سراسر سرزمین های عربی امپراطوری پراكنده بودند.
     یك نگاه سریع به نقشه مذهبی ِ امپراطوری ِ توسعه یافته، خود گویای این واقعیت است كه مذهب شیعه امامی تا حدود زیادی در عراق، بحرین، شرق جزیره العرب، یمن، حجاز، لبنان، سوریه و نیز میان اكثریت شهرهای مركزی مانند بغداد، بصره، و شهرهای مقدس عراق، و همچنین حلب، دمشق، صیدا، مرسا و بالأخره دو شهر مقدس مكه و مدینه حضور داشته است.
     این مقاله تحقیقی ِ عمیق، درباره «اوضاع تشیّع در امپراطوری عثمانی» نیست، بلكه امید آن، تنها مشاركت در بررسی تاریخ تشیع در قلمرو عثمانی در قالب بررسی پنج مورداست كه اولا نمونه برخورد دولت عثمانی است باتشیع وثانیا نمودار وضعیت و گرایش های جوامع شیعی است كه تحت سیطره حكومت سنی ها زندگی می كنند; مكه و مدینه، جبل عامل، حلب و دمشق.

 

 

 پی نوشت ها:

1 ـ در باره ارتباط دولت عثمانی و صفوی نكـ :
 J.L. BACQUE-GRAMMINT, Les safavides et leurs voisins, Istanbul 1988;  B.kutukoglu   Les relations entre I`Empire Ottoman et l`Iran dans la seconde moitie du XVIe Turcica 6(1975), 128-145
I. BELDICEANU-STEINHETT , Le regne de selim ler: tournant de la vie politique et  religieuse de l`Emoire Ottoman, Turcica (1975), 34-48
R. MORTEL,”” Zaydi shiism and the Hasanid Sharifs of Mecca””, IJMES 19(1987),455-472
4- همان، صص 467 و 468
5 ـ محسن امین، اعیان الشیعه، (بیروت، 1986) ج 4، ص 18 و ج 7، ص 354
6 ـ برای نمونه نگاه كنید به:
J. MANDAVILLE, The Ottoman Province of al-Hasa in the 16th and 17th Centuries  JAOS90 (1970), 498
7 ـ زینی دحلان، خلاصه الكلام فی بیان امراء البلد الحرام، قاهره، 1305 هجری، ص 75
8 ـ نكـ : اعیان الشیعه، ج 7، ص 485
9 ـ خلاصه الاثر، قاهره، 1869، (چهارجلدی)، ج 2، ص 461
10 ـ نكـ : محبی، ج 2، صص 195 تا 196، 457 تا 464، ج 3، صص 166 تا 161 همچنین 271 و 272
11 ـ اعیان الشیعه، ج 8، ص 286
12 ـ اعیان الشیعه، ج 3، صص 65 و 66 (گزارش ابن معصوم در سلافه العصر)، محبی، ج 1، صص 273 ـ 271
E12   al-Antaki (C.BROCLELMANN-[J.VERNET]):ASM VIM 375-376
     و نكـ : المحبی، ج 2، صص 149 ـ 140
14 ـ اعیان الشیعه، ج 7، ص 470 ; الطهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، 1983، (25 جلدی)، ج 3، ص 476
15 ـ محبی، ج 4، صص 46 و 47; الحر العاملی، امل الآمل فی ذكر علماء جبل عامل، بیروت، 1984، ج 1، ص281; البحرانی، لؤلؤه البحرین، نجف، 1966، صص 119 ـ 120 ; كحاله، معجم المؤلفین، دمشق، 62 ـ 1957، ج 10، ص 298 ; الخوانساری، روضات الجنات، قم، ج 7، صص 38 ـ 36
16 ـ اعیان الشیعه، ج 9، ص 137 ; امل الامل، ج 2، ص 246 ; لؤلؤه البحرین، صص 119 ـ 117; روضات الجنات، ج، ص 120 ; معجم المؤلفین، ج 9، ص 79
17 ـ محبی، ج 3، صص 134 ـ 132; اعیان الشیعه، ج 8، صص 290 ـ 286; لؤلؤه البحرین، ص 44 ـ 40; امل الآمل، ج 1، صص126 ـ 124
18 ـ محمد حیدر بن علی بن حیدر بن نورالدین علی العاملی المكی (م 1139 / 1727) اشعاری از وی در ستایش شریف مكه باقی مانده. (اعیان الشیعه، ج 9، صص 272 و 273 ; لؤلؤه البحرین، صص 107 ـ 103) حسن الصدر، تكمله امل الآمل، ص360 ـ 358 بیروت، 1986، و پسر او رضی الدین (م پیش از 1163 / 1754) راوی اشعار، مورخ و فقیه. اعیان الشیعه، ج 7، ص 26 ; تكمله امل الآمل، صص210 ـ 208; معجم المؤلفین، ج 4، ص 167
19 ـ [مترجم]: رضوی كاشانی در كتاب «حدیقه الشیعه» خود كه نسخه خطى آن در كتابخانه آیه الله مرعشی (ش 1124) موجود است در برگ 49 علت به شهادت رسیدن وی را عدم هماهنگی با سنیان در تعیین روز عرفه یا به تعبیری مخالفت با حج اكبر سنیان دانسته است. «رساله مفرحه الانام فی تأسیس بیت الله الحرام» او به كوشش ما در «میراث اسلامی ایران» دفتر اول، چاپ شده است. (قم، كتابخانه مرعشی، 1373)
20 ـ اعیان الشیعه، ج 5، صص 412 و 413 ; الامینی، صص 208 و 209
21 ـ اعیان الشیعه، ج 10، ص 46 ; الأمینی، صص207 ـ 205; محبی، ج 4، صص 432 و 433
22 ـ اعیان الشیعه، ج 4، ص171 ـ 167; امل الآمل، ج 1، ص145 ـ 141; لؤلؤه البحرین، صص80 ـ 76; روضات الجنات، ج 7، صص105 ـ 96; تكمله امل الآمل، صص 340 و 341; محبی، ج 3، صص435 ـ 432; معجم المؤلفین، ج 9، ص 205 نیز نكـ  : EI2، مقاله «الحرالعاملی»، از (G.Scarcia)
23 ـ جزئیاتی در این باره گزارش نشده است اما به نظر می رسد كه پیش از قرن هفدهم (دوازدهم) نبوده است. نكـ : المحسن الامین، خطط جبل عامل، بیروت، 1961، صص 270، 306
24 ـ تنها چیزی كه من توانستم بیابم آن كه میزان بن علی بن محمد الحسینی تا اواخر قرن شانزدهم امیر مدینه بوده است. (اعیان الشیعه، ج 10، ص 199). زامباور در (Manuel de genealogie…, Hannover 1927, 115) از حسین بن زهری به عنوان امیر مدینه در حوالی سال 1100 / 1699 یاد كرده است. من نتوانستم نام او را در میان نسبنامه افراد خاندان بنوالحسین كه در اختیار داشتم بیابم، در این زمان، اعقاب برخی از شاخه های هواشم، در قاهره سكونت داشته اند. از جمله قاضی مالكی محمد بن مسی بن محمد الجمازی الحسینی (م 1065 / 1655) كه محبی (ج 4، صص 234 و 235) از او یاد كرده است.
25 ـ نكـ : AS, V, 175 در شرح حال بدرالدین حسن بن شدقم (م 999 / 1590).
26 ـ نكـ : اعیان الشیعه، ج 2، ص 596 ; در شرح حال احمد بن سعد بن شدقم (م 988 / 1580);اعیان الشیعه، ج10،ص82  در شرح حال فرزند و جانشینش محمد النقیب (م 1016 / 1607).
27 ـ اعیان الشیعه، ج 2، ص 596 ـ 597
28 ـ اعیان الشیعه، ج 7، ص 176
     [مترجم]: در «عباسنامه»، (ص 224) آمده است كه شاه عباس پس از رسیدگی به موقوفات، و پرداخت حق مستحقان، مبلغ هفتصد تومانی را كه زیاد آمده بود «به وظیفه سادات بنی الحسین ساكن مدینه مشرفه مقرر فرمودند كه هر ساله بلا كسر، مصحوب مردم معتمد جهت ایشان فرستاده می شد.
29 ـ در باره این سلسله نگاه كنید به :
A. Rizvi, Asocio-intellectual history of the Isna `Ashari Shi`ism in India, Canberra, 1986.
30 ـ اعیان الشیعه، ج 8، ص 185
31 ـ A. Rizvi, 286در آنجا همین مطلب را نقل كرده اما آن را در دوره برهان اول نظام شاه آورده است. و طبعا سید حسن به عنوان فرزند برهان خوانده شده است.
32 ـ همان، صص178 ـ 175
33 ـ همان، ص 143
34 ـ همان، صص 484 و 485
35 ـ همان، صص 101 و 102
36 ـ در باره سلسله قطبشاهیه نكـ :
H.K. SHERVANI, History of the Qutbshahi dynasty, Delhi 1974, A. RIZVI, 292-341
37 ـ اعیان الشیعه، ج 3، صص 154 و 155 ; معجم المؤلفین، ج 2، ص 159
SHERVANI, 601-603; A. RIZVI,336-337
38 ـ اعیان الشیعه، ج 8، صص 152 و 153 ; معجم المؤلفین، ج 7، ص 28
     [مترجم]: وی در سال 1120 در شیراز درگذشت. (ریاض العلما، ج 3، صص367 ـ 363).
39 ـ منابع غنی ای در باره جبل عامل وجود دارد كه من به سه مورد اشاره می كنم. محسن الامین، خطط جبل عامل، بیروت، 1961 ; محمد تقی الفقیه، جبل عامل فی التاریخ، بیروت، 1986 ; م. بابر الصفا، تاریخ جبل عامل (بدون محل و تاریخ چاپ).

40 ـ در باره كركی به مقاله مادلونگ در دائره المعارف اسلام EI2 مدخل «AL-Karaki» رجوع كنید. در باره موقعیت او در دوره صفوی نكـ :
SAID AMIR ARJOMAND Two decrees of shah Tahamsp Concerning Statecraft and the  
Authority of Shaykh al-karali               SAID AMIR ARJOMAND (de) Shi`ism, Authority and Political Culture, 19990, 250-262
41 ـ اعیان الشیعه، ج 8، صص 143 ـ 158 ; امل الامل، ج 1، صص 85 ـ 91 ; تكلمه امل الامل، صص 212 ـ 217 الدر المنثور، علی العاملی، قم، 1398 ق، ج 2، صص 149 ـ 199، لؤلؤه البحرین، صص 23 ـ 28 ; معجم المؤلفین، ج 4، صص 193 ـ 194
42 ـ اعیان الشیعه، ج 4، صص 56 ـ 66 ; امل الامل، ج 1، صص 74 ـ 77 ; تكمله امل الامل، صص 182 ـ 186 ; روضات الجنات، ج 2، صص 338 ـ 339 ; معجم المؤلفین، ج 4، ص 17
43 ـ در باره سفر شهید به استانبول نگاه كنید به:
M.SALATI, Ricerche suiio sciismo nell`Impero: il viaggio di Zayn al-Din al-Ahahid al
thani a Istanbul al tempi di Solimano il Magnifico Oriente Moderno N.s. 9, 1-3 (1990), 81
44 ـ اندكی پس از كشته شدن شهید ثانی، شاگرد وفادار او حسین عاملی، همراه خانواده خود به دربار صفوی رفت. شاگرد دیگر او، علی بن احمد بن ابوجعفر الحارثی الهمدانی (م 1005 / 1597) جبل عامل را برای پیوستن به خانواده خود ترك كرد. وی ابتدا در كربلا توقف كرد، پس از آن به دورق رفت و از آنجا عازم هویزه شد. (اعیان الشیعه، ج 8، ص 162)
45 ـ نكـ : علی العاملی، الدرالمنثور، ج 2، صص 209 ـ 199 ; محبی، همان، ج 2، صص23 ـ 21 ; امل الآمل، ج 2 ، صص 63 ـ 57; تكمله امل الآمل، صص142 ـ 138 ; روضات الجنات، ج 2، صص302 ـ 296 ; لؤلؤه البحرین، صص51 ـ 45
46 ـ علی العاملی، ج 2، صص222 ـ 209 ; معجم المؤلفین، ج 9، صص200 ـ 191 تكمله امل الآمل، ص 341 ; لؤلؤه البحرین، صص85 ـ 82 ; روضات الجنات، ج 7، صص45 ـ 39
47 ـ علی العاملی، ج 2، صص238 ـ 222 ; لؤلؤه البحرین، صص82 ـ 80 ; امل الآمل، ج 1، صص98 ـ 92 ; اعیان الشیعه، ج 7، صص162 ـ 159; محبی، ج 2، صص 191 و 192 ; معجم المؤلفین، ج 4، ص 194 ; تكمله امل الآمل، صص 220 و 221
48ـ درباره حرفوش نگاه كنید به :
A. ABU HUSAYN, Provincial Leaderships in Syria, 1575-1650, Beirut, 1986, 126-152; A.M
BAKHIT, The Ottoman Province of Damascus in the 16th Century, Beitut, 1982, 175-178
49 ـ در باره كرك نوح نگاه كنید به: نصرالله، تاریخ كرك نوح، دمشق، 1986; 2EI مدخل «كرك نوح»  از D.OURDEL درباره خاندان حنش نك:
M.A.BAKHIT, The Role of the Hanash Family, 790-976/1388-1568, in Land Teenure and Social Transformation in the Middle East, T.Khalidi ed., Beirut 1984, 256-289.M.A. .BAKHIT, The Ottoma Province of Samascus inthe 16th Century, 204-206
50 ـ نصرالله، همان، ص 186
51 ـ شیخ حر عاملی در كتاب امل الامل از محمد بن احمد الحتانی العاملی به عنوان قاضی بعلبك در حوالی 1030 /21 ـ 1620 یاد كرده است (امل الامل، ج 1، صص 137 ـ 138). تمامی آن چیزی كه ما در باره وی می دانیم منحصر به شعری است كه تمایل شیعی او را نشان می دهد.
.M. MOMEN, An Introduction to Shii Islam, New Haven 1985,97.
53 ـ در باره بنو زهره بنگرید به:
M.SALATI, Ascesa e caduta di una famiglia di asraf sciiti di aleppo: i Auhrawi o Zuhra-Zada (1900-1700) , Roma, Istituto Per l`Oriente 1992
54 ـ در باره این مشهد بنگرید به:
J. SAUVAGET, Deux sanctuaireschiites a Alep , Syria (1928), 224-237; B.AMORETTI SCARCIA, Aproposito della tipologia religiosa sciita: Aleppo-Mashhad , inStudi  in onore i Francesco Gabrieli, Roma, 1984,11,701-709 
   نهر الذهب فی تاریخ حلب، حلب،26 ـ 1922، (سه جلدى)، ج 1، صص 278 ـ 285، ابن شحنه، الدر المنتخب فی تاریخ مملكه حلب، دمشق، 1984، صص 85 ـ 90
   * مترجم: نیز نگاه كنید: احیاء حلب و اسواقها، خیرالدین الاسدی، دمشق، 1984، صص 348 ـ 350). در آنجا مطالبی به نقل از ابن شداد در الاعلاق الخطیره (ج 1، ص 50) و او از ابن ابی طی مورخ شیعی حلبی در قرن هفتم آورده است)
55 ـ الغزی، همان، ج 1، ص 192
56. C.H. IMBER. The persecuion of Ottoman Shiites Accirding to the Muhimme Defterleri,1565-1585 Der Islam 56 (1979), 250-253 .
57. M.MOMEN,OP, CIT., 106
58 ـ در باره آن به ارجاع شماره 54 نگاه كنید. و نیز:
M.Soberheim, Das Heiligtum Shaykh Muhassin in Aleppo, Melanges H.Deremborg, Paris,
1940, 379-390
   *(مترجم) نیز نگاه كنید به: نهر الذهب، ج 2، ص 278، احیاء حلب و اسواقها، خیرالله اسدی، دمشق، 1984، صص 351 ـ 352
59 ـ در باره زهراوی ها نكـ :
M. SALATI, Ascesa e caduta di una famigila di Asraf sciiti di Aleppo: i Zuhrawi o Zuhra-Zada (1600-1700), Roma, Istituto per`Oriente 1992; on their waqf see also M. SALATI, Alcuni documenti giuridici aleppini in materia di  waqf dei secoli XIV-XVII, Roma, 1991, 49-61.
60 ـ این جشنبها به تولد حضرت محمد(ص) یعنی مراسم مولد النبی (ص) ارتباط داده می شد. نكـ : الغزی، همان، ج 2، صص 282 ـ 283
61 ـ در باره این روستاها بنگرید به كار من با عنوان:
I villaggi imamiti della provincia di Aleppo inepoca ottmamna, R.S.O. LXIII/4 (1989) , 1990,231-255.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود بررسی واژه یتیم درقرآن کریم با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی واژه یتیم درقرآن کریم با word دارای 107 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی واژه یتیم درقرآن کریم با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست مطالب

فصل اول : کلیات     1
تعریف و تبیین موضوع     2
چکیده    2
فواید تحقیق    3
پیشینه موضوع     3
روش گردآوری اطلاعات    3
اهداف تحقیق    3
واژگان کلیدی    4
فصل دوم : یتیم از دیدگاه اسلام    
بخش1: اسلام ، دین همه جانبه و کامل     7
بخش 2: توجه به موضوع یتیم قبل از اسلام     10
الف- یتیم در دیگر ادیان الهی     10
ب- یتیم در دوره جاهلیت     11
بخش 3: اسلام و نقش خانواده در تربیت کودک    15
الف- نقش ریشه ای خانواده در تربیت     15
ب- نقش پدر در تربیت کودک     17
ج- وظایف پدر در خانواده     18
د- نقش مادر در تربیت کودک     19
و- خانواده اسلامی و یتیمان    21
بخش 4 : نقش یتیمی در بالندگی و شکوفایی     23
الف- کودکی حضرت محمد (صلی ا… علیه و آله وسلم)    24
ب- یتیمان دیروز ، بزرگان امروز     27
فصل سوم : حمایت تربیتی و اجتماعی از یتیم در قرآن     31
اسلام وتوجه همه جانبه به یتیمان     32
بخش 1: وظایف فردی مسلمانان نسبت به یتیم     35
الف- اکرام یتیم     35
ب- نهی از ظلم به یتیم     36
ج- برخورد صحیح با دختران یتیم     37
د- خطر عقوبت در برخورد نادرست با یتیم     41
بخش 2: وظایف اجتماعی مسلمانان در برابر یتیم     44
الف _ احسان     45
1. آیه 36 نساء     45
2. آیه83  بقره     46
3. آیه 5 نساء     47
ب – تربیت و نگهداری از یتیمان     49
ج – توصیه به انفاق در قرآن کریم     51
1.آیه 215 بقره     52
2.آیه 177 بقره     53
3.آیه های 16-13 بلد     54
4.آیه های 9-8 انسان     54
بخش 3: وظایف حکومت اسلامی در قبال یتیمان      57
الف _ حاکم جامعه اسلامی ، پدر یتیمان است.     58
ب – منابع حکومتی تأمین نیازهای ایتام     59
1. زکات     60
2. خمس     60
3. فی ء      65
ج- الگوهای نمونه برای حاکمان جامعه اسلامی     66
فصل چهارم : حمایت  مالی و حقوقی از یتیمان در قرآن     68
بخش 1: سرپرستی یتیمان     70
بخش 2: ارث از دیدگاه اسلام     77
بخش 3: ضرورت حفظ و مراقبت از  اموال یتیم     82
بخش 4: احکام فقهی  حجر در قرآن     88
الف – آیه 6 نساء     89
ب _ آیه 2 نساء     94
ج – آیه 9و 10 نساء     96
د- آیه 5  نساء     97
فهرست منابع و مآخذ     101

 

تعریف و تبیین موضوع :
یتیم شدن برای آدمی اتفاقی است که غالباً غیر قابل پیش بینی و پیشگیری می باشد و ممکن است هر لحظه و در هر کجا ، هر فردی با واقعه فوت و از دست دادن پدر و مادرش مواجه شود و این رخداد رویه و روال زندگی او را تغییر دهد.
اما خداوند متعال که بنابر مصلحت عالیه خویش ، بعضی از بندگانش را در چنین شرایطی قرار می دهد ، علاوه بر توجه و عنایت خاص خودش نسبت به آنها ، دستورات و سفارش هایی برای سایر مردم نسبت به رفتار خردمندانه با ایتام فرموده است. امید آنکه در این تحقیق ، گوشه ای از وظایف ما مسلمانان نسبت به یتیمان با استناد به آیات شریفه قرآن بررسی و بازگو شود.

2- چکیده :
نوشتاری که پیش روی شماست متشکل از چهار فصل است و هرفصل به نوبه خود شامل
بخش هایی می شود.
فصل اول که کلیات نام دارد درباره این مطالب با شما سخن می گوید:
تعریف و تبیین موضوع – چکیده – فواید تحقیق – پیشینه موضوع – روش گردآوری اطلاعات – و در آخر تعریف مفاهیم تحقیق .

در فصل دوم تحقیق : به معرفی شرایط یتیم این گونه می پردازد:
– میزان توجه دین اسلام نسبت به پدیده یتیمی
– همچنین اینکه کودک به هنگام یتیمی چه چیزهایی را از دست می دهد.
– بیان این مطلب که یتیمی پایان همه چیز نیست بلکه می تواند فرصتی برای رشد و شکوفایی استعدادهای فرد شود. سفارش های اسلام درباره یتیمی از جنبه تربیتی و اجتماعی در سه بعد وظایف فردی، اجتماعی و حکومتی آشنا می شوید .
و اما سفارش های اسلام درباره یتیمان از جنبه مالی و حقوقی در فصل چهارم تشریح شده است که با مطالعه آن با مسایلی چون سرپرستی، ارث، اموال سیستم و احکام فقهی مربوط به آنها آشنا می شوید.

3-فواید تحقیق
توضیح علت روانشناختی حساسیت و توصیه به مراقبت اسلام درباره یتیم .
آسیب شناسی بی توجهی و رها کردن یتیمان به حال خود.
آشنایی با نوع نگاه فقهی نسبت به یتیمان جامعه.

4- پیشینه موضوع
موضوع بررسی شده در این پایان نامه یکی از نکات ظریف و بسیار مهم است که در آیات قرآن به آن توجه شده است و پیشینه آن را عمدتا در تفاسیر و روایات می توان جستجو کرد.
و نیز کتاب هایی در رابطه با مقوله بی سرپرستی نگاشته شده است ، اما تالیفاتی که از منظر قرآنی و روایی به این موضوع پرداخته اند معدود و انگشت شمار هستند .

5- روش گردآوری اطلاعات
برای انجام این تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده شده است؛ و پس از یافتن منابع مربوط به موضوع از کتاب های تفسیری، حدیث، روان شناسی و اخلاقی با کنار هم چیدن فیش ها و دسته بندی آنها به مطالب نظم و ترتیب داده شد.

6- اهداف تحقیق:
معرفی آیه هایی که درباره یتیمان توصیه هایی داشته اند و بررسی مضمون آنها .
نگاه به وظایف مسلمانان نسبت به ایتام جامعه در بعد فردی، اجتماعی و حکومتی .
تاکید بر جامع و دقیق بودن اسلام نسبت به شرایط ضعفای جامعه.
رسیدن به این نتیجه که یتیمی هرگز مانع پیشرفت موفقیت نیست.

7- واژگان کلیدی
الیتیم: الفرد و یطلق علی کل شی ء یعّز نظیره، قاله الراغب و الجوهری .
یتیم یعنی تنها و بر هر چیز بی نظیری اطلاق می شود.
[ یتیم ] : الیتم، بالضم: الانفراد ، عن یعقوب 
یتم به معنی فرد و تنها بودن است. از یعقوب
یتیم آن است که پدرش قبل از بلوغ او بمیرد و در سایر حیوانات آن است که مادرش بمیرد. 
و الیتیم: الفرد و الیتم و الیتم: فقدان الاب .
الیتیم الذی مات ابوه فهو یتیم حتی یبلغ، فاذا بلغ زال عنه اسم الیتیم، و الجمع ایتام و یتامی و یتمه  .
و قال ابن بری: الیتم الذی یموت ابوه، و العجی الذی تموث امه، واللطیم الذی یموت ابواه . ابن بری می گوید: کسی که پدرش مرده یتیم است و آنکه مادرش مرده عجی و آن کس که پدر و مادرش مرده اند لطیم است.
یتم: از دست دادن پدر قبل از رسیدن به سن بلوغ، یتیم:صفت مشبهه، تشبیه: یتمین

یتیم در اصطلاح مفسران
محمد طاهر بن عاشور نوشته است: از نظر عربها، کودکی که تنها مانده و پدرش را که حامی و نفقه دهنده اوبوده، از دست داده یتیم است. وی یتیمی را بعد از بلوغ نمی داند زیرا شخص در آن زمان می تواند از حق خود دفاع کند و حکم شرع نیز بر همین منوال است.
فخررازی نیز معتقد است که دختر یتیم تا زمانی که تنها و منفرد است. ( ازدواج نکرده ) یتیم نامیده        می شود.
-یتیم در اصطلاح حقوق دانان
در کتب حقوقی از واژه یتیم، صحبتی نشده، اما درباره لفظ «صغیر» که فراتر از آن است نوشته اند صغیر کسی است که تحت ولایت پدر یا جد پدری یا وصی و یا قیم باشد و از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد. در قانون مدنی دوران صغیری از زمان تولد شروع می شود و به هجده سال خاتمه می یابد و در طول این مدت او در حکم غیر رشید است و کسی که به سن مزبور برسد، او را بالغ می نامند مگر اینکه خلاف آن در محاکم ثابت شود. 
الصغر و الکبر :از اسامی متضادی است که با در نظرگرفتن بعضی به بعضی دیگر به کار می رود. و اموری است نسبی نه مطلق.
صغیر و کبیرگاهی به اعتبار زمان است .مثلا وقتی که سن یکی به اعتبار سن دیگری کمتر از او باشد و گاهی کوچکی و بزرگی به اعتبار جسم است و زمانی هم به اعتبار قدر و منزلت .
صغر (برون فرس و عنب) :کوکی، مقابل کبر، و آن در مقایسه چیزی با چیز دیگر گفته می شود. خواه به اعتبار زمان باشد یا به اعتبار جثه یا قدر و مرتبه.
– صغیر در اصطلاح فقها: در اصطلاح فقها صغیر به کسی گفته می شود که به بلوغ شرعی نرسیده باشد و در اینصورت او به سرپرست نیاز دارد. اما اگر به بلوغ رسیده باشد و رشد و ادراک عقلی او ثابت شده باشد از حجر خارج می شود و رشد عبارت است از حالتی که در آن شخصی، نفع و ضرر خود را در هر یک از اعمال می سنجد و آنرا مراعات نموده در حفظ دارایی خود می کوشد .

 

فصل دوم

یتیم از دیدگاه اسلام

بخش 1: اسلام ، دین همه جانبه و کامل
بخش 2: توجه به یتیم قبل از اسلام.
بخش 3: اسلام و نقش خانواده در تربیت کودک.
بخش 4: نقش یتیمی در بالندگی و شکوفایی.

 
بخش 1:  اسلام دین همه جانبه و کامل است
در راستای عنایت و توجه همه جانبه اسلام به هر یک از شئون حیاتی، حقوقی و اخلاقی افراد و طبقات انسان ها موضوع یتیم و ابعاد حساس و با اهمیت آن از جمله اموری می باشد که به طور صریح و مکرر و توام با تاکید و تهدید مطرح شده است. به طور کلی اسلام به عنوان کاملترین دین الهی، همواره مستضعفین و محرومین اجتماع را زیر چتر حمایت خویش داشته است و در این بین، ایتام به طور خاص و با نگاه ویژه مورد رأفت و عطوفت قرار گرفته اند.
برای بررسی چگونگی نظر اسلام در حمایت از این گروه خاص، قرآن کریم و احادیث و روایات نقل شده از پیامبر و ائمه اطهار (ع) چون خورشیدی درخشان، روشنایی بخش راه ما خواهد بود.
در قرآن مجید اضافه بر آیات فراوانی که به طور کلی بیانگر اهمیت حقوق افراد و طبقات ضعیف (از جمله ایتام) و سفارش به رعایت آنهاست، حداقل بیست و سه مرتبه موضوع یتیم با تعبیرات مختلف مطرح و مورد توجه و امر و نهی قرار گرفته است. در منابع حدیثی بیش از 50 حدیث به طور مستقل یا فرازی از بعضی احادیث از ناحیه پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام درباره یتیم وارد گردیده است که به تفصیل در صفحات 2 تا 14 جلد 75 بحارالانوار مجلسی ذکر شده اند.
در کتابهای فقه و قانون ضمن بحث های گوناگون – از قبیل خمس، بحث از رشته اختیارات شرعی حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط) و مسئله قیومیت، تقسیم ارث، تصرف در اموال مشترک و غیره- مخصوصا روی کلمه «یتیم» تکیه شده است.
در نهج البلاغه امام علی علیه السلام- که بیانگر بخشی از راه و رسم آن بزرگوار و نقش حکومتی آن حضرت است- به طور مکرر مسئله یتیم خاطر نشان و مورد سفارش قرار گرفته است.
در کتابهای اخلاقی هم سهمی از مباحث آن ویژه یتیم نوازی، انفاق به یتیم و تربیت یتیم و برحذر داشتن از بی اعتنایی به اوست. در آخر آیه شریفه «ولیخش ا لذین …» – آیه  9نساء  – با ایراد جمله «ولیقولوا قولا سدیدا» اشاره به یک نکته در مورد پرورش یتیمان شده که با زبان ملایم و عباراتی سرشار از عواطف انسانی با یتیم سخن بگویند تا ناراحتی درونی و زخم های قلب آن ها بدین سان ترمیم و التیام یابد. توجه بدین موضوع لازم است که نیازهای کودک یتیم منحصر به خوراک و پوشاک و داروی جسمی نیست، بلکه پاسخ گفتن به عواطف و احساسات قلبی او مهمتر است و در ساختمان آینده او فوق العاده موء ثر می باشد سستی و بی تفاوتی در این باره موجب پدید آمدن نسلی خواهد شد که در موجودیت امت خدشه وارد نموده، آنچنانکه نابودی و سقوط آن را در پی خواهد داشت. 
اسلام بیش از هر دین و آیین دیگری و بهتر از هر موسسه رفاهی و اجتماعی، رهنمودهای عملی و سازنده جهت بهبود شرایط زندگی ایتام و کاهش مشکلات آنها دارد. در اسلام، جامعه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و برای پاکسازی اجتماع از هر گونه آسیب، لازم است که عوامل بزهکاری از مسیر یکایک افراد جامعه حذف شود.لذا تاکید مومنین برای رسیدگی به وضعیت ضعفا و خصوصا ایتام به همین منظور است. 
از لابه لای این توجه و عنایت نسبت  به کودک، لطف الهی را مشاهده می کنیم زیرا مشکلی را که جامعه در همه ی دورانها و مراحل دست به گریبانش بوده و از آن رنج می برده، مورد دقت نظر قرار داده است، این مشکل «مساله ایتام» است، یعنی سرنوشت آنهایی که محروم از دستهای شفقت و مهربانی بر سرشان بوده اند و در معرض فشارهای این زندگی سرکش قرار گرفته اند. و بدین رو «امت» و به عبارت دیگر «جامعه» اعضایی از خود را که باید پشتوانه ای برای آن باشند از دست می دهد و از ناحیه افرادی متضرر می شود که اگر آنها برخوردار از مهربانی و پاکبازی پدران بودند قطعا افراد مفیدی گردیده و بهره برداری از آنها در راه مصالح جامعه امری حتمی می بود. پس حساسیت به پرورش مناسب و دقیق  ایتام به همین منظور است تا مبادا آنها  دچار سرگردانی شده و در بین جامعه نمایشگر یک انسان آسیب دیده و محروم گردند.
پس سستی و سهل انگاری در کار یتیم برابر با سستی در مورد جامعه و نابودی موجودیت آن – که حافظ و پشتوانه ی زندگی عموم انسان هاست خواهد بود. 

فصل دوم
بخش 2: توجه به موضوع یتیم قبل از اسلام
الف- یتیم در دیگر ادیان الهی
ب- یتیم در دوره ی جاهلیت

 
بخش 2:  توجه به یتیم قبل از اسلام

الف- یتیم در دیگر ادیان الهی
همانطور که دیدیم در دین مقدس اسلام نسبت به رعایت حال و حفظ حقوق یتیم، توجه فراوانی شده است. لیکن این توجه اختصاص به اسلام ندارد، بلکه پیش از اسلام نیز، آن را از سنن الهی می یابیم. آیه ی ذیل به این نکته اشاره می کند:
        « وإذ أخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون إلا الله و بالوالدین احسانا و ذی القربی و الیتامی و المساکین و قولوا للناس حسنا و أقیموالصلوه و آتو الزکوه ثم تولیتم إلا قلیلا منکم و أنتم معرضون» (بقره/ 83)
ترجمه : به یاد آرید آن هنگام را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و درویشان نیکی کنید و به مردمان سخن نیک گویید و نماز بخوانید و زکات بدهید ولی جز اندکی، پشت کردند و رویگردان شدند. مواد این پیمان الهی (به ویژه میثاق مقدس احسان به یتیم) که از بنی اسرائیل گرفته شده، اختصاص به آنها ندارد بلکه پایه های حقیقی همه ی ادیان الهی است.
رحمت و عنایت (نسبت به دیگران) از جمله قواعدی است که دین محکم الهی بر آن بنا شده، و رعایت حال یتیم، همان چیزی است که به همه افراد بشر ابلاغ گردید تا کودک یتیم بی سرپرست نماند ودر اثر بی توجهی به او، تبدیل به عضوی تهیدست از سرمایه ی مادی و معنوی و مایه ی ننگ و عار برای دیگران نشود1.
حضرت مسیح (ع) نیز مانند حضرت موسی ازحقوق یتیمان طرفداری کرده و بدانها توجه بلیغ داشته است و ظلم به یتیمان را از گناهان کبیره شمرده و اعانت و احسان به ایشان را دارای ثواب عظیم دانسته است و پرستش صاف و بی عیب را تفقد یتیمان و بیوه زنان در مصیبتشان دانسته و خداوند را کمک یتیمان معرفی کرده است2. .
 
سنت فرزند خواندگی در امت های گذشته :
موضوع دیگری که دربین ادیان پیش از اسلام مطرح بوده، امر سرپرستی و نگهداری یتیم است که به صورت فرزندخواندگی تحقق می یافته است. اکثر جوامع و ملل گذشته و حاضر، فرزند خوانده را چون فرزند نسبی خود شمرده، اما عواملی که موجب پذیرفتن دیگری به فرزندی می شود در اجتماعات مختلف، متفاوت است. در برخی ازاقوام این موضوع متاثر از عقاید و احکام خاص مذهبی است. مثلا فرزند برای زرتشتیان عنوان «پل صراط» را داراست و نداشتن آن موجب دشواری آمرزش و ناتوانی او در گذشتن از پل صراط است. در بعضی از اقوام و قبایل به منظور برقرار ساختن صلح و تحکیم مبانی دوستی میان دو قبیله، فرزندان یکدیگر را  فرزندخوانده خود می سازند.

ب- یتیم در دوره ی جاهلیت :
با بررسی وضعیت زندگی مردم و شرایط یتیم در ابتدای پیدایش اسلام و شرایط حاکم بر منطقه عربی، به فلسفه تاکیدات پی در پی اسلام درباره ی رعایت حال یتیم پی خواهیم برد.2
قرآن روزگاری از جمعیت عرب را که به طور اتصال قبل از اسلام واقع شده بود دوره ی جاهلیت نام داده است و این از آن جهت است که در آن روزگار به جای علم ، جهل و به جای حق ، یک سلسله آرای سفیهانه و باطل بر آنان حکومت می کرده و قریب به اتفاق آنان پیرو هیچ شریعت و دینی از شرایع انبیا گذشته نبوده اند.
این اوضاع و شرایط برای آنان یک جامعه بدوی و بی اساس که مخلوطی از آداب و رسوم یهود و نصاری و مجوس بود بوجود آورده بود، و مردم نیز در مستی و بی خبری کامل به سر می بردند.
این قبایل بیابانگرد، زندگی پستی داشتند، پیوسته گرفتار جنگ و غارت و چپاول اموال یکدیگر بودند، هیچگونه امنیت و امانت داری در بین آنها نبود. خونریزی و تعصب جاهلی و پایمال حقوق ستمدیدگان،‌ظلم و تجاوز و قمار وشراب، خمر و زنا فضیلت به شمار می آمد و خون و مردار و هسته خرما می خوردند….

 

منابع ومأخذ:
1- قرآن كریم
2- ترجمه و شرح نهج البلاغه، فیض الاسلام علی نقی، مركز نشر آثار فیض الاسلام،اسفند 1372
3- سخنان علی (ع)از نهج البلاغه، مترجم: فاضل جواد، موسسه مطبوعاتی علمی، چاپ بیستم،1398 ه. ق
4- آموزه های فردی و اجتماعی از دوران نوجوانی و جوانی پیشوایان دین،غراب  كمال الدین ، نشر صلح ،چاپ اول،پاییز 1377
5- آیات الاحكام ( حقوقی و جزایی)، گرجی  ابوالقاسم،نشر میزان ، چاپ اول ، زمستان 80
6- آیات الاحكام( بخشهایی از كنزالعرفان فاضل مقدادبن عبدالله سیوری)، مترجم: عظیمی گرگانی هادی ، انتشارات امیری، چاپ اول ، پاییز 78
7- آیات الاحكام حقوقی( مدنی- كیفری) آقایی  محمد علی، چاپ اول،  نشر خط سوم
8- اصول كافی ، كلینی، ثقه الاسلام ، ترجمه و شرح فارسی: آیت ا… شیخ محمد باقر كمره ای ، انتشارات اسوه، چاپ نهم
9- المیزان فی تفسیر القرآن ، طباطبایی  محمد حسین، ترجمه : موسوی همدانی سید محمد باقر، كانون انتشارات محمدی، چاپ 1345
10- بحارالانوار، مجلسی  محمد باقر، موسسه الوفاء، 1403هـ 1983 م، بیروت لبنان
11- پژوهشی پیرامون مفردات قرآن، رازینی  علی، دفتر پژوهش و نشر سهروردی، چاپ اول زمستان 1381
12- تاج العروس من جواهر القاموس، الحسینی الزبیدی  محمد مرتضی ، تحقیق: علی شیری، چاپ دوم ،1414هـ – 1994 م
13- تفسیر شاهی أو آیات الاحكام ،جرجانی  سید الامیر ابولفتح، انتشارات نوید، خرداد 1362
14- تفسیر نمونه، مكارم شیرازی  ناصر وهمكاران، دارالكتب الاسلامیه، تهران، چاپ 21 – 1382 ه. ش
15-  جاهلیت و اسلام، نوری  یحیی، موسسه انتشارات و كتابخانه شمس، تهران، اسفند 1342.
16- خانواده د رقرآن ، بهشتی احمد،  مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، چاپ دوم- 1377
17-داستان های كودكی مردان بزرگ، صادقی اردستانی احمد، انتشارات فؤاد، چاپخانه سلمان فارسی، چاپ اول ، پاپیز 76
19- در مسیر داوری( كاوشی پیرامون كودكان بی سرپرست و چگونگی نگهداری از آنان)، صنعتی نیا عباسعلی،  چاپخانه سازمان بهزیستی كشور،  فروردین سال 1370-
20- دیوان امیرالمؤمنین (ع)،زمانی مصطفی، پیام اسلام، قم 1369
21- زكات  و خمس در اسلام، مدرسی  سید محمد رضا، موسسه در راه حق ،چاپ اول، تابستان 67ف قم
23- قاموس قرآن،  قر شی  آیت ا… سید علی اكبر، دارالكتب الاسلامیه ، چاپ سیزدهم، 1381 هـ.ش
24- گزیده ی تفسیر كشف الاسرار( تفسیر میبدی) به اهتمام  شریعت   محمد جواد
اساطیر، چاپ اول،  1373 هـ.ش
25- لسان العرب،  ابن منظور،  تحقیق: علی شیری ، چاپ اول، 1408 هـ – 1988 م
26- مفردات الفاظ القرآن،  علامه راغب اصفهانی،  تحقیق: صفوان عدنان داوودی، دار القلم دمشق، چاپ دوم- پاییز 1380
27- میزان الحكمه،  ری شهری  محمد،  دارالحدیث،  چاپ اول
28- نسیم حیات   تفسیر قرآن كریم ، بهرامپور ابوالفضل ،  آوای قرآن، چاپ ششم ، 1386
29- نظام خانواده در اسلام،  انصاریان  حسین ، انتشارات ( اُم ابیها) ،  چاپ دوازدهم ،  زمستان 78
30- نقش تربیتی پدر در خانواده، نجاتی   حسین،  چاپار فرزانگان،  چاپ ندا، چاپ اول 1371
31- یتیم ازدیدگاه قرآن  وسنت ، بحرالعلوم  عزالدین ، مترجم: فقیه ایمانی  محمد رضا،  محمدرضا فقیه ایمانی،سال نشر: 1372- اصفهان
32- یتیم در قرآن و حدیث، علمچی میبدی  ملیحه،  سازمان تبلیغات اسلامی،  شركت چاپ و نشر بین ال

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود بررسی لزوم اتحاد ملی و انسجـام اسلامی از دیدگاه آیات و روایات اسلامی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی لزوم اتحاد ملی و انسجـام اسلامی از دیدگاه آیات و روایات اسلامی با word دارای 31 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی لزوم اتحاد ملی و انسجـام اسلامی از دیدگاه آیات و روایات اسلامی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

چكیده

تأكید اسلام بر لزوم به كار گرفتن اندیشه روشنگری و آگاهی بخشی و بیان حقایق برای رسیدن به اتحاد و محبت و مهرورزی نسبت به انسان ها و توجه كرامت آنها بر كسی پوشیده نیست زیرا كه فلسفه خلقت و آفرینش امید به لطف و رحمت الهی و كمال و سعادت است. قرآن برای دستیابی به سعادت است كه به اموری اشاره می كند كه می‌توان از آنها به عنوان عوامل بیرونی و درونی اتحاد و انسجام یاد كرد. از آنجایی كه روش و هدف واحد به عنوان اصلی ترین مؤلفه های اتحاد و اتفاق مطرح می باشد و امت و جامعه بی آن، تحقق وجود نمی یابد، قرآن مسئله پذیرش كامل دین اسلام را به عنوان مهمترین عامل اتحاد در انسجام برمی شمارد، قرآن از عدم پیوستگی درونی انسان‌ها به عنوان مانع مهم اتحاد نام می برد و از مردمان می خواهد تا با تزكیه نفس و پیروی اصول تقوی و تقویت هنجارهای اجتماعی اتحاد را در جامعه گسترش دهند. تأكید قرآن بر احسان، نیكوكاری و انفاق و دیگر رفتارهای پسندیده و معروف به عنوان تأكید بر عوامل اتحاد است در نهایت قرآن اعتصام چنگ زدن به ریسمان الهی،‌ نظارت و كنترل همگانی و توجه به نقاط مشترك را عامل مهمی برای رهایی از تفرقه و ایجاد اتحاد و انسجام برمی شمارد.
در این تحقیق سعی شده به عوامل دیگری كه در ایجاد اتحاد و انسجام مسلمانان مؤثر است پرداخته و اهمیت اتحاد جامعه مسلمانان و آثار اتحاد و همبستگی نیز مورد بررسی قرار گیرد.
مقدمه
دین اسلام منادی توحید و انسجام و وحدت و یگانگی است زیرا پیامبر اسلام از بعثبت تا وفات همواره در آموزش ها و تعالیم خود و در عمل، در جهت نفی تفرقه و اختلاف و تحكیم پایه های وحدت و همبستگی و اخوت و همدلی میان جامعه مسلمانان گام نهاده است. اتحاد و انسجام اسلامی در متن دین و محتوای تعالیم آسمانی قرآن و مكتب اسلام و همچنین در اعتقادات عمومی مسلمانان، جایگاه محكم و استواری دارد و در حد فریضه،‌ الزام آور و ضروری است. خداوند در آیات متعددی مسلمانان را به وحدت و انسجام و همبستگی سفارش نموده و از اختلاف باز می دارد: «و اعتصمو بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا» همگی به رشته دین خدا چنگ زده و راه های متفرق نروید.
بنابراین بزرگترین محور وحدت و انسجام، دستورات الهام بخش خداوند در قرآن كریم است كه به وسیله پیامبر اعظم (ص) به مسلمانان ابلاغ شده است. سرپیچی از دستورات خداوند شرك محسوب شده و مایه اختلاف و تفرقه می شود و علت اصلی تفرقه میان مسلمانان در عدم پیروی از دستورات الهام بخش الهی است. در عصر حاضر امام خمینی (ره) وحدت كلمه را ضروری ترین نیاز برای مسلمانان معرفی نموده است. سپس مقام معظم رهبری (مدظله العالی) با حساسیت ویژه ای در طول سال های ولایت و رهبری خویش، خط مشی ها و نقطه نظرات كلیدی و راهبردی را جهت انسجام و وحدت مسلمانان بیان فرموده اند كه توانسته است به میزان بسیار تعیین كننده ای مخاطرات و توطئه ها و دسیسه های شوم استكبار جهانی را به حداقل كاهش دهد با توجه به گستردگی موضوع، بررسی تمام ابعاد موضوع در یك مقاله نمی گنجد. اما در این نوشته به دلیل رعایت اصل اختصار و همچنین كاربردی بودن بحث شمه ای از دیدگاه اسلام (قرآن، نهج البلاغه، نهج الفصاحه و غررالحكم) در ارتباط با اتحاد و انسجام اسلامی بررسی می شود.
 

منابع:

1- قرآن كریم.
2- نهج الفصاحه (رهگشای انسانیت)، سخنان پیامبر (ص)، ترجمه ابراهیم محمدیان (1385)، قم: انتشارات گلستان ادب.
3- نهج البلاغه امام علی (ع)، ترجمه: محمد، دشتی (1379)، قم: انتشارات مشرقین.
4- غرر الحكم، سخنان امام علی (ع)، به روایت عبدالواحد آمدی، ترجمه: محمد علی انصاری. (1384)
5- زارع، سعید (1382)، پرتویی از نهج البلاغه، قم: انتشارات آل احمد.
6- مصباح یزدی، محمد تقی (1383)، در پرتوی ولایت، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی (ره).
7- معین، محمد (1371)، فرهنگ معین تهران: انتشارات امیركبیر.
8- مكارم شیرازی و همكاران، ناصر (1379)، تفسیر نمونه، قم: دارالكتاب اسلامیه.
9- موثقی، احمد (1379)، استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، جلد اول.
10- یعقوب اردنی، احمد حسین (1939) اهل بیت محور وحدت، ترجمه عباس جلالی (1384)، قم: انتشارات حوزه علمیه قم.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود زندگینامه امام علی علیه السلام با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود زندگینامه امام علی علیه السلام با word دارای 8 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود زندگینامه امام علی علیه السلام با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

اجمالی از تاریخ زندگی  امام علی (ع)
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ، وی فرزند ابوطالب شیخ بنی هاشم عموی پیغمبر اكرم (ص) بود كه پیغمبر اكرم را سرپرستی نموده و در خانه خود جای داده و بزرگ كرده بود و پس از بعثت نیز تا زنده بود از آن حضرت حمایت كرد و شر كفار عرب و خاصه قریش را از وی دفع نمود.
علی علیه السلام (بنا بنقل مشهور) ده سال پیش از بعثت متولد شد پس از شش سال در اثر قحطی كه در مكه و حوالی آن اتفاق افتاد ، بنا به درخواست پیغمبر اكرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموی خود پیغمبر اكرم(ص) منتقل گردید و تحت سرپرستی و پرورش مستقیم آن حضرت درآمد.
پس از چند سال كه پیغمبر اكرم (ص) به موهبت نبوت نائل شد و برای نخستین بار در غار حرا وحی آسمانی به وی رسید وقتیكه از غار رهسپار شهر و خانه خود شد شرح حال را فرمود علی علیه السلام به آن حضرت ایمان آورد. و باز در مجلسی كه پیغمبر اكرم(ص) خویشاوندان نزدیك خود را جمع و بدین خود دعوت نموده فرمود: نخستین كسیكه از شما دعوت مرا بپذیرد خلیفه و وصی و وزیر من 0خواهد بود ، تنها كسیكه از جای خود بلند شد و ایمان آورد علی(ع) بود و پیغمبر اكرم (ص) ایمان او را پذیرفت و وعده های خود را درباره اش امضاء نمود و از این روی علی(ع) نخسیتن كسی است در اسلام كه ایمان آورد و نخستین كسی است كه هرگز غیر خدای یگانه را نپرستید.
علی(ع) پیوسته ملازم پیغمبراكرم(ص) بود تا آن حضرت از مكه به مدینه هجرت نمود و در شب هجرت نیز  كه كفار خانه آن حضرت را محاصره كرده بودند و تصمیم داشتند آخر شب به خانه ریخته و آن حضرت را در بستر قطعه قطعه نمایند ، علی(ع) در بستر پیغمبر اكرم(ص) خوابیده و آن حضرت از خانه بیرون آمده رهسپار مدینه گردید و پس از آن حضرت مطابق وصیتی كه كرده بود ، امانتهای مردم را به صاحبانش رد كرده مادر خود و دختر پیغمبر را با دو زدن دیگر برداشته به مدینه حركت نمود.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود عقل از دیدگاه امیرالمومنین با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود عقل از دیدگاه امیرالمومنین با word دارای 135 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود عقل از دیدگاه امیرالمومنین با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست مطالب

مقدمه
كلیات
– ضرورت و اهمیت تحقیق
– پیشینه و اهداف
فصل اول : لغت و اصطلاح شناسی
– لغت شناسی 2
– اصلاح شناسی 4
– متبلورات عقل 8
1- لب 9
2-حجی 11
3- حجر 11
4-وسط 12
5- نهی 13
-ارتباط عقل با سایر واژگان 14
1- عقل و جهل 14
2-عقل و اخلاق 16
3- عقل و دین 19
4- عقل و علم 21
5- عقل و اراده 23
6- عقل رشد 24
7- عقل و شهوت و هوای نفس 26
8- عقل و عشق 27
فصل دوم : (نگرش های متفاوت به عقل)
– عقل از منظر قرآن 31
-عقل از منظر روایات 34
– عقل از منظر دانمشندان 39
الف-مسلمان 39
1-كلام 39
– اهل حدیث 39
– اشاعره 40
– ماتریدیه 41
– معتزله 43
2- فلسفه 43
3-عرفان 46
ب-غیرمسلمان 53
1- فلسفه 53
2-روانشناسی 56
فصل سوم (عقل- اطلاقات و كاركردها)
– عقل نظری وعقل عملی 67
– اطلاقات عقل عملی 68
– كاركرد نظر ی عقل 72
– كاركرد عملی عقل 72
– كاركرد ابزاری عقل 73
– عقل مطبوع ومسموع 75
فصل چهارم : (عقل در محضر علی علیه السلام)
– اهمیت عقل از منظر مولا علی علیه السلام 85
– ماهیت عقل از منظر مولا علی علیه السلام 90
– ثمرات عقل از منظر مولا علی علیه السلام 96
فصل پنجم (آثار و علائم عاقل)
– ویژگیهای انسان عاقل 101
1-اطاعت و پیروی از خدا 101
2-تواضع و فروتنی 101
3-تكلم سنجیده و سكوت همراه با تفكر 102
4-حقیقت جوئی و پذیرش آراء‌مخالف 103
5-حسن تنظیم زندگی دنیوی و اخروی 104
6-دانش دوستی 104
7- مدارا و خوش رفتاری 105
8- رعایت عدالت 105
صداقت در گفتار 106
10- عدم شتاب در قضاوت 106
11-عاقبت اندیشی 106
12- عبرت گیری از تجارب 107
13-غلبه بر هواهای نفسانی 108
14-مشورت با دیگران 108
فصل ششم(هدایت و ضلالت عقل و عوامل آن
– هدایت و ضلالت 110
1- مبادی تصوری هدایت و ضلالت 110
الف-واژه شناسی و تعریف واژه ها 110
ب-جدایی پذیری هدایت و ضلالت 111
ج-جایگاه معرفتی مبحث هدایت و ضلالت 113
2- مبادی تصدیقی هدایت و ضلالت 113
3- هدایت 114
الف-تكوینی 114
1- عقل و هدایت تكوینی 114
2- قلمرو واعتبار هدایت عقل 115
ب-هدایت تشریعی 116
1- نبوت و هدایت 116
الف-عامه 117
ب-خاصه 118
1- دین اسلام و هدایت تشریعی 120
3-قرآن و هدایت تشریعی 122
4- اهل بیت و هدایت تشریعی 123
5- اسباب و زمینه های هدایت 124
الف-ذكر و یاد خدا و هدایت، ذكر و عقل نظری و عملی 124
ب-استقامت و هدایت 126
ج-مشورت و هدایت 126
د-پذیرش حق 130
هـ- كنجكاوی و سوال 130
و- معاشرت با عقلا 131
ز-تفكر 132
4- ضلالت 132
الف- پلیدی گمراهی و گمراه سازی 132
ب-رهبران ناصالح سیاسی و گمراهی بشر 133
ج-شیطان و گمراهی 134
د-هواپرستی و گمراهی 135

 

 
مقدمه:
یكی از ابعاد اساسی و مهم وجود انسان كه در برنامه ریزی های تربیتی (اعم از تعیین اهداف، اصول و روشها) به نحوی مورد نظر قرار می گیرد بعد عقلانی اوست.
مكاتب تربیتی نیز هر یك با بینش خاص خود به بیان اهمیت این بعد تربیت پرداخته اند و بسیاری از مربیان بزرگ جهان وقتی از تعلیم و تربیت بحث می كنند با توجه به برداشت خاص خود از عقل و عقلانیت، پرورش نیروی عقلانی انسان را پایه اساس و تعلیم و تربیت تلقی می كنند.
یك مكتب كه دارای هدفهای مشخصی است و مقررات همه جانبه ای دارد وبه اصطلاح سیستم حقوقی، سیستم اقتصادی وسیاسی دارد، نمی تواند یك سیستم خاص آموزشی نداشته باشد، زیرا مكتبی كه می خواهد در بین مردم یك طرح خاص اخلاقی یا اقتصادی و یا سیاسی را پیاده كند، قطعاً اینها را برای انسانها می خواهد، اعم از اینكه فرد انسان هدف باشد و یا جامعه انسانی كه اگر مكتبی مثل اسلام باشد كه در آن هم اصالت فرد محفوظ است و هم اصالت اجتماع، قطعاً می باید برنامه ای برای ساختن افراد در دست داشته باشد، هم از آن نظر كه هدف بودن خود فرد (اصالت خود) تامین گردد و هم از آن جهت كه باید فرد مقدمه ای و ابزاری برای اجتماع باشد. با توجه به همین نكته است كه می باید با اصول تعلیم و تربیت اسلامی آشنا بشویم.
در نظام تربیتی اسلام عقل و پرورش عقلانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و تكیه بر عقل و تأیید جنبه عقلانی یكی از ویژگیهای تربیت اسلامی است. آیات قرآن با تعابیر مختلفی از این بعد ارزشمند انسان سخن گفته و روایات نیز به بیان جایگاه والای عقل می‌پردازند.
برداشت ها و تعابیر مختلفی از عقل و عقلانیت و تربیت عقلانی در مكاتب و نظام های تربیتی و جود دارد.در این تحقیق سعی شده دیدگاه كلی امام علی علیه السلام را در مورد عقل و عقلانیت تبین و سپس دلالتهای تربیتی آن استنتاج گردد.

 

ضرورت و اهمیت تحقیق
چنانكه در مقدمه اشاره گردید عقل از ابعاد اساسی و جود انسان محسوب شده و مكاتب تربیتی هر یك با بینش خاص خود به بیان اهمیت ولزوم تربیت عقلانی پرداخته اند.
این بینش خاص موجب برداشت های متفاوتی از معنی و مفهوم عقل وعقلانیت آدمی شده و هریك از این برداشت ها می تواند منشأ صدورآرایی در زمینه تربیت عقلانی گردد. لذا به نظر میرسد قبل از هرگونه نظریه پردازی در مورد تربیت عقلانی در نظام تربیتی اسلام لازم است با معنی و مفهوم عقل وعقلانیت در منابع ومتون اسلامی آشنا شده و نظرات تربیتی خود را در مورد تربیت عقلانی بر مبنای چنین برداشتی استوار نمائیم.
عقل در تفكر اسلامی از جایگاه رفیع و شایسته ای برخوردار بوده است، اما تلقی و تحلیلی كه از این حقیقت و الا در فرهنگ اسلامی به چشم  می خورد، علیرغم وجوه مشترك، با یكدیگر تفاوت و در مواردی تعارض دارد، زیرا حكیمان و عارفان مسلمان وقتی از عقل سخن می گفتند، گاهی آن را تقسیم می كردند به عقل نظری و عقل علمی، گاه به عقل فطری و عقل كسی، و گاه به عقل جزئی و عقل كلی.
گاهی عقل را در برابر جنون و سفاهت می نهادند، گاهی عقل را در برابر عشق قرار می‌دادند و گاهی هم عقل را در برابر شهوت وغضب كه قوای دیگر نفسانی هستند می‌نهادند. گاه  غرضشان از عقل، قوه عاقله بود، گاه محتوی این قوه، گاه عقل را به معنی موجودی خارجی به كار می برند و گاه به  معنی قوه ای درونی.
دیدگاه اسلام را در مورد عقل و عقلانیت باید از خلال آیات قرانی و روایات به دست آورد. در نظام تربیتی اسلام عقل و پرورش عقلانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
یكی از منابع جهت بررسی دیدگاه اسلام در مورد عقل، سخنان و نظرات ائمه اطهار می باشد كه میتواند راهگشای ما در امر تربیت عقلانی واقع گردد.
«بیانات ائمه اطهار علیهم السلام در باب مسائل مختلف بر اساس اعتقاد الهی ما (به خاطر وصل بودن به منبع وحی وداشتن گوهر عصمت) حقایقی هستند كه باطل را در آنها راهی نیست (و نظرات آنها در صورت برداشت صحیح ما) و با توجه به همه جوانب امر و در صورت تحقق شرایط لازم در لباس حقیقت جلوه خواهد نمود.» باتوجه به مراتب فوق الذكر در این تحقیق سعی شده كه با بررسی مجموع فرمایشات امام علی علیه السلام درباره عقل (كه در كتب نهج البلاعه، غررالحكم درر الكلم و اصول كافی)منظور و مقصود ایشان در این مورد تبیین گردد.
 
پیشنیه و اهداف تحقیق
تاریخ عقل وتعقل همزاد تاریخ بشری  است . وجه ممیز انسان از موجودات دیگر، عقل او است، و آدمی با تعقل به حیات انسانی خویش ادامه می دهد. به فرموده امام علی علیه السلام : الانسان بعقله (انسان به عقل خود انسان است) و باز می فرماید» اصل الانسان لبه (اصل انسان خرد او است) بنابراین تاریخ تعقل با پیدایش آدم آغاز می شود.
معمولاً در كتاب های تاریخ فلسفه گفته می شود تعقل درسواحل آسیای صغیر و در منطقه ایونیا با ظهور طالس و آناكسیمندر شروع شده است و پیش از آن، مردم در دوران تخیل و اسطوره می زیسته اند. این سخن اگر درست باشد- كه چنین نیست- تنها درباره شروع نوع خاصی از تعقل صادق است، نه درباره پیدایش تعقل و خردورزی به معنای كلی آن. البته توجه به عقل و تعقل فلسفی، و به سخنی دیگر، تعقل در باب تعقل فلسفی و نقد و بررسی آن، امری متأخر است و براساس اطلاعات مكتوب و باقیمانده، ابتدا در زمان سوفسطائیان و سقراط به شكلی ناقص مطرح شده است. پس از آن در عصر جدید با فرانسیس بیكن و رنه دكارت و جان لاك بار دیگر مسئله معرفت و به خصوص تعقل، مورد توجه جدی قرار گرفت و در آثار ایمانوئل كانت به او ج خود رسید و مساوی با فلسفه شد و درنهایت به علم معرفت شناسی جدید انجامید.
برخی از پژوهشگران در عصر حاضر با تحقیق در موضوعاتی همچون« نظام تربیت عقلانی بر مبنای سخنان امام علی علیه السلام»،« تربیت عقلانی»، و رساله« اتحاد  عاقل و معقول» تلاش نموده اند، و به نظر می رسد كه هدف از این پژوهش ها تفهیم اهمیت بحث عقل و تعقل و تربیت عقلانی از منظر امیر المومنین علیه السلام بوده باشد.
فصل اول

لغت و اصطلاح شناسی
 
لغت شناسی
در زبان عرب «عقل» به معنای درك آمده است ، وقتی گفته می شود »ما فعلت منذ عقلت‌«‌یعنی از وقتی درك كردم چنین كاری نكردم و یا هنگامی كه گفته می شود،‌»عقل الشی« یعنی چیزی را فهمید و درك كرد. اسم فاعل ماده »ع ق ل«  عاقل وجمع آن »عاقلون« است. »عقال و »عقلاء« جمع مكسر آن است. مونث عاقل »عاقله« كه جمع سالم ومكسر آن به ترتیب »عاقلات«‌و »عواقل« است »العقل« مصدر و جمع آن عقول است. »عقل را بدان جهت عقل نامیده شد ه است كه از فرو رفتن صاحبش درگرداب (نادانی و خطر) جلوگیری می كند.
همچنین راغب «عقل» را در لغت چنین معنا كرده:» عقل نیرویی است كه آماده و مجهز كننده صاحبش برای قبول و استفاده ازعلم است»، »العقل یقال للقوه المتهیئه لقبول العلم«.
طریحی در مجمع البحرین آورده است:» نور روحانی تدرك النفس به العلوم الضروریه و النظریه« نوری روحانی كه نفس به وسیله آن، علوم بدیهی و نظری را درك می كند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در باب معنای لغوی عقل چنین می نویسد:
»كلمه عقل در اصل لغت به معنای بستن وگره زدن است، لذا طنابی را كه با آن پا و یا زانوی شتر را می بندند،‌عقال گویند و این عمل را هم عقل نامیده و می گویند: ( عقل البعیر) یعنی (شتر را عقال كن) و به همین معناست اداركهایی كه انسان دارد و آنها را در دل پذیرفته و عقد قلبی نسبت به آنها بسته است و نیز مدركات آدمی را و آن قوه ای كه در خود سراغ دارد و به وسیله آن خیر و شر و حق و باطل را تشخیص می دهد، عقل نامیدند.»
ایشان در جای دیگر می نویسد: » عقل كه مصدر برای (عقل یعقل) است به معنای ادارك و فهمیدن چیزی است، البته ادراك و فهمیدن كامل و تمام.»
در كتاب لغت منجدالطلاب نیز معنای عقل به شرح ذیل آمده است:
عقل البعیر: زانوی شتر رابست.
عقل الرجل عن حاجته: او را از كارش بازداشت. تعقله:‌او را بازداشت ، او حبس كرد.
العقل: بستن زانوی شتر، خونبها، قلب، عقل، ‌خرد، مغز، عاقل شدن.
العقلی:عقلانی، فكری ،‌آنچه به واسطه عقل درك می شود ، عقلی.
العاقل: باخرد، با شعور، حكیم. العاقله مونث العاقل: قوه تعقل و تدبر.
العقلیه من القوم : رئیس قبیله.
العقل: پناهگاه.
معقول : عقلانی.
معنای لغوی عقل در قاموس قرآن چنین آمده است :‌عقل : فهم،‌معرفت،‌درك »‌ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون« (بقره 75) یعنی آن را پس از فهمیدن دگرگون می كردند، در حالیكه می دانستند . »هم یعلمون« راجع به تحریف و »عقلوه« راجع به فهم كلام ا… است.
»و قالوا لو كنا نسمع او نعقل ما كنا فی اصحاب السعیر) «ملك 10) و گفتند اگر گوش می‌دادیم و می فهمیدیم، در میان سعیر نبودیم »و ما یعقلها الا العالمون «‌(عنكبوت 43) جز دانایان آن را درك نمی كنند.
مرحوم علامه مجلسی دربیان معنای لغوی عقل می نویسد:«عقل تعقل اشیا و فهم آنهاست » ، «… از واژه متضاد عقل نیز می توان برای فهم دقیق تر آن كمك گرفت. متضاد كلمه عقل، در لغت عرب جهل است و جهل در اصل به معنای عمل بدون تامل یا عمل ناسنجیده بوده است. بنابراین در حد لغت،‌هم خود واژه عقل و هم واژه مقابل آن یعنی جهل،
حاكی از آنند كه عنصر اساسی در واژه عقل بازداری لازم برای تامین سنجیدگی و
پختگی«
جناب محمد تقی فعالی: «خلیل نحوی می گوید: »عقل نقیض جهل است»
و جرجانی هم معتقد است: »عقل صاحبش را از انحراف به كج ، منع می كند«
و فارس بن زكریا نیز وجه تسمیه عقل را این میداند كه انسان را از گفتار و كردار زشت باز میدارد.
می بینیم كه لغت شناسان، گذشته از بیان معنای اصلی عقل كه منع است، به ابعاد یا كاركردهای مهم عقل، یعنی دو جنبه معرفتی و ارزشی عقل نیز اشاره كرده اند.»

اصطلاح شناسی
با عنایت به اینكه هر مكتبی می تواند اصطلاحاتی را برای منظور و بیان تعابیر مورد نظر خود قرارداد كند، لذا گاهی كلمه ای را دو مكتب مورد استفاده قرار می دهند و حال آن كه هر یك از آن اصطلاحی ویژه را لحاظ می كنند و« عقل» نیز یكی از آن كلمات است. برخی از معنای اصطلاحی عقل از دیدگاه علامه مجلسی به شرح ذیل می باشد.
1)«عقل» عبارت است از قوه ادراك خیر وشر و سبب تمیز بین آن دو، و به وسیله عقل می‌توان اسباب امور را شناخت و به آنها معرفت پیدا كرد وهمچنین به چیزهایی كه به عقل منجر می شود و یا از دستیابی به عقل مانع میشود، معرفت یافت و عقل بدین معنا ملاك تكلیف و ثواب و عقاب است.
2-«عقل» ملكه و حالتی است در نفس كه انسان را به سوی انتخاب خیر و نفع دعوت می‌كند و از بدیها و مضرات به دور می دارد و به وسیله عقل ، نفس تقویت می شود برای دور كردن اسباب شهوت و غضب و وسوسه های شیطانی.
آیا معنای دوم عقل مكمل معنای اول است یا اینكه صفت دیگری است و با حالت اول كاملا مغایرت دارد؟ هر دو احتمال هست، اما آنچه دراكثر مردم مشاهده میشود، از اینكه به نیكی بعضی امور حكم می كنند، اما آنها را انجام نمی دهند و یا اینكه حكم به بدی بعضی از امور می كنند اما در عین حال به انجام دادن آنهاولع دارند، دلالت براین مطلب می كند كه این حالت غیر از علم به خیر و شر است(بدین ترتیب تعریف دوم با تعریف اول مغایرت دارد) آنچه از جست و جوی اخبار ائمه اسلام ا… علیهم برای ما ظاهر می شود این است كه خداوند در هر كسی كه به درجه تكلیف رسیده باشد، قوه و استعداد ادارك منافع و مضرات و غیره را قرار داده است. بنابراین اختلاف زیادی كه از لحاظ این استعداد در آنها هست واقل درجات استعداد سبب تكلیف است كه آدمی از حیوانات تمیز داده می شود و به اختلاف درجات استعدادها، تكالیف متفاوت میشوند ، هر كه استعدادش كاملتر باشد، تكالیف او سخت تر و زیادتر است و این قوت ادراك در اشخاص گوناگون بر حسب علم و عمل آنان كامل می شود. پس هر كه در تحصیل علوم مفیدی كه بر حق اوست سعی و تلاش كرده، بدان عمل كند قوه ادراك و استعداد خویش را قوت بخشیده است.
3-«عقل» قوه ای است كه مردم آن را برای نظم دادن به امور زندگانی خویش به كار می‌برند. پس اگر موافق قانون شرع بوده وشارع آن را نیكو شمرده باشد، »عقل معاش« نامیده می شود و در روایات و اخبار نیز مدح شده است. اما اگر در امور باطل و حیله های فاسد به كار رود، شرع مقدس آن را »نكرا«‌و »شیطنت« می نامد و از علمای شرع كسانی هستند كه مطلب اخیر را برای قوه دیگری می دانند كه صحت این گفتار در نزد مامعلوم نیست.
4)«عقل» مراتب استعداد نفس راگویند،‌برای تحصیل نظریات و نزدیك یا دور شدن از آنها. برای چنین عقلی چهار رتبه در نظر گرفته اند: 1-عقل هیولانی 2-عقل بالملكه 3-عقل بالفعل  4-عقل مستفاد و این اسامی همه بر عقل نامیده و اطلاق می شود ما در همه این مراتب و… مطلب راجع به آنچه ما قبلا ذكر كردیم می باشد كه عقل در ظاهر قوه واحده ای است وبه حسب متعلقات، اسامی گوناگون می پذیرد.
5)«عقل» جوهر مجرد است، البته به قدمت آن اعتقاد نیاید و تاثیر واجب را بر ممكنات متوقف براونداند و آن را موثر در خلق اشیا نداند و آن را عقل بنامد و بعضی اخبار را با آنچه او عقل نامیده است، منطبق نماید. پس امكان دارد بگوید اقبال او عبارت است از، توجه او به مبدا هستی و ادبار او عبارتست از توجه او به سوی نفوس به سبب اشراف عقل بر آن نفوس و كمال یافتن نفوس به وسیله عقل.
جناب محمد تقی فعالی: «درباره معنای اصطلاحی عقل باید گفت در تاریخ اندیشه شرق و غرب، تفسیرهای مختلفی از عقل شده است. برای مثال عقل یانوس (nous ) برای آناكسا گوراس موجودی است مجرد از عالم كه با ایجاد حركت نخستینی و چرخشی در توده اولیه جهان، باعث پیدایش عالم كنونی میگردد. عقل در نگاه افلاطون، وسیله ای است كه آدمی با استفاده از آن و براساس دیالكتیك، به عالم مثل عروج كرده ،‌صورت كلی (مثل) را شهود میكند.
ارسطو، عقل را قوه ای میداند كه صورت های كلی را از افراد جزئی انتزاع می كند و نیز از بدیهیات به نظریات میرسد. عقل در نظر دكارت، قوه ای است كه تصورات فطری را درخود دارد.
برای كانت عقل نظری، همان قوه استنتاج با واسطه یا استنتاج قیاسی است و عقل عملی منشا تكلیف اخلاقی و با این همه، بدون در نظر گرفتن تفسیرهای جزئی، می توان گفت در فلسفه وكلام برای عقل دو اصطلاح كلی قابل تشخیص است : در یكی از این دو اصطلاح، عقل موجودی است كه ذاتا و فعلا مجرد بوده و به طور مستقل، یعنی بدون تعلق به نفس و بدن، موجود است. بسیاری از فیلسوفان به مقتضای قاعده »الواحد لا یصدر منه الا الواحد« و قاعده در امكان اشرف» و دلایل، دیگر وجود سلسله ای از عقول را تصویر كرده اند كه واسطه فیض الهی اند. بدین ترتیب كه از خدا تنها یك موجود –كه عقل اول نامیده می شود- صادر گشته و از آن، عقل دوم، و از آن عقل سوم، تا عقل دهم، كه عقل فعال نام دارد. عالم طبیعت از عقل فعال صادر شده است. این عقول ، عقول طولی هستند و درمیانشان رابطه علیت برقرار است. شیخ اشراق ضمن اثبات عقول طولی مشایین،‌تعداد آنها را بیش از ده دانسته و گذشته از عقول طولی ، «به عقول عرضی» یا «ارباب انواع» نیز معتقد گشته است. صدرالدین محمد شیرازی نیز ضمن پذیرفتن ارباب انواع، تبیین خاصی درباره آن ارائه كرده است.
در اصطلاح دیگر، عقل یكی از قوای نفس انسانی است. در این معنا، عقل با نفس متحد است و یكی از قوا و مراتب آن به شمار می رود و درمقابل قوای خیال، وهم وحس قرار می گیرد. عقل قادر به ادراك كلیات است و میتواند مسائل نظری را از مقدمات بدیهی ومعلوم استنباط كند. این عقل به ملاحظه مدركاتش دو نوع است: عقل نظری و عقل عملی.
برخی، عقل انسانی را به عقل استدلال گرا یا جزئی (Ratio) و عقل شهودگر یا كلی‌
(Intellectus) تقسیم كرده اند. عقل استدلال گر همان عقلی است كه نظریات را از میان بدیهیات و معلومات بر می آورد، اما عقل شهودگر مستقیما حقایق را شهود و وجدان می‌كند. بسیاری از فیلسوفان درباره نحوه ارتباط عقل انسانی و عقل مستقل، معتقدند كلیات عقلی در عقل فعال قرار دارد و هم اوست كه این كلیات را بر عقول انسانی افاضه می كند.
جناب سعید بهشتی: در منابع واژه شناسی، از معانی دیگری از عقل سخن رفته است كه رنگ و بویی اصطلاحی دارند،‌مانند »قوه شناسایی مجهولات و بازداشتن انسان از گفتار و كردار ناپسند» ، »نوری روحانی كه نفس به وسیله آن علوم بدیهی و نظری را در می‌یابد»،‌»حالتی مقدماتی برای گام نهادن در راه خیر و اجتناب از شر«  ،«نیروی بازشناختن امور صالح از فاسد در زندگی مادی و معنوی و سپس، ضبط و حبس نفس بر اساس این شناخت.» در نتیجه، می توان گفت كه معنای اصلی عقل،‌با توجه به مفهوم عقال، عبارت است از بستن و بازداشتن . با این كه عقل در هركسی دارای وجودی یگانه است، نه دوگانه،‌اما دو وجه علمی و  عملی دارد، بدین معنا كه از یك سو حق و باطل را در عرصه نظر، و خیر وشر را در قلمرو عمل،‌از یكدیگر باز می شناسد ، و از سوی دیگر، همچون عقال، زانوی نفس سركش را می بندد و آن را از پندار گفتار، و كردار نادرست باز میدارد.
عقل یكی از منابع چهارگانه احكام است، لذا در علم اصول، اصولیون بحث از عقل و حجیت آن را تدوین نموده اند و تحت عنوان «حجیت قطع» آورده اند،‌در حالی كه اخباریون منكر حجیت عقل می باشند.
علامه شهید مطهری: مسائل اصولی مربوط به عقل دو قسمت است : یك قسمت مربوط به »ملاكات« و «مناطات» احكام،‌و به عبارت دیگر به »فلسفه احكام« قسمت دیگر مربوط است به لوازم احكام،‌قسمت اول منبعث و برخاسته از یك سلسله مصالح و مفاسد واقعی می باشد واما قسمت دوم یعنی لوازم احكام : هر حكم از طرف هر حاكم عاقل و ذی شعور،طبعاً یك سلسله لوازم دیگر كه عقل باید در مورد آن ها قضاوت كند.

متبلورات عقل
ممكن است این سوال مطرح شود كه به چه علت به جای كلمه »مترادفات« از واژه «متبلورات» استفاده شد؟ دلیل آن كه ابن هلال عسكری در كتاب »الفروق اللغویه« در مورد لغاتی كه از نظر معنایی با «عقل» افتراق دارند ولی وجودواژه عقل در همه آنها مشترك است توضیحاتی داده اند كه بنابراین تعاریف ،‌این كلمات مترادف نیستند بلكه تجلیات و تبلوراتی از لغت عقل می باشند كه ذیلاً به تلخیص ترجمه آن اشاره میگردد:
افتراق میان »علم» و «عقل«  عقل همان علم اولیه ای است كه انسان را از انجام قبائح منع ونهی می كند.
افتراق میان»عقل» و« أرب« أرب وفور و فراوانی عقل است.
افتراق میان »عقل» و« لب« لب همان عقل صاف و خالص و تصفیه آن است.
فرق بین »عقل» و« نهی« نهی همان انتها و نهایت شناخت و تمایز و قدرت ممیزه است.
فرق بین »عقل» و« حجا«‌ حجا همان ثبات عقل است.
افتراق بین »عقل» و «ذهن« ذهن نقیض سوء فهم (كج فهمی ) به عبارتی وجود حافظه و قدرت حفظ آنچه را كه یاد گرفته شده است.
همانگونه كه گذشت در قرآن و روایات وارده از معصومین (علیهم السلام) ازجمله حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نیز كلماتی همچون»لب« ، »حجی«، »حجر«،‌» وسط«، »نهی« به معنای عقل به كار رفته است كه از آنها تحت عنوان متبلورات عقل یاد می كنیم و به بیان معانی و تعابیر و تفاسیری كه درباره هر یك از كلمات مزبور آمده است مبادرت می ورزیم:
لب
لب در  لغت به معنای »مغز«‌است و در اصطلاح به »عقل خالص و صاف« اطلاق شده است.
علامه طباطبایی (ره) در بیان معانی لب در  ذیل آیه »‌و مابذكر الااولی الباب« می نویسد: »كلمه الباب جمع لب است و لب در انسانها به معنای عقل است،‌چون عقل در آدمی مانند مغز گر دوست نسبت به پوست آن، لذا در قرآن به همین معنا استعمال شده است.»
ایشان در جای دیگری ذیل آیه »و ما بذكروا الا اولوالالباب« در بیان لب و ویژگی صاحبان آن می نویسد:«در كلمه (الباب) جمع لب به ضم لام و تشدید باء است و لب به معنای عقل صافی و خالص از شوائب است و خدای متعال در مواردی از كلام مجیدش صاحبان چنین عقلی را ستوده و چنین معرفی كرده است كه اینان اهل ایمان به خدا و انا به و بازگشت به سوی او هستند و ایشانند كه همواره سخن نیك را پیروی می كنند، و آنگاه توصیفشان كرده به اینكه ایشان دائماً به یاد پروردگار خویشند و نتیجه این دوام ذكرشان این شده كه ایشان اهل تذكر باشند، یعنی از معارف حقه منتقل به دلیل آن شوند و نیز اهل حكمت و معرفت باشند و فرموده است :»ٍوالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه، اولئك الذین هدیهم ا… و اولئك هم اولوالالباب« (زمر 18) و نیز فرمود است:‌» ان فی خلق السموات و الارض واختلاف اللیل و النهار الایات لا ولی الالباب ، الذین یذكرون ا… قیاماً و قعودا و علی جنوبهم «‌(آل عمران 191) كه در آیه اول ایشان را به اجتناب از پرستش طاغوت و به انابه به سوی خدا و شنیدن هر سخن و عمل كردن به بهترین سخن ستوده می‌فرماید:‌»اینانند كه خدا هدایتشان كرده و صاحبان لبند« ودر آیه دوم است:» در خلقت آسمانها و زمین و اختلاف شب وروز آیاتی برای صاحبان لب هستند، همان كسانی كه خدا را ایستاده ونشسته و به پهلو یاد می كنند. و این یادكردن، در هرحال و لوازم آن كه همان تذلل و خشوع باشد همان انابه ای است كه موجب تذكر آنان به آیات خدا و انتقالشان به معارف حقه است . همچنان كه می بینیم یك جا فرموده:« و ما یذكر الا اولوالالباب ‌متذكر نمی شود مگر صاحبان لب(آل عمران7) پس معلوم میشود، اولوالالباب همان كسانی هستند كه انابه دارند.»
شهید مطهری در بیان معنای لب می نویسد:
»لب» به معنی مغز، نه به معنی مخ، مغز به معنی اعم، كه در مورد میوه ها مثلا می گوئیم مغز بادام، مغز گردو در زبان عربی و در قرآن شاید هم بیشتر، چون در غیر قرآن ما بررسی كردیم وندیدیم ، شاید هم از اصطلاحات مخصوص قرآن باشد و اگر هم اصطلاح مخصوص قرآن نباشد قرآن این را زیاد به كار برده است. قرآن درباره عقل كلمه لب را زیاد به كار برده است . گویی انسان را به یك گردو و یا بادام تشبیه كرده كه همه این گردو یا بادام پوسته است و اساسش مغز می باشد كه در درون آن قرار دارد.
انسانها، این انسان، هیكل و اندامش را در نظر بگیرید، مغز انسان عقل و فكر انسان است،‌حال اگر بادامی مغز نداشته باشد چه می گوییم؟ می گوییم پوچ است و پوك و هیچ، باید آن را بیرون انداخت. انسانی كه عقل نداشته باشد، این جوهر انسانیت، مغز انسانیت، آن ملاك و مقام انسانیت را ندارد ، او انسانی پوك و پوچ است یعنی یك صورت انسان است و معنی انسان در او نیست، این تعبیری است كه بر حسب این تعبیر معنی انسان همان عقل انسان است، عقلی كه در این حد باشد. عقل بودن عقل به استقلالش است. »الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه« ببینید از این بهتر اساساً دیگر نمی شود تعبیری پیدا كرد. در مورد دعوت به اینكه انسان باید عقلش بالا ستقلال حاكم باشد، عقلش مستقل باشد، دارای قدرت انتقاد باشد، باید بتواند مسائل را تجزیه و تحلیل كند. آدمی كه از این موهبت بی بهره است، هیچ است.»
نتیجه ای كه می توان گرفت این است كه لب در قرآن به معنای عقل به كار رفته است ولی مرا از آن عقلی است كه خالص بوده و از روشنی و صفا برخوردار است، و جوهر وجود انسان می باشد و خداوند صاحبان چنین عقلی را ستوده است.
2-حجی
از كلمات دیگری كه تبلور یافته عقل می باشد و در زیان عرب استعمال شده است كلمه حجی است. راغب در این زمینه می نویسد» عقل راحجی نیز نامیده اندو آن از قول عرب گرفته شده است كه می گوید: حجاه یعنی او را جدا ساخت و از این باب است احجیه (معمی –لغز) پس گویا نام عقل را حجی گذارده اند كه انسان را از كارهای زشت جدا می سازد.
حجر
حجر از دیگر كلماتی است كه به معنای عقل به كار رفته است و قاموس در توضیح آن می‌نویسد:» از نظر لغوی این لغت از حجر بر وزن فرس گرفته شده كه به معنی سنگ است. وقتی در اطراف محلی سنگ بچینند، محل سنگ چینی شده را حجر (بر وزن علم) گویند. (حجر اسماعیل) با همین عنوان به كار میرود علت تسمیه آن ممنوع الدخول بودن در طواف است. كار حرام را نیز با مفهوم ممنوع بودن حجر گویند.» در قرآن مجید آیه 138 سوره انعام می بینیم : » وقالوا هذه انعام وحرث حجر لا یطعمها الا من نشاء، گفتند این چهار پایان و كشت حرام است و آن را جز آن كه بخواهیم نمی خورد.»
راغب در این باره می نویسد: »حجر ریشه اش از حجر به معنی منع است و به آن جهت اسم عقل قرار داده شده میشود كه انسان را از خطر دخالت در احكام شرع جلوگیری میكند بر این وجه فرموده خدای تعالی واقع شده است: »هل فی ذلك قسم لذی حجر« آیا در این سوگندها كه ذكر شد برای خداوندان عقل سوگند كافی وجود دارد؟» پس مراد از ذی حجر انسان برخوردار از عقل است.
«درقران مجید حجر به صورت بلوری از عقل آمده ودر آیه 5 سوره فجر می بینیم »هل فی ذلك قسم لذی حجر« یعنی آیا در آن برای صاحب عقل سوگندی است ؟‌در این آیه حجر به معنای منع استعمال شده است، زیرا عقل شخص را از خواسته های نفس منع می كند.»
وسط
كلمه دیگری كه قرآن كریم آن را به معنای عقل به كار برده «وسط» است در قاموس قرآن چنین آمده است: لغت دیگری در قرآن مرادف عاقل، به معنای متعادل بكار رفته است. بدین ترتیب از نظر قرآن، انسان عاقل، انسانی معتدل و متعادل است.»
همچنین آمده:« كه وسط (به فتح واو، سین) اسم است به معنای میانه . گوینده
«شی وسط» میانه است نسبت به مرغوب و نامرغوب. واسطه القلاده، جوهری است در وسط دانه های گردنبند وبهترین آنهاست. «كذلك جعلنا كم امه وسطاً لتكونوا شهداء علی الناس ویكون الرسول علیكم شهیداً« (بقره 143) »قال اوسطهم ، الم اقل لكم لوتسبحون« (قلم 28) اوسط در اینجا نظیر آیه سابق است گویند:« فلان من وسط قومه» او از نزدیكان قومش است. یعنی عاقلترین آنها گفت : »نگفتم چرا خدا را تسبیح نمی كنید؟«
نهی
كلمه دیگری كه در قرآن به معنای عقل به كار رفته است كلمه «نهی» است.
مرحوم علامه طباطبایی (ره) در ذیل آیه » افلم یهدلهم كم اهلكنا من القرون بمشون فی مساكنهم ان فی ذلك لایات لا ولی النهی «‌می نویسد:»از ظاهر آیه چنین فهمیده میشود كه كلمه (یهد) معنای (یبین) را متضمن است و معنایش این است كه (مگر طریق عبرت گرفتن و ایمان به آیات خدای را كثرت اهلاك ما برایشان بیان نكرد و این همه قرون گذشته كه در آبادیهای خودآمدوشد همی كردند واهل مكه درسفرهای خود به مساكن عاد،‌كه در احقاف یمن است و مساكن ثمود و اصحابی كه در شام است و مساكن قوم لوط كه در فلسطین است، عبور كرده، همه را دیده اند كه چگونه هلاك كردیم، این همه صحنه ها طریق عبرت گیری را برای آنان بیان نكرد؟‌با این كه (ان فی ذلك لایات لا ولی النهی) در این صحنه ها آیت هایی برای صاحبان عقل است.»
راغب نیز در بیان و توضیح كلمه «نهی» می نویسد: »نهی جمع نهیه و یا اسم مفرد است. نهی نام آن عقلی گذاشته شده است كه از محسوسات گذشته و به شناسایی معقولات توجه كرده باشد و بدین جهت در فرموده خدای تعالی صاحبان چنین عقلی به تدبر در معانی محسوسات ارجاع شده اند، كه می فرماید: »افلم یهد لهم كم اهلكنا من قبلهم من القرون یمشون فی مساكنهم، ان فی ذلك لایات لا ولی النهی« آیا برای آنان سبب هدایت نشد كه ما چقدر از اهل قرنهای گذشته را كه درمنازل خود راه میرفتند هلاك كردیم؟ به درستی كه در این كیفر هر آینه نشانه هایی برای صاحبان عقل است.
بررسی ارتباط واژه عقل با سایر لغات
اكثریت قریب به اتفاق كسانی كه در اطراف خود دیده ایم اعتراف به وجود عقل و توانایی نامحدود آن دارند شاید به این دلیل كه از راه مشاهدات دیده و از طریق بدیهیات اثبات شده یا اینكه فطرتا انسان علم به تجرد عقل و عدم محدودیت آن دارد یا هر دو،‌لذا اشخاصی پیرامون ما اغلب اعتقاد و ادعای عقلانیت و كثرت آن را دارند برخلاف این كه در چیزهای دیگر از قبیل :مال ، سلامتی و غیره به دلایل قابل توجیه خود ادعای ناداری و یا كمبود آن را دارند.
اكنون در این مبحث با این عقل كه پایه واساس شناخت و درك فهم موجودات است و ارتباط وجودی جزئی و كلی بین آنهاست سعی برآن شده كه ارتباط موجود میان عقل و واژه هایی همچون : جهل ،‌اخلاق،‌دین، علم ،‌اراده ، رشد سنی و عشق را كه در نظام تربیت عقلانی اسلام مورد توجه قرار گرفته بررسی شود.
عقل  در مقابل جهل
در برخی از احادیث، جهل در مقابل عقل قرار می گیرد. حتی محدثان بزرگی چون كلینی «عقل و جهل» را عنوان بابی از ابواب كتاب های روایی خویش نهاده اند، نه عنوان »علم وجهل«‌را. البته در احادیث گاه به تقابل علم و جهل نیز بر می خوریم ،مثلا امام علی علیه السلام می فرمایند: جهل ثروتمند او را پست می گرداند و علم فقیر، او را بالا می برد. اما معمولا عقل در جهل قرار گرفته است.
امام علی علیه السلام می فرمایند:»عقل هدایت ونجات می بخشد و جهل گمراه و نابود می گرداند « باز می فرماید: »عاقل بر عقل خویش و جاهل برامل و آرزویش تكیه می كند.«
از احادیثی كه درباره عقل و جهل وارد شده است چنین بر می آید كه ویژگی ها و آثار بیان شده برای عقل و جهل،‌درست در نقطه مقابل یكدیگرند و میتوان نتیجه گرفت كه به طور كلی عقل و جهل دو نیروی متضاد در انسانند. اما ازاین كه عقل در مقابل شهوت نیز قرار دارد، می توان نتیجه گرفت كه جهل در این احادیث به معنای شهوت نیز هست.
گویا در كلمات حضرت امیرعلیه السلام و نیز دیگر معصومان علیهم السلام جهل معنای واحدی ندارد: گاه به معنای نادانی یا عدم علم است، و از این رو در مقابل علم قرار می‌گیرد. این معنای جهل،‌امری عدمی است. اما گاه جهل به معنای شهوت و امری وجودی مطرح است. جهل به این معنا در مقابل عقل قرار می گیرد و این دو یعنی عقل و جهل دو نیروی متضادند و آدمی همیشه شاهد تنازع آن ها با یكدیگر است.
گفتنی است كه در حدیث معروف »جنود عقل و جهل«‌منقول از امام صادق علیه السسلام علم از جنود عقل،‌و جهل از جنود جهل برشمرده شده و این دو در مقابل یكدیگر قرار گرفته اند، همان گونه كه فرماندهان آن (عقل و جهل) در مقابل یكدیگر صف آرایی كرده اند. روشن است كه مقصود از جهلی كه فرمانده سپاه است، با جهلی كه سپاهی و سرباز است، متفاوت است: جهل فرمانده ،‌همان نیروی وجودی و شهوت است كه در مقابل نیروی وجودی دیگر ،‌یعنی عقل قرار می گیرد وچون امری وجودی است، دارای لشكر و سپاه فراوان است.
از جمله آثار و لشكریان عقل، علم است ، زیرا لازمه پیروی از عقل، فراگیری دانش است. از سوی دیگر جهل به معنای نادانی و فقدان علم از سپاهیان نیروی جهل و شهوت است ، زیرا لازمه جهل و شهوت، ترك علم ودانش است.
این دو معنای جهل ، ریشه در لغت عرب نیز دارد. فارس بن زكریا می گوید:
»جهل دو اصل و دو معنای اصلی دارد: یكی خلاف علم است و دیگری خلاف طمانینه است و از همین معنای دوم است كه به چوبی كه با آن تكه های آتش را حركت می دهند،‌مجهل می گویند. نیز گفته می شود :‌استجهلت الریح الغصن، یعنی باد، شاخه درخت را حركت داد وشاخه مضطرب و متحرك شد.
بنابراین در لغت عرب نیز جهل دو معنای اصلی دارد: یكی عدم علم و دیگری حالتی درانسان كه از آن به سستی و سبكی تعبیر می شود و در مقابل حالت طمانینه قرا ردارد.
ایزوتسو زبان شناس و اسلام شناس معاصر نیز پس از بررسی اشعار زمان جاهلیت و نیز تحقیق در آیات قرآن مجید، سه معنا برای جهل می یابد: معنای نخست جهل »الگوی برجسته رفتار تند خوی بی پروایی است كه با اندك انگیختگی ممكن است قدرت تسلط بر نفس را از كف بدهد ودر نتیجه بی باكانه به عمل برخیزد، و هوس كور غیرقابل مهاركردنی، محرك او باشد، بی آن كه هیچ در آن بیندیشد كه پیامد عمل مصیبت بار او چه خواهد بود…در مقابل این جنبه جهل است كه تصور حلم در درجه اول متعارض است.«
نتیجه معنای اول جهل، معنای دوم آن یعنی ضعیف شدن عقل و ناكارآمدی آن است.
معنای سوم جهل، عدم علم است.
عقل و اخلاق
رابطه میان عقل واخلاق، از مباحث مهم عقل شناسی و نیز علم اخلاق است، لذا جهت وضوح و روشنی این مبحث به تعدادی از احادیث كه مربوط به عقل و اخلاق است و دربحث اشاره كرده و سپس به ذكر مطلب می پردازیم:
»عقل آن است كه میانه روی كرده ، اسراف نكنی، به وعده هایت عمل كرده، خلف وعده نكنی، چون خشمگین شدی ، بردبار باشی.«
»همانا عقل ، دوری جستن از گناه،‌عاقبت اندیشی و احتیاط است.
»عقل ، تجربه اندوزی است و بهترین تجربه تو آن است كه تو را پند می دهد.«
همانگونه كه دیده شد اكثر احادیث نقل شده از امام علی علیه السلام در زمینه عقل، به عمل واخلاق مربوط می شود كه از دیدگاه ایشان عقل آدمی قادر است خوب و بد اعمال را تشخیص دهد وآدمی را به انجام برخی امور و ترك برخی دیگر بخواند. بر این اساس چند نكته مهم را در زمینه رابطه عقل و اخلاق بر می رسیم:
یك. از جمله مباحث مهم درباره ارتباط عقل واخلاق، تأثیر و تأثر آن دو بر یكدیگرو از همدیگر است. تأثیر عقل بر اخلاق بر این است كه انسان بر اساس عقل خویش، مفاهیم اخلاقی و خوب وبد افعال را درك ،‌و نسبت به آنها امرو نهی می كند.
حال باید دید تاثیر اخلاق بر عقل چیست؟
احادیث بسیاری در این باره ازحضرت امیرعلیه السلام نقل شده است كه در آن ها فضایل اخلاقی و اعمال ارزشی از اسباب تقویت عقل برشمرده شده و درمقابل رذایل اخلاقی و گناهان از اسباب تضعیف عقل بیان شده است . امام در این باره می فرماید:
»با شهوتت مبارزه كن، و برخشمت پیروز شو، با عادت زشتت مخالفت كن تا نفست پرورش یا بد و عقلت كامل می شود.«
همچنین فرموده اند: « آن كه خود را از مواهب دنیا بی نیاز كند عقل را كامل كرده است.»
از جمله احادیث آن حضرت كه در آن ها رذایل اخلاقی و گناهان از اسباب تضعیف و فساد عقل شمرده شده اند، سخنان زیر است:
– خشم وغضب، عقل ها را تباه می كند.
– آن كه لهو و خوش گذرانی اش فراوان باشد عقلش اندك است.
ازدست رفتن عقل در زیاده طلبی است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود تفسیر و بررسی سوره شعرا با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تفسیر و بررسی سوره شعرا با word دارای 34 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تفسیر و بررسی سوره شعرا با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

مقدمه

– نام این سوره از چند آیه آخر آن كه پیرامون شعرای بی هدف سخن می گوید گرفته شده است.
– این سوره 227 آیه دارد، تمام این آیات ( به جز چهار آیه آخر آن ) در مكه نازل شده است. لحن این آیات مانند دیگر سوره های مكی بیشتر روی اصول اعتقادی، توحید، معاد و دعوت پیامبران خدا و اهمیت قرآن تاكید شده است. در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) در اهمیت تلاوت این سوره چنین می خوانیم: كسی كه سوره شعرا را بخواند، به عدد هر كسی كه نوح را تصدیق و یا تكذیب كرده است، ده حسنه برای او خواهد بود، و همچنین هود، شعیب و صالح، ابراهیم و به عدد تمام كسانی كه تكذیب عیسی و تصدیق محمد(ص) كرده اند.
ناگفته روشن است كه این همه اجر و پاداش تنها برای تلاوت منهای اندیشه و عمل نیست، بلكه قرائن متعددی در روایات فضائل سوره ها است كه نشان می دهد، منظور تلاوتی است كه مقدمه تفكر و سپس اراده و عمل باشد.
 
محتوای سوره:
در حقیقت می توان محتوای این سوره را در چند بخش خلاصه كرد:
بخش اول: طلیعه سوره است كه از حروف مقطعه و سپس عظمت مقام قرآن و تسلی خاطر پیامبر در برابر پافشاری و خیره سری مشركان و اشاره ای به بعضی از نشانه های توحید و صفات خدا سخن می گوید.
بخش دوم: فرازهایی از سرگذشت هفت پیامبر بزرگ و مبارزات آنها را با قومشان ولجاجتها و خیره سری های آنان را در برابر این پیامبران بازگو می كند، كه بعضی مانند داستان موسی و فرعون مشروحتر و بعضی دیگر مانند سرگذشت ابراهیم و نوح و هود و صالح و لوط و شعیب كوتاهتر است.
بخش سوم: كه در حقیقت جنبه نتیجه گیری از بخشهای گذشته دارد، پیرامون پامبر اسلام (ص)و عظمت قرآن و تكذیب مشركان و دستوراتی به آن حضرت در زمینه روش دعوت و چگونگی برخورد با مومنان سخن می گوید و سوره را با بشارت به مومنان صالح و تمدید شدید ستمگران پایان می دهد.

 

منابع و ماخذ:
– باقری، خسرو، 1382. نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، تهران: انتشارات مدرسه.
– شرفی، محمدرضا، 1383، جزوه درسی تعلیم و تربیت اسلامی، دوره كارشناسی ارشد. دانشكده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران.د
– مكارم شیرازی، ناصر، 1362، تفسیر نمونه، جلد پانزدهم، قم: مدرسه امام امیرالمومنین.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود بررسی و مطالعه آثار حقوقی اذن با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود بررسی و مطالعه آثار حقوقی اذن با word دارای 157 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود بررسی و مطالعه آثار حقوقی اذن با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

پیش گفتار
اهمیت موضوع
پیشینه تحقیق
فصول مطالب
روش تحقیق
اهمیت موضوع

مسأله اذن و آثار حقوقى آن در حقوق مدنى، از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است. نظرى اجمالى به قانون مدنى و ابواب مختلف فقه امامیه، این حقیقت را آشكار مى‏سازد كه اذن در روابط حقوقى و اجتماعى افراد نقش به سزایى دارد.
در حقوق اموال، ضمن مباحث گوناگونى، چون حق انتفاع و حق ارتفاق، مسأله اذن به انتفاع یا اذن به ارتفاق مطرح گردیده است. هم‏چنین، در مباحث مربوط به قراردادها و در ضمن بحث از عقود معین، نقش و تأثیر اذن مورد توجه قرار گرفته است. قانون مدنى، در ضمن بحث از عقودى مانند بیع، رهن، هبه، ودیعه، عاریه، وكالت، ضمان و اجاره به بیان احكام و آثار آن مى‏پردازد.
نقش برجسته اذن، در میان مباحث مربوط به الزامات خارج از قرارداد نیز انكار ناپذیر است؛ مباحثى از قبیل: عدم جواز تصرف در مال دیگرى بدون اذن مالك، نقش اذن در تحقق عناوین امانت مالكى و امانت قانونى، تجاوز از حدود اذن و تأثیر آن در ضمان، در این خصوص قابل بررسى مى‏باشد.
در حقوق خانواده نیز، نقش و اهمیت اذن، به وضوح در جاى جاى مواد قانون مدنى و ابواب فقه دیده مى‏شود. اعتبار اذن ولىّ درنكاح دختر یا پسر صغیر و نیز در نكاح باكره، شرط بودن اذن زن درنكاح شوهر با برادرزاده یا خواهرزاده زن و نیز موقوف‏بودن ازدواج‏زن‏ایرانى‏باتبعه‏خارج،براذن‏دولت،ازجمله‏این‏موارداست.
اهمیت اذن، در عرف و تنظیم روابط اجتماعى نیز بر كسى پوشیده نیست. مالك با اذن خویش، تصرف در خوراكى‏ها و استراحت در خانه خویش را براى میهمان مباح مى‏سازد، یا به داماد و دخترش اذن مى‏دهد كه براى مدتى در یكى از اطاق‏هاى منزل او سكونت كنند، یا به دیگرى اذن مى‏دهد كه از اتومبیل او استفاده كند یا از میوه‏هاى باغ او بخورد.
موارد فوق و نمونه‏هاى فراوان دیگرى از تعارف‏ها و نزاكت‏ها كه با حیات اجتماعى و حقوقى افراد گره خورده و نقش مهمى در تنظیم روابط افراد جامعه با یك‏دیگر ایفا مى‏كند، اهمیت نقش و تأثیر اذن را در عرف و زندگى اجتماعى نشان مى‏دهد.
پیشینه تحقیق

با وجود اهمیّت و نقش مؤثر و فراگیر این نهاد حقوقى، قدر آن ناشناخته مانده است و در علم حقوق نیز چندان مطمح نظر واقع نشده و كتاب یا رساله‏اى مستقل در جهت تبیین ماهیت حقوقى، عناصر، آثار و احكام آن به رشته تحریر در نیامده است. در تألیفات گوناگون حقوقى و فقهى كه از اذن نامى برده شده، بیشتر احكام و آثار آن به صورت پراكنده مورد توجه و بررسى قرار گرفته است؛ نه مباحثى از قبیل ماهیت حقوقى، اوصاف، عناصر و تقسیمات اذن.
با این همه، در نوشته‏هاى حقوقى به تبع تفسیر و توضیح موادى از قانون مدنى كه به آثار و احكام و برخى از تقسیمات اذن پرداخته، مطالبى در این زمینه دیده مى‏شود. در منابع فقهى نیز به صورت پراكنده در ابواب گوناگون به ویژه در مباحث غصب، بیع فضولى، نكاح، اجاره، عقود اذنیّه، حجر و قیمومیّت، این موضوع طرف توجه واقع شده است.
فصول مطالب

اذن و آثار حقوقى آن را ضمن چهار بخش به ترتیب زیر بررسى خواهیم كرد:
بخش اول – كلیات؛
بخش دوم – عناصر و اركان اذن؛
بخش سوم – انحلال اذن؛
بخش چهارم – احكام و آثار حقوقى اذن.
مطالب بخش اول، طى سه مبحث جداگانه ارائه مى‏گردد. در این بخش ، تعریف و ماهیّت حقوقى اذن، تمییز آن از مفاهیم و نهادهاى حقوقى مشابه و تقسیمات دیگر آن مورد بررسى قرار مى‏گیرد.
بخش دوم، به بررسى عناصر و اركان اذن اختصاص دارد. اذن دهنده، مأذون، قصد انشا و مورد اذن، موضوعاتى است كه در این بخش مورد مطالعه قرار مى‏گیرد.
مسأله بطلان اذن و مواردى كه در آنها اذن مرتفع مى‏گردد، موضوع مورد بررسى در بخش سوم، خواهد بود.
سرانجام، بخش چهارم به بررسى و تبیین احكام و آثار حقوقى اذن مى‏پردازد. از آن‏جا كه برخى از احكام و آثار اذن به عقد یا ایقاع معینى اختصاص دارد، ولى پاره‏اى دیگر جنبه كلى داشته و نه تنها به عمل حقوقى معینى اختصاص ندارد، بلكه گاهى دایره شمول آن از محدوده اعمال حقوقى فراتر رفته، موارد دیگرى را نیز دربر مى‏گیرد، مطالب این بخش به دو شاخه تقسیم مى‏گردد: نخست احكام و آثار كلى اذن؛ به بیان دیگر قواعد عمومى، و در مبحث دوم احكام و آثار اذن در اعمال حقوقى بررسى خواهد شد.
روش تحقیق

با عنایت به اهمیّت موضوع تحقیق و فقدان پژوهش كافى از سوى حقوق‏دانان و فقها در خصوص ابعاد مختلف نهاد حقوقى اذن و نبود كتاب یا مقاله‏اى مستقل در این زمینه، تحقیقى ویژه در این مورد لازم مى‏نمود. از این رو، در كتاب حاضر در حد توان، سعى و اهتمام به عمل آمده تا با استمداد از منابع حقوقى و فقهى موجود، ابعاد مختلف مسئله مورد بررسى قرار گیرد.
در این تحقیق، تلاش بر آن است كه مباحث مطرح شده جنبه تطبیقى داشته باشد؛ بدین خاطر، در موضوعات مورد بحث، حقوق مدنى ایران بادیدگاه‏هاى فقیهان امامیه مقایسه گردیده به مبانى فقهى مواد قانونى مربوط اشاره مى‏شود. هم‏چنین در پاره‏اى موارد حقوق مدنى ایران با نظر به منابع فقهى اهل تسنن و حقوق مدنى سایر كشورهاى جهان به صورت تطبیقى بررسى شده است. افزون براینها رویه قضایى و نظریه‏هاى مشورتى نیز در این نوشته مد نظر بوده، آراى دادگاه‏ها، شعب و هیئت عمومى دیوان عالى كشور مورد مطالعه و تحلیل قرارگرفته‏است.
با این حال، به لحاظ آن‏كه مبناى نوشته حاضر بر اختصار است، در طرح مطالب غالباً مباحثى كه در قانون مدنى به آن اشاره شده و یا مواد قانون مدنى بر آن مبتنى مى‏باشد، مورد توجه قرار گرفته است؛ به ویژه در بخش آثار حقوقى اذن كه مى‏تواند موضوعات گسترده‏اى را شامل شود، این ملاك براى گزینش مباحث، مورد نظر بوده است.

 

منابع و ماخذ

1 – فقه و اصول
1 – آشتیانى، محمد حسن، كتاب القضا، دارالهجره، قم، 1404 ه.ق.(1363 ش).
2 – آشتیانى، محمود، شرح كتاب الاجاره من الشرایع‏، تقریرات شیخ مرتضى غروى آشتیانى، تهران، چاپخانه بهمن، 1343 ه .ش.
3 – آل كاشف الغطا، محمد حسین، تحریر المجله‏، 4 جلد (در دو مجلد)، مصر، مكتبه الكلیات الأزهریه، 1392ه.ق.(1972م).
4 – آملى، محمد تقى، مصباح الهدى فى شرح العروه الوثقى‏، 10 مجلدات، الطبعه الاولى: تهران، مطبعه الفردوسى، 1377ه.ق.
5 – ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر الحاوى لتحریر الفتاوى‏، 3 مجلدات، قم، مؤسسه النشر الاسلامى التابعه لجماعه المدرسین، 1410ه.ق.
6 – ابن تیمیه، احمد بن عبد الحلیم، الفتاوى الكبرى‏، 5 مجلدات، بیروت، دار المعرفه للطباعه والتوزیع والنشر، (بى تا).
7 – ابن جزى، محمدبن احمد، القوانین الفقهیه‏، فقه المالكى، الطبعه الاولى: بیروت، دارالقلم، 1977م.
8 – ابن حزم، على بن احمد، المحلى‏، 8 مجلدات (11اجزا)، بیروت، المكتبه التجارى للطباعه و التوزیع و النشر، (بى تا).
9 – ابن رجب، عبدالرحمن بن احمد، القواعد فى الفقه الاسلامى‏، فقه الحنبلى، الطبعه الاولى: مصر، مكتبه الكلیات الازهریه، 1392ه.ق.(1972م).
10 – ابن رشد، محمد بن احمد، بدایه المجتهد و نهایه المقتصد، بیروت، دارالفكر، (بى‏تا).
11 – ابن عابدین، محمد امین بن عمر، مجموعه الرسائل‏، بیروت، دار احیاء التراث العربى، (بى تا).
12 – -، حاشیه ردّ المختار، 8 مجلدات، استانبول، دار قهرمان للنشر والتوزیع، 1984م.
13 – ابن قدامه، عبداللَّه بن احمد، المغنى‏، به همراه شرح كبیر از: ابن قدامه المقدسى، عبدالرحمن بن محمد، 14 مجلدات، بیروت، دارالكتاب العربى، 1403ه.ق.
14 – ابن قیم الجوزیه، محمد بن ابى‏بكر، الطرق الحكمیه فى السیاسه الشرعیه‏، بیروت، دار احیاء العلوم، (بى تا).
15 – ابن مفتاح، عبداللَّه بن مفتاح، شرح الأزهار، 4 مجلدات، الطبعه الثانیه: قاهره، مطبعه الحجازى، 1357ه.ق.
16 – ابن نجیم، زین العابدین بن ابراهیم، الأشباه والنظائر على مذهب ابى حنیفه النعمان‏، حققه عبدالعزیز محمد الوكیل، فقه الحنفى، قاهره، مؤسسه الحلبى و شركاء للنشر والتوزیع، 1387ه.ق.(1967م).
17 – اصفهانى، ابوالحسن، وسیله النجاه، مجلدین، الطبعه الثانیه: بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1397ه.ق.(1977م.)
18 – اصفهانى (كمپانى)، محمد حسین، بحوث فى الفقه‏، الطبعه الثانیه: قم، مؤسسه النشر الاسلامى التابعه لجماعه المدرسین، 1409ه.ق.
19 – -، حاشیه المكاسب‏، قم، مجلدین، دارالذخائر، 1408ه.ق.
20 – -، نهایه الدرایه‏، 3 مجلدات، الطبعه الاولى: قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1408ه.ق.
21 – الانصارى (شیخ انصارى)، مرتضى بن محمد امین، فرائد الاصول (رسائل)، قم: كتاب‏فروشى مصطفوى، 1374ه.ق.
22 – -، مكاسب‏، چاپ سنگى در یك مجلد، تبریز، مطبعه الاطلاعات، 1375ه.ق.
23 – بجنوردى، حسن، القواعد الفقهیه‏، 7 مجلدات، قم، اسماعیلیان، 1410ه.ق.
24 – البحرانى، یوسف بن احمد، الحدائق الناضره فى احكام العتره الطاهره‏، 25مجلدات، بیروت، دار الأضواء، 1405ه.ق.
25 – بروجردى نجفى، محمدتقى، نهایه الافكار، تقریرات آیه اللَّه آقا ضیاء عراقى، قم، مؤسسه نشر اسلامى، 1405ه.ق.
26 – توحیدى، محمد على، مصباح الفقاهه، تقریرات آیه اللَّه سید ابوالقاسم خویى، 7مجلدات، الطبعه الاولى: قم، انتشارات وجدانى،1368ش.
27 – الجزیرى، عبدالرحمان، الفقه على المذاهب الاربعه‏، 5 مجلدات، الطبعه السابعه: بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1406ه.ق.(1986م.)
28 – جمعیه الدراسات الاسلامیه، موسوعه الفقه الاسلامى‏، بإشراف محمد أبوزهره، مطبعه مخیمر، قاهره: (بى‏تا).
29 – -، الجوامع الفقهیه‏، برخى از قدماى فقیهان امامیه، قم، كتابخانه آیه اللَّه نجفى مرعشى، 1404ه.ق.
30 – حجت كوه كمره‏یى، محمد، البیع‏، با تعلیقات شیخ ابوطالب تجلیل تبریزى، قم، مؤسسه نشر اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1409ه.ق.
31 – حكیم، محسن، مستمسك العروه الوثقى‏، 14 مجلدات، الطبعه الرابعه: نجف، مطبعه الآداب، 1391ه.ق.
32 -، نهج الفقاهه‏، نجف، مطبعه العلمیه، 1371ه.ق.
33 – الخطیب الشربینى، محمد، مغنى المحتاج الى معرفه معانى الفاظ المنهاج‏، فقه الشافعى، 4 مجلدات، مصر، مكتبه التجاریه الكبرى، 1374ه.ق.(1955م.)
34 – خراسانى (آخوند)، محمد كاظم، كفایه الاصول‏، مجلدین، الطبعه الاولى: تهران، العلمیه الاسلامیه، 1363ش.
35 – خمینى (الامام) روح‏اللَّه، البیع‏، 5 مجلدات، الطبعه الثالثه: قم، اسماعیلیان، 1363ش.
36 – -، تحریرالوسیله‏، مجلدین، الطبعه الثانیه: نجف، مطبعه الآداب، 1390ه.ق.
37 – -، المكاسب المحرمه‏، مع تذییلات لمجتبى الطهرانى، مجلدین، قم، المطبعه العلمیه، 1381ه.ق.
38 – خوانسارى، احمد، جامع المدارك فى شرح المختصر النافع‏، 5 مجلدات، قم، اسماعیلیان، 1405ه.ق.
39 – خوانسارى، موسى، منیه الطالب‏، تقریرات محقق نایینى، مجلدین، تهران، المطبعهالحیدرى، (بى تا).
40 – خوئى، ابوالقاسم، منهاج الصالحین‏، مجلدین، بیروت، دار الثرات الاسلامیه للطباعه و النشر و التوزیع، 1395ه.ق.
41 – رشتى، حبیب‏اللَّه، غصب‏، چاپ سنگى در یك مجلد، (بى‏نا)، تهران، 1322ه.ق.
42 – زیلعى، عثمان بن على، تبیین الحقایق فى شرح كنز الدقایق‏، فقه الحنفى، 6 مجلدات، الطبعه الثانیه: بیروت، دار المعرفه للطباعه و النشر، (بى تا).
43 – السالوس، على، فقه الشیعه الامامیه و مواضع الخلاف بینه و بین المذاهب الأربعه‏، كویت، مكتبه ابن تیمیه، 1398ه.ق.
44 – سرخسى، محمد بن احمد، المسبوط، فقه الحنفى، 14 مجلدات، بیروت، دارالمعرفه، (بى تا).
45 – السیوطى، عبدالرحمن بن ابى‏بكر، الأشباه والنظائر فى قواعد و فروع فقه الشافعیه‏، الطبعه الاولى: بیروت، دارالكتب العلمیه، 1413ه.ق.(1982م.)
46 – شاطبى، ابراهیم بن موسى، الموافقات فى اصول الشریعه‏، 4 مجلدات، بیروت، دارالمعرفه، (بى‏تا).
47 – شاكر، احمد محمد، نظام الطلاق فى الاسلام‏، دارالطباعه القومیه، 1389ه.ق. (بى‏جا).
48 – شلبى، محمد مصطفى، المدخل فى التعریف بالفقه الاسلامى و قواعد الملكیه و العقود فیه‏، بیروت، دارالنهضه العربیه، 1403ه.ق.(1983م.)
49 – شوشترى، اسداللَّه، مقابس الانوار و نفائس الاسرار، چاپ سنگى در یك مجلد، تبریز، مطبعه ماكنیه، 1322ه.ق.
50 – شهید اول، محمد بن مكى، الدروس الشرعیه فى فقه الامامیه‏، 3 مجلدات، الطبعه الاولى: قم، مؤسسه النشر الاسلامى التابعه لجماعه المدرسین، 1414ه.ق.
51 – -، القواعد و الفوائد، قم، مكتبه المفید، (بى‏تاp.
52 – -، اللمعه الدمشقیه، قم، دار الناصر، 1406ه.ق.
53 – شهید ثانى، زین الدین بن على، الروضه البهیه فى شرح اللمعه الدمشقیه‏، 10مجلدات، بیروت، دار العالم الاسلامى، (بى تا).
54 – -، مسالك الأفهام الى تنقیح شرایع الاسلام‏، مجلدین،الطبعهالاولى: قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1413ه.ق.
55 – شیرازى، محمد، الفقه‏، 100 مجلدات، بیروت، دارالعلوم، 1410ه.ق.(1989م).
56 – طباطبایى، على، ریاض المسایل فى بیان الأحكام بالدلایل‏، معروف به شرح كبیر، مجلدین، قم، مؤسسه آل‏البیت للطباعه و النشر، 1440ه.ق.
57 – طباطبایى یزدى، محمد كاظم، تتمه و ملحقات العروه الوثقى‏، قم، منشورات مكتبه الداورى، (بى تا).
58 – -، حاشیه مكاسب‏، قم، مؤسسه مطبوعاتى اسماعیلیان، 1378ه.ق.
59 – -، سؤال و جواب‏، نجف، چاپخانه حیدریه، 1340ه.ق.
60 – -، عروه الوثقى‏، به همراه حواشى چهار مرجع تقلید معاصر، دو مجلد، قم، مؤسسه مطبوعاتى اسماعیلیان، 1412ه.ق.
61 – طوسى (شیخ طوسى) محمد بن حسن، المبسوط فى فقه الامامیه‏، 8 مجلدات، تهران، المكتبه المرتضویه لاحیاء الآثار الجعفریه، (بى تا).
62 – -، النهایه فى مجرد الفقه‏و الفتاوى‏، بیروت، دارالكتاب‏العربى، 1400ه.ق. (1980م.)
63 – عاملى، عبدالحسین، مسائل فقهیه‏، تهران، منظمه الأعلام الاسلامى، 1408ه.ق.
64 – عاملى، محمدبن على، مدارك الاحكام فى شرح شرائع الاسلام‏، 7 مجلدات، الطبعه الاولى: قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1410 ه. ق.
65 – عاملى، محمد جواد، مفتاح الكرامه فى شرح قواعد العلاّمه‏، 11 مجلدات، بیروت، دارالاحیاء التراث العربى، (بى تا).
66 – علامه حلى، حسن بن یوسف، تحریر الاحكام‏، دو جلد (در یك مجلد)، مشهد، مؤسسه طوس، (بى تا).
67 – -، تذكره الفقها، مجلدین، تهران، مكتبه المرتضویه لاحیاء الآثار الجعفریه، 1388ه.ق.
68 – -، قواعد الاحكام فى معرفه الحلال والحرام‏، مجلدین، الطبعه الاولى: قم، مؤسسه النشر الاسلامى، 1413ه.ق.
69 -، مختلف الشیعه فى احكام الشریعه‏، 2 جلد (در یك مجلد)، تهران، 1324ه.ق.
70 -، منتهى المطلب فى تحقیق المذهب‏، چاپ اول: مشهد، بنیاد پژوهش‏هاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1412ه.ق.
71 – غروى تبریزى، على، التنقیح فى شرح العروه الوثقى‏، تقریرات آیه اللَّه سیدابوالقاسم خویى، قم، دارالهادى للمطبوعات، 141ه.ق.
72 – فاضل مقداد، مقداد بن عبداللَّه، تنقیح الرائع لمختصر الشرائع‏، حققه السیدعبداللطیف الكوهكمرى، 4 مجلدات، قم، مكتبه آیه اللَّه المرعشى، 1404ه.ق.
73 – فخر المحققین، محمدبن حسن، ایضاح الفوائد فى شرح القواعد، 4 مجلدات، قم، مطبعه العلمیه، 1388ه.ق.
74 – فیض، علیرضا، مبادى فقه و اصول‏، تهران، انتشارات دانشگاه تهران،1369ش.
75 – القارى، على محمد، من مرقاه المفاتیح‏، 5 مجلدات، بیروت، داراحیاء التراث العربى، (بى تا).
76 – قدیرى، محمد حسن، البیع‏، تقریرات امام خمینى، الطبعه الاولى: تهران، وزاره الثقافه و الارشاد الاسلامى، 1407ه.ق.
77 – القرافى، احمد بن ادریس، الفروق‏، فقه المالكى، 4 مجلدات، بیروت، دارالمعرفه للطباعه و النشر، (بى تا).
78 – القفال، محمد بن احمد، حلیه العلماء فى معرفه مذاهب الفقها، حققه و علّق علیه الدكتور یاسین احمد ابراهیم درادكه، 8 مجلدات، الطبعه الاولى: عمان، مكتبه الرساله الحدیثه، 1988م.
79 – كاشف الغطا، جعفر، كشف الغطا، اصفهان، انتشارات مهدوى، (بى تا).
80 – كاظمى خراسانى، محمد على، فوائد الاصول‏، تقریرات محقق نایینى، 4مجلدات، الطبعه الاولى: قم، مؤسسه النشر الاسلامى، 1409ه.ق.
81 – كركى (محقق ثانى)، على بن حسین، جامع المقاصد فى شرح القواعد، 9مجلدات، الطبعه الاولى: قم، مؤسسه آل‏البیت لاحیاء التراث، 1408ه.ق.
82 – گلپایگانى، محمد رضا، مجمع المسائل‏، مجموعه استفتائات از آیه اللَّه سید محمد رضا گلپایگانى، 3 مجلد، چاپ دوم: قم، دارالقرآن الكریم، 1404ه.ق.
83 – مالك بن انس، المدونه الكبرى‏، فقه المالكى، 6 مجلدات، مصر، مطبعه السعاده، 1323ه.ق.
84 – مامقانى، عبداللَّه، الاثنى عشریه‏، نجف، مطبعه المرتضویه، 1344ه.ق.
85 – -، مناهج المتقین‏، یك مجلد، نجف، مطبعه المرتضویه، 1344ه.ق.
86 – المجلس الأعلى للشؤون الاسلامیه، موسوعه الفقه الاسلامى‏، معروف به موسوعه جمال عبدالناصر، قاهره، 1410ه.ق.(1983م.)
87 – محقق‏حلى، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام فى مسائل الحلال و الحرام‏، اخراج و تحقیق عبدالحسین محمد على بقال، مجلدین، قم، اسماعیلیان، 1408ه.ق.
88 -، المعتبر فى شرح المختصر، مجلدین، قم، مؤسسه سیدالشهدا، (بى‏تا).
89 – -، مختصر النافع فى فقه الامامیه‏، مصر، دارالكتاب العربى، (بى تا).
90 – محقق داماد، مصطفى، قواعد فقه (بخش مدنى)، چاپ اول: تهران، نشر علوم اسلامى، 1363ش.
91 – مراغى حسینى، عبدالفتاح بن على، عناوین الاصول‏، (بى‏جا)، (بى‏تا).
92 – مروارید، على اصغر، سلسله الینابیع الفقهیه‏، 25 مجلدات، الطبعه الاولى: بیروت، مؤسسه فقه الشیعه و الدار الاسلامیه، 1410ه.ق.
93 – مغنیه، محمد جواد، فقه الامام جعفر الصادق‏، 3 مجلدات (6 اجزا)، الطبعهالرابعه: بیروت، دارالجواد، 1402ه.ق.(1982م.)
94 – -، الفقه على المذاهب الخمسه‏، الطبعه السابعه: بیروت، (بى‏نا)، 1402ه.ق. (1982م.)
95 – مقدس اردبیلى، احمد بن محمد، مجمع الفائده و البرهان فى شرح ارشادالأذهان‏، 10مجلدات، قم، مؤسسه النشر الاسلامى، 1412ه.ق.
96 – الموسوى السبزوارى، عبدالاعلى، مهذب الاحكام‏، نجف، مطبعه الآداب، 1403ه.ق. (1983م.)
97 – میرزاى قمى، ابوالقاسم، جامع الشتات‏، تصحیح مرتضى رضوى، سه مجلد، چاپ اول: تهران، سازمان انتشارات كیهان، 1371ش.
98 – نجفى، محمد حسن، جواهر الكلام فى شرح شرایع الاسلام‏، 43 مجلدات، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1392ه.ق.
99 – نراقى، احمد بن محمد مهدى، عوائد الایام‏، قم، مكتبه بصیرتى، 1408ه.ق.
100 – -، مستند الشیعه‏، مجلدین، تهران، المكتبه المرتضویه، (بى تا).
101 – نووى، یحیى بن شرف، منهاج الطالبین و عمده المفتین‏، مصر، مكتبه التجاریه الكبرى، (بى‏تا).
102 – هیتمى، احمد بن حجر، المنهاج القویم‏، الطبعه الثانیه: دمشق، مؤسسه علوم القرآن، 1978م.
2- حقوق مدنى
1 – ابوزهره، محمد، الأحوال الشخصیه‏، الطبعه الثالثه: قاهر، دارالفكر العربى، 1377ه.ق. (1957م.)
2 – -، شرح قانون الوصیه‏، قاهره، دارالفكر العربى، 1409ه.ق.
3 – اسود، نقولا، القانون المدنى (المدخل و الأموال)، لبنان، الجامعه اللبنانیه، 1986م.
4 – امامى، اسداللَّه، حقوق مدنى (7)، جزوه درسى، قم،(مجتمع آموزش عالى قم) سال تحصیلى 1367-68.
5 – امامى، حسن، حقوق مدنى‏، چاپ نهم: تهران، كتاب‏فروشى اسلامیه،1371.
6 – امیرى قائم مقامى، عبد المجید، حقوق تعهدات‏، تهران، سازمان چاپ كیهان، 1347.
7 – بروجردى عبده، محمد، كلیات حقوق اسلامى‏، چاپ دوم: تهران، مؤسسه وعظ و تبلیغ اسلامى، 1339.
8 – جعفرى لنگرودى، محمد جعفر، ترمینولوژى حقوق‏، تهران، بنیاد راستا، 1363.
9 – -، حقوق اموال‏، تهران، كتابخانه گنج دانش، 1368.
10 – -، حقوق تعهدات‏، چاپ اول: قم، انتشارات مدرسه عالى امور قضایى وادارى، 1354.
11 – -، دایره المعارف حقوق مدنى و تجارت‏، تهران، حقوق تعهدات عقود و ایقاعات، بنیاد راستا، 1357ش.
12 – -، دانشنامه حقوقى‏، 5 مجلد، تهران، مشعل آزاد، 1358-1356ش.
13 – حسینى نژاد، حسینقلى، مسؤولیت مدنى‏، چاپ اول: تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتى، 1370.
14 – حكیم، عبد الحمید، الموجز فى شرح القانون المدنى‏، مجلدین، الطبعه الثانیه: بغداد، 1967م.
15 -، الوسیط فى نظریه العقد، بغداد، 1387ه.ق.(1967م.)
16 – خروفه، علاءالدین، عقد القرض‏، الطبعه الاولى‏گ بیروت، مؤسسه نوفل، 1982م.
17 – رستم‏باز لبنانى، سلیم، شرح المجله‏، الطبعه الثالثه: بیروت، داراحیاء التراث العربى، (بى تا).
18 – سكرى سرور، محمد، نظام الزواج‏، بیروت، دارالفكر العربى،( بى تا).
19 – سنهورى، عبدالرزاق احمد، الموجز فى النظریه العامه للإلتزامات فى القانون‏المدنى المصرى‏، قاهره،1946م.
20 – -، مصادر الحق فى الفقه الاسلامى‏، بیروت، داراحیاء التراث العربى، 1954-1953م.
21 – -، الوسیط فى شرح القانون المدنى‏، بیروت، داراحیاء التراث العربى، (بى تا).
22 – شایگان، على، حقوق مدنى ایران‏، چاپ دوم: تهران، شركت سهامى چاپ، 1319.
23 – شهیدى، مهدى، حقوق مدنى (3)، جزوه درسى، تهران، انتشارات دانشكده حقوق‏دانشگاه شهید بهشتى، سال تحصیلى 1367-68ش.
24 – -، سقوط تعهدات‏، چاپ اول: تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتى، 1368.
25 – صفایى، حسین و امامى،اسداللَّه،؛ حقوق خانواده (نكاح و انحلال آن) چاپ دوم: تهران‏، انتشارات دانشگاه تهران، 1370ش.
26 – -، حقوق مدنى (3)، جزوه درسى، تهران، انتشارات دانشكده حقوق دانشگاه شهید بهشتى، سال تحصیلى 1358-59ش.
27 – عاملى، باقر، حقوق خانواده‏، تهران، مدرسه عالى دختران، 1350ش.
28 – عدل، مصطفى، حقوق مدنى‏، چاپ هفتم: تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات امیركبیر، 1342ش.
29 – عكاشه، محمد عبدالعال، القانون الرومانى‏، بیروت، الدار الجامعیه، 1988م.
30 – عمید، موسى، هبه و وصیت‏، تهران، چاپخانه علمى،1342ش.
31 – كاتوزیان، ناصر، ایقاع‏، چاپ اول: تهران، نشر یلدا، 1370ش.
32 – -، ضمان قهرى مسؤولیت مدنى‏، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1369ش.
33 – -، قواعد عمومى قراردادها، 5 مجلد، تهران، بهنشر،:1366 ش.
34 – كاشانى، محمود، عقد اجاره‏، جزوه درسى، تهران، انتشارات دانشكده حقوق دانشگاه شهید بهشتى، سال تحصیلى 1358-59ش.
35 – -، نظریه تقلب نسبت به قانون‏، چاپ دوم: تهران، انتشارات دانشگاه ملى ایران، 1354ش.
36 – محقق داماد، مصطفى، حقوق خانواده نكاح و انحلال آن‏، تهران، نشر علوم اسلامى، 1365ش.
37 – اصل لزوم در عقود و مجارى آن در فقه امامیه، مجله تحقیقات‏حقوقى، شماره 11-12، تهران، انتشارات دانشكده حقوق دانشگاه شهید بهشتى، پاییز – زمستان‏1371 و بهار – تابستان‏1372ش.
38 – مهرپور، حسین، اجازه ولىّ در عقد نكاح‏، مجله تحقیقات حقوقى شماره‏11-12، تهران، انتشارات دانشكده حقوق دانشگاه شهید بهشتى، پاییز زمستان 1371 و بهار – تابستان‏1372ش.
39 – -، دیدگاه‏هاى جدید در مسایل حقوقى‏، چاپ اول: تهران، انتشارات اطلاعات، 1372ش.
40 – نورى، رضا، حقوق مدنى (شفعه وصیت ارث)، تهران، پاژنگ، 1372ش.
41 – النقیب، عاطف، نظریه العقد، الطبعه الاولى: بیروت، منشورات عویدات‏1988م.
3 – فرهنگ ها، رویه قضایى و سایر كتاب‏ها
1 – ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب‏، 18 مجلدات، قم، ادب الحوزه، 1405ه.ق.
2 – الاحمد نگرى، عبدالنبى، جامع العلوم فى اصطلاحات الفنون‏، معروف به‏دستور العلماء، 4 مجلدات، الطبعه الثانیه: بیروت، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، 1395ه.ق. (1975م.)
3 – بروجردى عبده، محمد، اصول قضایى (حقوقى)، قسمت اول از سال 1292 تا سال 1310 و قسمت دوم از سال 1311 تا سال 1319، تهران، مطبعه ایران، 1311ش.
4 – الجوهرى، اسماعیل بن حماد، الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه‏، حققه احمد عبدالغفور عطار، 6 مجلدات، الطبعه الثالثه: بیروت، دارالعلم للملایین، 1404ه.ق. (1984م.)
5 – الحر العاملى، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه الى تحصیل مسائل الشریعه‏، عنى بتصحیحه و تحقیقه و تذییله عبدالرحیم الربانى الشیرازى، 20 مجلدات، بیروت، داراحیاء التراث العربى، (بى تا).
6 – خلیل بن احمد، العین‏، حققه الدكتور مهدى مخزومى و الدكتور ابراهیم سامرائى، 9 مجلدات، الطبعه الثانیه: قم، دارالهجره، 1409ه.ق.
7 – الخورى، سعید، اقرب الموارد فى فصح العربیه و الشوارد، 3 مجلدات، (بى‏نا)، (بى‏جا)، (بى‏تا).
8 – راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فى غریب القرآن‏، چاپ دوم: تهران، دفتر نشر كتاب، 1404ه.ق.
9 – زبیدى، محمد مرتضى، تاج العروس من جواهر القاموس‏، 10 مجلدات، بیروت، منشورات دارمكتبه الحیاه، (بى تا).
10 – زمخشرى، محمود بن عمر، اساس البلاغه‏، مصر، دارالكتب المصریه، 1372ه.ق. (1953م.)
11 – شهیدى، موسى، موازین قضایى‏، چاپ سوم: تهران، محمد على علمى، 1340ش.
12 – صدر حاجى سید جوادى، احمد،(و دیگران) دایره المعارف تشیع‏، چاپ اول: تهران، سازمان دایره المعارف تشیع، 1368ش.
13 – صفى پور، عبدالرحیم بن عبدالكریم، منتهى الارب فى لغه العرب‏، تهران، انتشارات كتابخانه سنایى، (بى تا).
14 – طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، تصحیح و تعلیق سید هاشم رسولى محلاتى، 5 مجلدات، تهران، مكتبه العلمیه الاسلامیه، (بى تا).
15 – طریحى، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین‏، 6 مجلدات، نجف، دارالكتب العلمیه، (بى تا).
16 – عبدالباقى، محمد فؤاد، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكریم‏، قاهره، دارالكتب المصریه، 1364ه.ق.
17 – فیروزآبادى، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، 4 مجلدات، مصر، مكتبه التجاریه الكبرى، (بى تا).
18 – قربانى، فرج‏اللَّه، آراء وحدت رویه دیوان عالى كشور: حقوقى‏، از سال 1328 تا سال 1371، تهران، فردوسى،1371ش.
19 – قریشى، على اكبر، قاموس قرآن‏، چاپ سوم: تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1361ش.
20 – كیهان (آرشیو حقوقى) مجموعه رویه قضایى‏، آراى هیأت عمومى دیوان‏عالى كشور از سال 1327 تا سال 1342، جلد 2 (آراء مدنى) تهران،1342ش.
21 – متین، احمد، مجموعه رویه قضایى‏، قسمت حقوقى، آراى شعب و هیأت‏هاى عمومى دیوان‏عالى كشور از سال 1311 تا سال 1335، تهران، چاپ‏خانه هاشمى، (بى‏تا).
22 – المقرى، احمد بن محمد، مصباح المنیر، مصر، مكتبه محمد على صبیح و اولاده، 1347ه.ق.(1929م.)
23 – موسوى بجنوردى، كاظم، ( و دیگران ) دایره المعارف بزرگ اسلامى‏، چاپ اول: تهران، مركز دایره المعارف بزرگ اسلامى، 1369ش.
24 – مهرپور، حسین، مجموعه نظریات شوراى نگهبان‏، دوره اول از تیر ماه 1359 تا تیر ماه 1365، چاپ اول: تهران، مؤسسه كیهان، 1371ش.
25 – میر محمد صادقى، حسین، واژه نامه حقوق اسلامى‏، چاپ اول: تهران، بخش فرهنگى جهاد دانشگاهى دانشگاه شهید بهشتى، 1369ش.
26 – نیك فر، مهدى، قانون مدنى در آراى دیوان‏عالى كشور، چاپ اول: تهران، مؤسسه كیهان، 1371ش.
27 – هیأت عمومى دیوان‏عالى كشور، موازین قضایى هیأت عمومى دیوان عالى كشور (مدنى)، چاپ اول: تهران، انتشارات حسینیه ارشاد،1364ش.

ب – منابع انگلیسى

1 _ Adams, John & Brownsword, Roger; Contract Law; 2th ed, Fontana Press,London: 1988.
2 _Americana(Encyclopedia); Americana Corporation,U.S.A: 1963.
3 _ Black, Henry; Law Dictionary; 5th ed,West Publishing Co, U.S.A: 1983.
4 _Britanica(Encyclopedia); The University of Chicago,U.S.A: 1974.
5 _ Brown, W.J; GCSE Law; 4th ed, Sweet & Maxwell,London: 1989.
6 _Code of U.S.A; Washington U.S. Gowerment Printing Office, U.S.A: 1933.
7 _ Collin, P.H; law Dictionary; 4th ed, Universal Book Stall, India: 1992.
8 _ Harlow, Carol; Tort Law; First ed, Fontana Press,London: 1987.
9 _ James, Philips; Introduction to English Law; 9th ed, London: 1979.
10 _ Padfield, C.F; Law Made Simple; 7th ed, Oxford, London: 1989.
11 _ Robert & Collins; French- English, English- French Dictionary;3e ed, Paris: 1991.
12 _Sills,David .L; International Encyclopedia of Social Sciences;
13_ Treitel, G.H; An Outline of The law of Contract; 4th ed, Butterworths, London: 1989.
14 _ Vasan, R.S. & B.L, M.A; Latin Words and Phrases for Lawyers; 1th ed, Datinder s. sodhi, Canada: 1980.

ج به زبان فرانسه

1 _ Carbonnier (Jean); Droit civil; T. II, 1962; T. IV Obligations, Paris, 1976.
2 _ Dalloz; Recueil periodique et critique de jurisprudence, de Legislationset de la Doctrine, paris.
3 _ Encyclopedie Juridique; Repertoire de droit Civil, sous la direction de Emanuel Verger et George Ripert, Paris, 1951.
4 _ eill (Alex); Droit Civil; Les obligations, Precis Dalloz,Paris, 1971.
5 _ Grand Larous(Encyclopedia); Librairie Larousse,paris: 1968.
6 _ Planiol et Ripert, Traite; pratique de Droit civilFrancais; 2e ed, T. Vs, Parpaul Esmcin, T. VII, par paris,1952 et su

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید