Archive for the ‘ادبيات’ Category

دانلود مقاله خیام نیشابوری با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله خیام نیشابوری با word دارای 30 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله خیام نیشابوری با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله خیام نیشابوری با word

مقدمه :  
((پیشگفتار))  
ارزیابی شهرت جهانی خیام :  
شهرت خیام در ایران :  
عمر خیام :  
حدیث نسخه های اقدم :  
دیدگاه فلسفی خیام :  
چند نمونه از رباعیات منسوب به خیام :  
گذری بر رسالات فلسفی خیام :  
رباعیات خیام میان فلسفه و کلام :  
نقد خارجی و داخلی رباعیات خیام :  
بخش پایانی  
منابع :  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله خیام نیشابوری با word

1)عمر خیام نیشابوری ، تالیف علیرضا ذکاوتی قراگز لو

2) خیامی یا خیام؟ تاسف محیط طباطبایی

3) نگاهی به عمر خیام

4) رباعیات حکیم عمر خیام ، تالیف محمد علی فروغی و دکتر غنی

مقدمه

 ابوالفتح عمربن ابراهیم نیشابوری،معروف به خیام ، از چهره های تابناک علوم ریاضی و نجوم وحکمت جهان در قرون وسطی است. معدودی از رباعی های نغز و حکممت آمیز او به جای مانده ، نام خیام را در دفتر ادبیات جهانی نیز ، ویژه در برون مرز ایران ثبت نموده است

این بحر وجود امده بیرون زنهفت       کس نیت که این گوهر تحقیق سبقت

هرکس سخنی از سر سودا گفتند       زان روی که هست کس نمی داندگفت

خیام چنانکه از رباعیات او بر نمی آید، عالمی کمی گر است، به مسائل بنیادی توجه ویژه دارد ومسائل بنیادی را با دید ژرف ریاضی وفلسفی تجزیه و تحلیل می کند. هر رباعی خیام محتوای ژرف ودقیق وماندگار دارد، شعر ناب فارسی است.خیام بی آنکه درس مکتبی بدهد.پند وموعظه درمیان بیاورد خواننده را آگاهی و هشیاری می بخشد. چیزهائی را که فیلسوفان در الفاظ پیچیده و نامانوس دور و دراز می پوشانند، او به سادگی و زیبائی و کوتاهی می آفریند و جلوه گر می کند

درباره رباعیات خیام چند هزار مقاله در فهرست های غربی دیده می شود. اما شعارمقالات پژوهشی درباره کارهای علمی به خیام به چند درصد این رقم هم نمی رسد .کشفیات علمی کهنه می شوند ولی لطایف شعر ناب دیرپاست

خیام هزارو چهارصد سال بعد ازاقلیدس با همان هندسه واستدلالهای اقلیدسی سرو کار داشتند وعمرخیام درفاصله زمانی نیمه راه میان ابوعلی سینا و خواجه نصیر طوسی قراردارد

((پیشگفتار))

حکیم عمر خیام ، ریاضی دان و منجم ایرانی و سراینده رباعیات نغز را همه می شناسند. چند هزار مقاله و کتاب درباره او به زبانهای مختلف در جهان به چاپ رسیده که بیش از نود و پنج درصد آنها با رباعیات وی پیوند می یابد

انبوه کتاب ها و مقالاتی که غربیها درباره ی عمر خیام نوشته اند ، غالبا در گرد محور ((می نوش))و(( خوش نوش)) دور می زند ، که در نگاه اول بعضی از رباعیات منسوب بر او به چشم می خورد، ولی از مقام والای علمی خیام کتب سخن به میان می آورند

سیمای خیام چنین بنظر می یاید

دانشمندی متفکر،اهل حساب وتیزبین به دوراز مسائل خرد، مکتبی و اجتماعی، قهرمان هماوردی با دشواریهای بنیادی فلسفی و ریاضی مانند چگونگی حدها و امکانات عقلی در برابر معالات ، اندیشمندی دلیر که از سیطره امپراطوری گسترده هزار و پانصد ساله هندسه اقلیدسی بدر می رود و پرچم استقلال بر میافرازد، آزاد اندیشی بی پروا که مدعیان علم و داوریهای جزمی را به چیزی نمی گیرد. ولی آنگاه که با مردم معمولی سخن می گوید، عصاره تفکرات بلند فلسفی خود را بی   و پیچیدگی،درقالب چهارپاره های زیبا برایشان بیان می کند

خیام مانند دانشوران مکتبی به مراجع ونامها پناه نمی برد، نمی گوید اگر کتاب های ارسطو افلاطون،ابن سینا ومانند آن ها را دریابی،جهان را خواهی شناخت و دیگر مشکلی در این زمینه نخواهی داشت. نه،می گوید مطلب ژرفتر از اینهاست

((سرسری برپا نگشته است این سرای پرشکوه ))

آنانکه محیط فضل و آداب شدند        در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون       گفتند فسانه ای و در خواب شدند

                                                                                (منسوب و خیام )

دانشمند نامدار خراسان با دگراندیشان نمی ستیزد، همینقدر با یک ریشخند ژرف بی آزارانه با جرم اندیشان همه دان روبرو می شود و در همه حال به عارف وعامی وکافر ومسلمان ومبتدی و استاد، به زبان خوش دری می گوید: چند روزی بیش دراین سرای دو در نخواهید ماند، وقت را غنیمت بشمار، فرصت ها را از دست مده ، شادو سرخوش بزی

گر یکی نفست به زندگانی گذرد           مگذار که جز به شادمانی گذرد

هشدار که سرمایه ی سودای جهان     عمر است چنان کش گذرانی گذرد

برچشم تو عالم ارچه می آرایند           مگرای بدان که عاقلان نگرانید

بسیار چه تو روند و بسیار آیند        بر بای نصیب خویش کت بربایند

در بسیاری از رباعیات که به خیام نسبت می دهند، تشتت آراء ، تناقضهای منطقی ، ناهمخوانی افکار ، یا تاکید بر می خوارگی دیده می شود که ناگزیر از احتمال انتساب آنها به یک دانشمد بلند پایه می کاهد.ژرف نگری،کلان بینی، کوتاهی و برندگی سخن و درخشش جهان در سروده های خیام می باید از همان دست باشد که در کارهای ریاضی او جلوه گر است

با اینکه این نمونه ها از کتاب های ممتاز(محمد علی فروغی – قاسم غنی ، صادق هدایت و علی دشتی) برگرفته شده در اصالت برخی از آنها شک باقی است. دانشوران نامبرده هم مدعی نبوده اند که بطور یقین هم این رباعیات از خیام می باشد. تطبیق نسخه های معروف رباعیات خیام و بحث در جست و جوی صحیحترین آنها مورد نظر نگارنده نبوده است

ارزیابی شهرت جهانی خیام

نخستین ترجمه کارهای خیام به زبان فرانسوی در سال 1851 ، یعنی فقط چند سالی پیش از شهر ترجمه رباعیات فیترجرالد صورت گرفته است –ناگزیر باید پذیرفت که شهرت جهانی نام خیام در نیمه دوم قرن نوزدهم بر اساس کارهای او نبوده است.شهرت عمرخیام درمیان مردم اروپاوآمریکا، بیشتر مرهون ترجمه رباعیات معدود اوست که سرشار از زیبایی و تفکر بنیادی حکیمانه و شاعرانه است .شاعر انگلیسی ادوارد فیتنرجرالد این گردنبند مرصع شرقی را از گوهرای فکری عمرخیام چنان به رشته کشیده است ، که عروس ادبیات جاودانه بدان می نازد

شهرت خیام در برون مرز بیشتر مرهون ترجمه رباعیات فیتز جرالد است . که بر اثر آن اینک عمر خیام را در برون مرز ایران معروفترین شاعر فارسی زبان می انگارند. ترجمه های شاهنامه و گلستان و حافظ و مولانا هنوز به آن اندازه شهرت دست پیدا نکرده اند

شهرت خیام در ایران

قدیمی ترین نسخه های رباعیات خیام بزبان فارسی ، نسخه ایست که کسی بنام شارتعالی در 64 صفحه در کلکته بسال 1836 میلادی مطابق با 1252 هجری قمری بچاپ رسانیده است

نخستین نسخه چاپی رباعیات خیام در ایران از سال 1272 قمری یعنی چند سال پیش از چاپ ترجمه انگلیسی فیتز جرالد است. بدیهی است که نسخه های چاپی فارسی رباعیات در آن زمان ها بدست مردم نمی رسید و حتی خواص هم بندرت از آن مطلع می شدند

عمر خیام

ولادت و وفات عمرخیام در حدود 409 هجری – قمری 509 هجری – قمری) بوده است مناسب است یادآور شوم که هر چهار ریاضی دان بزرگ نامبرده : عمر خیام ، نصیر الدین طوسی ، پاسکال نیوتن ، طبع شعر داشتند و به ندرت شعرسروده اند،ولی هیچ یک را نباید به شاعری شناخت . به قول ناصرخسرو

شاعرم مشعار اگرچه شاعرم

ریاضی دانان نقش آخرین در جست و جوی زیباترین نقش شناساندن حقایق انتزاعی هستند

زیبایی اشعاری که نگرش فلسفی و عارفانه دارند در هنر کلامی گویندگان آنهاست که پرسش های ساده ذهن مردم معمولی را هوشمندانه به صحنه می آورند

آنچه که باعث تعجب می شود کلان بینی خیام است که از مسائل ناشناخته کوچک درمی گذرد و یا مسائل بنیادی کلان هماورد می شود . این همان جهان بینی است.که در رباعیات او دیده می شود:‌

از زبان رباعی سرای معروف خراسان ، این شعری عارفانه حافظ را می باید شنید: شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

حدیث نسخه های اقدم

در دایره که آمدن و رفتن ماست             اورانه برایت نه نهایت پیداست

کس می نزند دمی در این معنی راست   کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست

بیهقی در   صوان الحکمه می گوید

((مظفر را بلند مرتبه  وارجمندی در علوم بوده و با امام عمر خیام مناظرات و مباحثات داشته ولیکن مرتبه خیام از او برتر بوده است. ))

سید حسن تقی زاده که در تاریخ گاه شماری ایرانی صاحب نظر بود، عقیده داشت که خیام در سالهای اول سلطنت ملکشاه بسیار جوان بوده و بعید به نظر می رسد که درتدوین تقویم جلالی چندان موثر بوده باشد. وی معتقد بود که در این اواخر شهرت و رواجی که رباعیات خیام در دنیا پیدا کرده موجب شده که در سهم خیام در این باب مبالغه کنند

دیدگاه فلسفی خیام

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله بررسی مفهوم «رهبری در جامعه» در آثار رومی با تاکید بر مثنوی معنوی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بررسی مفهوم «رهبری در جامعه» در آثار رومی با تاکید بر مثنوی معنوی با word دارای 41 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بررسی مفهوم «رهبری در جامعه» در آثار رومی با تاکید بر مثنوی معنوی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله بررسی مفهوم «رهبری در جامعه» در آثار رومی با تاکید بر مثنوی معنوی با word

پیش در آمد

مقدمه

رهبر – رهبری;

تاریخچه مختصری در پیدایش عرفان و تصوف;

سایه رهبر ، به است از ذکر حق

راه و روش نیل به کمال در سایه رهبر

جاذبه های رهبری انبیاء

جاذبه های رهبری شمس تبریزی;

پیروی از رهبری عشق

 سلسله مولویه

وضعیت اقتصادی و روابط اجتماعی مولانا

فهرست منابع و مآخذ

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله بررسی مفهوم «رهبری در جامعه» در آثار رومی با تاکید بر مثنوی معنوی با word

1-مثنوی معنوی ، مولانا جلال الدین محمد بلخی ، بر اساس نسخه قونیه با تصحیح نیکلسون ، تصحیح و کشف الابیات خرمشاهی ، انتشارات دوستان چاپ ششم 1383

2-دیوان شمس الدین تبریزی ، مولانا جلال الدین بلخی ، انتشارات جاویدان چاپ سوم ،

3-فرهنگ علوم اجتماعی ، تألیف آلن بیرو ، ترجمه ساروخانی ، انتشارات کیهان ، بهار 1375 ، چاپ سوم

4-خط سوم ، صاحب زمانی ، انتشارات ساحل سال

5-تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی ، محمدتقی جعفری ، انتشارات اسلامی ، سال

6-جاذبه های رهبری از دیدگاه مولوی : تألیف علی مومن ،‌ انتشارات امیرکبیر ، همدان 1368 ، چاپ اول

7-زندگی مولوی ، منوچهر ترابی شرکت توسعه کتابخانه های ایرانی بهار ، 1378 ، چاپ سوم

8-ملت عشق ، تألیف عزیز موحد ، نشر آیندگان ، 1380 ، چاپ اول

9-سرنی نقد و شرح تحلیلی و تطبیقی مثنوی ، تألیف عبدالحسین زرین‌کوب، انتشارات علم ، چاپ دوم ،

پیش در آمد

دی شیخ با چراغ همی گشت کرد شهر    گز دیو و دد ملو لم وانسانم آرزوست

طبق روایت های مختلف از آدم (‌ع)‌ تا خاتم (ص )‌یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر و ائمه و اولیا همه وهمه آمده اند تا انسان را که (صاحب اختیار وجبر )‌ است هدایت کنند و او را به سرمنزل مقصود و خوشبختی برسانند . ولی از بدو تولد اولین فرزندان آدم ، هابیل و قابیل می بینیم که انسان برای ارضای نیازهای خود چه اعمالی را انجام نمی‌دهد تا به لذت های آنی خود برسد. همانطوریکه هابیل برای حس برتری جویی و خود خواهی و هوا و هوس خود برادرش هابیل را می کشد و این اولین خونی است که بر روی زمین ریخته می شود . اما پیامبران و ائمه و اولیا آمده اند . تا انسان را که (‌ اشرف مخلوقات )‌ است به مکارم اخلاقی برسانند وبه همین دلیل بیشتر روی تهذیب نفس انسانها کار کرده اند اما باید توجه داشت که در درون انسان دو نیروی متضاد اهریمنی وخدایی به طور فطری قرار داده شده است که همیشه این دو نیرو با هم در جدال و کشمکش هستند و این انسان است که باید به تقویت نیروی درونی خود بپردازد تانیروی اهریمنی را وادار به عقب نشینی کند بدین گونه میدان دید و وسعت عملیاتی نیروی خدایی بیشتر میگردد وچنانچه این پیشرفت و روند ادامه داشته باشد ، نیروی اهریمنی بصورت زندانی‌ای در می آید که در غل و زنجیر نیروی خدایی اسیر میگردد ولی به محض اینکه انسان از جاده راستی و درستی منحرف گردد ، نیروی اهریمنی قوی گشته و غل و زنجیر را از هم گسسته و به مرکز فرماندهی  نیروی خدایی یعنی عقل نزدیک می گردد و آن را مورد حمله و تهاجم قرار می دهد و آنقدر این حمله را ادامه می دهد تا انسان را مسخر خود کند تا از اینجا به بعد است که دیگر انسان هر روز و هر روز به گمراهی و کجروی بیشتر تمایل پیدا می کند و از نیروی خدایی خود فاصله گرفته و خویشتن خود را گم می کند و سرانجام بدی بر تمام وجود او حاکم گشته و او را درکام خود فرو می برد . تا به ورطه هلاکت و نیستی سوق دهد و به همین دلیل است که پیامبران و ائمه و اولیا را می فرستد که دراین راههای پرخوف وخطر ، دست گیر رهروان راه حقیقت و یا دیگر سالکان وادی طریقت باشند تا انسانها را با چراغ هدایت و روشنگر و بیدار کننده خود به راه درست و مستقیم بکشانند

چه اگر این فرستادگان و برگزیدگان ودوستان خدا نبودند ،‌ جهان یکباره به دست بشر نابود و معدوم می شد و آثاری از انسان و انسانیت باقی نمی ماند . باید این برگزیدگان باشند ،‌ تاپیروان و سالکان وادی معرفت را به سرمنزل مقصود هدایت برسانند چنانچه گفته اند

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن       ظلمات است بترس از خطر گمراهی

و آدمی بعد از پیامبران و ائمه نیاز به اولیاء‌ ، راهبر ، ولی، هادی و مرشد دارد

مثل انسان و اینها مانند سفر دریایی و کشتی است . چون اینها دریای عرفان و بحر بی پایان دانش و بینش و حکمت ومعرفت معنوی را طی کرده اند و به قله رفیع وادی بیکران طریقت وسیر وسلوک روحانی و مرتبه کمال و سعادت انسانی رسیده اند  وانسانها برای این سفر در دریای معرفت و شناخت نیاز به کشتی دارند و سفر دریا بدون کشتی امکان پذیر نیست ،‌اما این کشتی همان راهبر یا شیخ وهادی ومرشد می باشد . و این پیر یا مرشد است که باعث  بی خطر شدن سفر در دریای پر تلاطم و طوفانزای زندگی انسان می شود و با صبر و متانت و وقار خود لنگر کشتی را به ساحل نجات می اندازد و انسان را به سلامت در ساحل خوشبختی پیاده می کند

انسانها هم باید معتقد باشند که برحسب «‌قاعده لطف» خداوندی در هر عصر و زمان باید افرادی ممتاز از اولیاء‌ و برگزیدگان وجود داشته باشند تا این برگزیدگان بر حسب وظیفه کشتی نجات انسانها باشند و مایه ومیزان شناخت اهل هدایت از ارباب ضلالت بشوند و امر بر انسانها مشتبه نشود ،‌ که خود را فراموش کنند و از جاده راستی و درستی منحرف گردند

همانطوری که فرعون و همه فرعونیان تاریخ در وهم افتاده و ادعای خدایی کرده و میکنند و هر گونه ظلم و ستم را به ملت های خود روا داشته و می دارند و اما فرعون به عنوان نماد و مظهر پلیدی و زشتی در تاریخ ثبت گردیده است و می بینیم که چه ظلم ها وستم ها که برقوم بنی اسرائیل کرد و هیچگونه ترس و پروایی نداشت و هر چه بیشتر می کشت حس خونخواری و خونریزی او بیشتر می گشت وخداوند هم سالیان سال او را به مال وجاه و قدرت مورد آزمایش قرار داد‌،‌ولی فرعون هر چه بیشتر غرق در فساد و گمراهی شد . تا اینکه به دستور خداوند موسایی برای از بین بردن تمامی قدرت و عظمت او قیام نمود و دیدیم که چگونه او را به خواری وذلت انداخت و سرانجام او و یارانش ومزدورانش را در رود نیل غرق کرد

 این داستان و داستانهای دیگر در قرآن نشانه ایست که انسان از خواب غفلت بیدار شده و چشم باز کند و حقایق هستی را دریابدو مطابق با جهت نظام هستی راه تکامل را پیموده و به سعادت واقعی و خوشبختی کامل نایل گردد

ولی کو گوش شنوا و چشم بینا که بتواند از این داستانها پند و عبرت بگیرد و آنها را سرلوحه زندگی خود قرار دهد و به قول مولانا

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست   آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

فرعون مشتی از خروار است و تنها او نبود و نخواهد بود که چنین کرد . بلکه فرعونیان کوچک وبزرگ در طول تاریخ بوده و هست و خواهد بود چرا که انسانها تا به خویشتن خویش باز نگردند وخود را نشناسد چنین خواهد بود و این فرمایش رسول اکرم (‌ص )‌که

«‌من عرف نفس  فقد عرف رب»‌  مصداق میکند . چون انسان تا به خودشناسی وتهذیب نفس خود توجه نکند ‏، امکان ندارد به خدا و اولیا و فرستادگان روی بیاورد و همین امر هم باعث می شود که انسان به نیروهای خدایی خود روی نیاورد . و در نتیجه نیروهای اهریمنی بر اوغالب شده و تمام قدرت و اراده را از انسان سلب کرده و او را به خود پرستی و مال پرستی وادار می کنند . و از اینجاست که انسان به گمراهی و سرکشی و عصیان دچار می شود . پس باید موسایی باشدو بیاید و گوساله پرستان سامری و بت پرستان و زراندوزان را نابود کند ،‌

تا انسانها به خود آیند و به خود شناسی و تقویت نیروهای خدایی خود بپردازند و بدانند که در هر زمان نیاز به راهبر و رهبر دارند . تا به نابودی و نیستی و گمراهی کشیده نشوند. والا تاریخ چیزی جز تکرار روزها نیست و نبوده و نخواهد بود. ناگفته نماند که انسانها باید بیدار و هوشیار شوند و از تجربه ها وزندگی گذشتگان استفاده کنند . تا به دام شیاطین که در هر زمان به هر شکلی نو وجدید انسانها را به بت پرستی به شیوه تازه وادار می کنند ،‌ نیفتند . زیرا که شناخت راه از بیراه در دنیای امروز به قدری مشکل می باشد که گاهی بعضی از سالکان راه طریقت نیز دچار وهم وخیال شده واز نیمه راه باز می گردند و دست از مبارزه وجهاد بر‌می دارند وتن به هزار پستی وزبونی می دهند ، تا به لقمه نانی دست یابند وبه زندگی فلاکت بار چند روزه و بی ارزش دینوی خود ادامه دهند . این ماجرا را در رسیدن مرغان منطق الطیر به خوبی مشاهد می‌کنیم و می بینیم که مرغان برای رسیدن به کوه قاف وسیمرغ چگونه در میان راه تاب و توان خود را از دست می دهند و حتی به هلاکت می رسند و بعضی از آنها به چه پستی و زبونی تن می‌دهند وتنها سیمرغ به راهبری هدهد می تواند خود را به کوه قاف رسانده و چهره حق و محبوب و معشوق را در خود مشاهده کنند و جلو ای از نور حق شوند

چرا که هر پدیده ای نشانه ای از نشانه های خداوندی است . چه برسد به انسان که خلیفه خداوند بر روی زمین بوده وحامل بار امانت سنگین الهی است پس باید انسان خود را بشناسدو به وظایف خود آگاه گردد تا بتواند این رسالت عظیم ((‌خلیفه الهی ))‌ را به سلامت به سرمنزل مقصود برساند ومولوی هم میخواست با کتاب آسمانی خود این را بگوید که انسانها با پاک کردن نفس وداشتن پیرو ، مرشد و شیخ ،‌ می تواند به قله های بلند هستی دست یابد و لاغیر

مقدمه

رهبری مسئله ای است که جامعه از آن ناگزیر است ، یعنی هر جا اجتماعی تشکیل شود آن جامعه ، برای رسیدن به اهداف خود و تامین سلامتش احتیاج به یک رهبر شایسته دارد ،‌ که هیچ اجتماعی از آن بی‌نیاز نیست . و در این صورت مستند است فراوانی اعم از آیات قرآنی واحدایث وسخنان بزرگان ودانشمندان وجود دارد که ذکر آنها موجب اطاله کلام می‌شود

اما بشر از آغاز زندگی مدنی خود با استفاده از همین اصل رهبری همواره در جهت کمال تعالی مدنی خود بوده ودر فاصله این ابتدا تا انتها مشاهده میشود  هرگاه قومی دارای رهبری شایسته وروحانی بوده است آن قوم همواره در جهت ترقی تعالی سیر کرده وغیر اینصورت در مسیر فقر وخونریزی وتزلزل قرار گرفته اند

مشخصات این رهبران در دو بعد قابل بررسی است ،‌ یکی درونی وسیر انفسی آنها و تسلط و رهبری آنها بر امت و پیروانشان . که در ضمن بیان چگونگی رهبری انبیاء‌ و اولیا و دیگر مردان خدا جابجا و نکته به نکته روشن می شود که چه هنگام این بزرگان امیر بر نفس خودند که آنگاه نفسشان در جهت تلاش وجهاد با نفسانیات مورد بررسی قرارمی گیرد و چه زمانی برای رهبری خلق جانفشانی می کنند

چنانچه که در طول تاریخ دیدیم خداوند با آنکه پیامبرانی برای راهنمائی مردمان فرستاده و آنها را به راه راست هدایت نموده و با این وضع قرآن کریم می فرماید :‌

«ان لله لا یغیر ما بقوم و اما با نفسهم» ‌مردمان  تا خودشان نخواهند سرنوشت آنها را تغییر نمی دهیم پس چگونه است که بشر از رسیدن در تاریخ خود مشخص نمی گرداند تا بدینوسیله مصونیت بیشتری از خطا برای خود بیابد و این کار در شناخت جاذبه های رهبری از دیدگاه مولوی تا حدودی انجام می شود زیرا او مشخصات و مختصات رهبری را در ابعاد گوناگون بر می شمرد

انبیاء‌ از نوح تا محمد ( ص )‌ و اولیارا واقطاب و مرشدان و پیران و ابدال و دیگران مردان بزرگ را چه از سرگذشت تاریخی ومذهبیشان تا نقطه نظرات اصلاحی ودیگر اعتقاداتشان مورد برسی قرار می دهد و نکات برجسته آنها را برمی‌گزیند و بزرگ می کند و درجهت القا‌ء‌اندیشه خود از آنها کمک می گیرد . ونهایتا اینکه هیچکس منکر رهبری وارشاد نیست اما آنچه شایان توجه هست و باید روی آن کار شود اینست که چه کسی مرشد باشد و چه کسی حکومت کند و رهبر باشد و شرایط این رهبر و رئیس حکومت چگونه باشد ؟‌ !‌ اما از آنجا که خاستگاه اندیشه وفطرت مولوی اسلام است و پایگاه فطری او قرآن مجید است تبیان کل شیء و روشنگر همه چیز و همه امور است و سنت پیامبر واحادیث مروی از پیامبر تشکیل می دهد لذا در مقابل این ارسال رسول که طرف خداوند متعال برای ارشاد وراهنمائی مردمان صورت می گیرد می فرماید مردمان تاخود شان نخواهند سرنوشتشان را تغییر نمی دهیم ،‌این مطلب را هم به روشنی بیان می فرماید : ‌که هر قومی را فرا خور طغیان ونسبت کفر آن قوم عذاب می دهیم . این عذاب چه هنگام از طرف خداوند نازل می‌شود؟

روشن است بعد از انکه خداوند پیامبرانی جهت راهنمایی فرستاد وآنها راه و چاه را به مردمشان دادند و اتمام حجت نهایی را بعمل آوردند بعد از اینها چنانچه اقوامی سرکشی وعصیان نمایند سزاوار عقوبت هستند برای آنکه خداوند عادل بصراحت می فرماید :‌

ماکان ربک مهلک القری بظلم واهلها مصلحون :‌

پروردگار توآنان را که مصلحون وخوبان هستند هلاک نمی کنی و بر همین اساس است که هر قومی را فقط به فراخور طغیان ونسبت کفر همان قوم عذاب میدهد وآنرا تادیبی جهت عبرت اولوادابصار قرارمی دهد ، چنانچه در عهد نوح (‌ع)‌طوفان آب و در عهده ثمود عذاب اهل عاد را وسیله کیفر عصیان قرار داد و از جمله عذاب الهی یکی هم اینست که هرگاه خداوند بخواهد ملتی را عذاب کند آنها را دچار فرمانروایی جبار می کند

حال برای آنکه دچار فرمانروایان جبار نشویم باید که مشخصات رهبران شایسته را بشناسیم هر چند این شناخت محدود به دیدگاه عارفی وارسته چون مولوی باشد

رهبر – رهبری

اصطلاح انگلیسی LEADER  و واژه مشتق از آن LEADING  معادلی دیگر در زبان فرانسه ندارد . رهبر ، رئیسی است طبیعی . او یک راهبر است . فردی است که هدایت یک گروه را هم به جهت ارزش شخصی و هم بخاطر تمایل دیگران را به دنبال خود دارد

توان تأثیر بر رفتار جمعی یک گروه و هدایت اعمال و رفتار اجتماعی را داراست . واژه رهبری پدیده تبلور رفتارها ، ممارست و پویایی یک گروه را تحت تأثیر یک رهبر می‌رساند . رهبری ، از جهت رهبر مستلزم برخورداری از صفات و ویژگیهای طبیعی یک رئیس (اقتدار ، استعدادهای موجد محبت و حتی در مواردی برتری جسمانی) است

در مواردی چند ، وضع اجتماعی و اعتبار کسب شده ، فرایند شناسایی و پذیرش رهبر را تسهیل می کند . از جهت کسانی که به دنبال یک رهبر حرکت می کنند ، رهبری مستلزم آن است که تحت تأثیر قرار گیرند ، به دنبال فرمان روند و به حرکت درآیند ، بدون آنکه احساس فشار یا اجبار کنند

رهبری ، بر حسب آنکه گروه از نوع خودکامه ، یا آزادمنش به شمار آید در عمل صوری گوناگون می یابد ، در نتیجه عمل سازماندهی و هدایت یک گروه دفاع از منافع و تنسیق فعالیتهایش ، تنظیم درونی آن با توجه به هدفهایش کاستن از تنشهای درونی ساختن وسایل و موهبات همکاری بین اعضای آن نیز رهبری خوانده می شود

و اصطلاح Leadership معادل پیشوایی است و به کسی اطلاق می‌شود که قوه راهنمایی دارد و به هدایت انسانهای دیگر که تحت نفوذ وی قرار گرفته اند می پردازد

و مردانی را گویند که بواسطه قوه راهنمایی صاحب نفوذ می شوند

و به دیگران سرمشق می دهند و در حکم ریسمانی جهت وصل عمل می کنند و تشویق را عهده دار هستند و از آنجایی که خود در راه پیشقدم بوده اند به عنوان سرگروه و رهبر ، راهنمایی را انجام می دهند . [1]

 تاریخچه مختصری در پیدایش عرفان و تصوف

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله انواع قید و ضمیر در تاریخ بیهقی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله انواع قید و ضمیر در تاریخ بیهقی با word دارای 48 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله انواع قید و ضمیر در تاریخ بیهقی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله انواع قید و ضمیر در تاریخ بیهقی با word

مقدمه            2-
فصل اول : کلیات
زندگی‌نامه ی بیهقی          
نثر بیهقی           
اهمیت پژوهش دستوری در تاریخ بیهقی         
روش کار           
فصل دوم
تعاریف قید        
انواع قید از لحاظ ساختار            14-
اقسام قید از جهت معنی و مفهوم          28-
قید در تاریخ بیهقی             31-
فصل سوم
تعاریف ضمیر          33-
انواع ضمیر              46-
فصل چهارم
منابع و مآخذ         

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله انواع قید و ضمیر در تاریخ بیهقی با word

 1- ابوالقاسمی، دکتر محسن ، دستور تاریخی زبان فارسی ،  انتشارات سمت ، تهران ،      

2- ناتل خانلری ، دکتر پرویز ، تاریخ زبان فارسی ، جلد اول ، فرهنگ نشر نو، تهران ، 

3- انوری / احمدی گیوی ، دکتر حسن ، دستورزبان فارسی (2) ، موسسه انتشارات فاطمی،  چاپ شانزدهم،

4- قریب / ملک الشعرای بهار/ فروزانفر/ همایی / یاسمی ، عبدالعظیم / محمد تقی / بدیع الزمان / جلال الدین /رشید، دستورزبان فارسی ( پنج استاد) چاپ ششم ، تهران ،

5- سلطانی گرد فرامرزی ، دکتر علی ، از کلمه تا کلام ، انتشارات مبتکران ، چاپ پنجم ، تابستان

6- ارژنگ ، غلامرضا ، دستورزبان فارسی امروز، نشر قطره ، چاپ اول

7- سمیسا ، دکتر سیروس ، سبک شناسی نثر، نشر میترا ، چاپ دوم ، پاییز

8- تاریخ بیهقی ، ابوالفضل محمدبن حسین ، به کوشش خطیب رهبر، دکتر خلیل ، نشر مهتاب ، چاپ دهم

9- گفتارهایی درباره دستور زبان فارسی ، ترجمه ونگارش، دکتر خسرو فرشیدورد، موسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم ، تهران ، 1380

زبان چیست؟

زبان بهترین وسیله ای است که اندیشه ها را به هم پیوند می دهد وآدمی به یاری آن، راز درون خویش را باز می‌گوید و با دیگران رابطه برقرار می کند. بدین ترتیب زبان محور تمام پیشرفت‌های مادی ومعنوی جهان است، اما باید دانست که محدوده ی زبان بسی عام تر از سخن گفتن است. هر قوم و ملتی به همان اندازه که مرزهای زندگی مادی وتفکرمعنوی خود را گسترش می‌دهند، زبان خود را تواناتر وعمرآن را درازتر می سازند

زبان را به شهر تشبیه کرده اند. اهل زبان به منزله ی  ساکنانی هستند که در شهری زندگی می‌کنند و در خانه ها و عمارات آن مامن می گزینند. عمارات این شهر همه به دست معمارانی طراحی وساخته شده است که همانا    متفکران و شعرا ونویسندگان آن زبانند. معماران زبان فارسی شاعران ونویسندگان بزرگی چون فردوسی، بیهقی،  سنایی، مولوی، حافظ وصدها شاعر ونویسنده دیگر بوده اند

 دستور زبان

دستور زبان به توصیف ساختار صوری زبان، با توجه به ویژگیهای معنایی آن می پردازد. چگونگی ساختمان واژه ها را نشان می دهد، روابط درون گروهی  گروه های اسمی را توضیح می دهد و نقش کلمه یا گروه کلمات را در درون جامعه بیان می دارد، و بالاخره چگونگی رابطه بین جمله‌هایی را که در ساختمان یک جمله مرکب بکار رفته اند، مشخص می کند

به سخن دیگر، دستورزبان، کلیه قواعد ونظام های ساختمانی قالب های گفتاری گونه‌ی مشخصی از یک زبان را در دوره های خاص، بر اساس نظریه ای مشخص با نظامی هماهنگ مورد پژوهش قرار می دهد

 

زندگی نامه ی بیهقی

ابوالفضل بیهقی به سال 385 هجری در حارثا باد بیهق دیده به جهان گشود. خانواده‌ی بیهقی دودمانی نژاده بود وپدرش حسین از خواجگان، به شمار می آمد وبا بزرگان عصر نشست وبرخاست داشت. از آغاز زندگی بیهقی آگاهی چندانی نداریم. پژوهندگان می گویند: در نیشابور به دانش آموزی پرداخت وچون به روزگار نوجوانی رسید در دیوان رسالت سلطان محمود غزنوی که ادیب بزرگی چون بونصر مشکان ریاست آن را برعهده داشت، با سمت شاگردی به دبیری پرداخت. بونصر مشکان، استاد بیهقی، به شاگرد شایسته ی خود به دیده عنایت نگریست. بیهقی ازبخت نیک نوزده سال زیر نظر استاد خود، بونصر مشکان در دیوان رسالت به دبیری اشتغال داشته ودر این فرصت مغتنم، آداب نویسندگی را از استاد، به کمال فرا گرفته است وسرآمد همه دبیران رسالت شد. اواخر عهد غزنویان ( جانشینان مسعود وطغرل کافر نعمت) به زندان افتاد ودر دوره خانه نشینی وعزلت کتابی در مقامات محمودی ومسعودی نگاشت که به ” تاریخ بیهقی” معروف است

وی سرانجام در سال 470 هجری روی در نقاب خاک کشید واثری جاودانه به یادگار نهاد

             نمیرم از این پس که من زنده ام               که تخم سخن را پراکنده ام

                                                                                                                          « فردوسی»

نثر تاریخ بیهقی

نثر این کتاب بینابین است یعنی هم همان صلابت وفخامت وسادگی واستواری وپارسی مداری عهد سامانی و غزنوی را دارد وهم مختصاتی از نثر درحال نضج  فنی در آن است، یعنی آمیختگی نظم ونثر را دارد که درعهد قبل مرسوم نبود، شعر عربی وضروب الامثال عربی آورده است. آیه وحدیث هم دارد. تاریخ بیهقی از شاهکارهای نثر فارسی است

یکی از محسنات تاریخ بیهقی این است که توانسته است جزئیات مطالب را بنویسد و مقصود را به خوبی بیان نماید

سعی می کند بیان واقعه را به طریقی بیاراید که خواننده را در برابر آن واقعه قرار دهد و به تمام اجزای واقعه رهنمون کند

تاریخ بیهقی حکایات وتمثیلها واشعاری به مناسبت تاریخ وبرای شاهد مدعا و افزونی پند وعبرت آورده است. بر خلاف نثر قدیم که ذکر مطالب خارجی از قبیل استشهاد از نظم فارسی و تازی واستدلال به آیات و تمثیل بسیار نادر وکمیاب است. در بیهقی برای پرهیز از تکرار که رسم قدیمیان بود گاه قسمتی از جمله را حذف کرد. لغات زیبای فارسی و ضرب المثل های شیرین در بیهقی بسیار است وپیداست که این لغات و مثل ها در زبان محاوره‌ی آن روز مرسوم و متداول بوده است. در تاریخ بیهقی الفاظ تازی زیادتر از صدی ده نیست. لغات تازی بر همان قاعده‌ی قدیم است یعنی لغاتی است که یا فارسی ندارد و یا لغات درباری و دولتی و علمی است یا لغات دینی است یا لغاتی است که تازی آن از فارسی روان تر و ساده تر بوده است

 

اهمیت پژوهش دستوری در تاریخ بیهقی

 اگرقواعد دستوری متون فارسی از جمله تاریخ بیهقی که از شاهکارهای نثر ماست جداگانه استخراج شود، فوائد بسیاری را در بر خواهد داشت. زیرا از مقایسه قواعد کتاب هایی که در یک دوره نوشته شده‌اند دستور توصیفی آن دوره و از مقایسه قواعد دستوری ادوار مختلف دستور تاریخی فارسی تدوین خواهد شد. علاوه بر این، خصوصیات سبکی و دستوری ویژه ی هرکتاب نیز روشن خواهد گردید

قواعدی که به این ترتیب از آثاری چون تاریخ بیهقی استخراج می شود، باید هم شامل نوادر و شواذ  باشد هم شامل قواعد عام و مشترک با کتاب های دیگر. بنابراین استخراج همه‌ی قواعد دستوری بیهقی اگرچه لازم ومفید است اما آسان نیست

 

روش کار و تحقیق

 با توجه به این که تحقیق موردنظردرباره قید وضمیروبررسی جنبه های مختلف آن وجایگاه هریک از آن ها درتاریخ بیهقی است، ضرورت دیدم که درآغاز کارتامل اندکی درزندگی نامه ونثربیهقی داشته باشم واهمیت پژوهش دستوری درتاریخ بیهقی رابررسی کنم. بعدموضوع رااز دیدگاه دستورشناسان مورد توجه قرار دهم. برای این منظور کوشیده ام تا به منابع ومآخذ فراوانی مراجعه کنم که برخی ازاین منابع ارزش علمی بیشتری داشتند وبیشتر مورداستفاده قرار گرفته اند. اما از آن جایی که درمباحث دستوری اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد، تا تکلیف این اختلاف نظرها معلوم نشود، دشواری های دستورهم کم و بیش باقی خواهد ماند

دراین تحقیق هم دربخش” قید”  وتقسیمات آن وهم دربخش” ضمیر” بایدتامل وتحقیق بیشتری کرد تا با دقت درتقسیمات و مفاهیم، ازچند گانگی به یک معیار واحد برسیم. امید است که این کارناچیز در پیشگاه شما استاد و پژوهنده ادب، مورد عنایت قرارگیرد

تعاریف قید از دیدگاه های مختلف

قید کلمه یا گروهی است که مفهومی به مفهوم فعل و نیز گاهی به مفهوم صفت یا مسند یا قید دیگر و یا مصدر می افزاید و توضیحی درباره آنها می دهد وآن ها را با مفهوم جدید مقید می کند

                                                                              « حسن انوری/ احمدی گیوی»

قیدها کلماتی هستند که چگونگی انجام گرفتن کاری را نشان می دهند یا کلماتی که زمان، مکان، مقدار، تاکید و ; را در مورد فعل روشن می سازند

                                                                                   « سلطانی گرد فرامرزی »

قید کلمه ای است که مفهوم فعل یا صفت یا کلمه ی دیگر را به چیزی از قبیل زمان، مکان، حالت و چگونگی مقید می سازد واز ارکان اصلی جمله باشد

                                                                                                  « پنج استاد »

قید کلمه ای است که مضمون جمله یا فعل یا صفت یا قید یا گروه وصفی یا قیدی یا فعلی و یا هر کلمه ی دیگر به جز اسم و جانشین اسم را مقید می کند و چیزی به معنی آن می افزاید

                                                                                          «   فرشید ورد »

 

 تقسیم قید از لحاظ ساختار

قیدهای فارسی دری از لحاظ ساختار بر چهار گونه اند.

1- بسیط (ساده) : که آن را قید مفرد نیز گویند، قیدی است که از یک واژک بیشتر نیست یعنی قابل تجزیه به اجزای زبانی نیست

“آنچه تقدیر است ناچار بباشد، در غمناک بودن بس فایده نیست” 5/

“رای خداوند سلطان به باب وی سخت خوب است” 9/

“سپس مامون فرمود تا آن ملطفه ها بیاوردند و بر آتش نهادند تا تمام بسوخت” 30/

” وایشان را ببیند ومقدمان وپیش روان نیکو خدمت کنند ” 31/

” اکنون شما بهتر دانید حسن سلیمان تعبیه ای کرد سخت نیکو” 35/

“قاضی گفت : نیک آمد وخوب می گویید وسخت به وقت است ” 37/

” اگر رای عالی بیند، مگر صواب باشد که معتمدی بتعجیل برود” 48/

گفتم:” الحق روز این صورت است” 62/

” دست به خزانه ها دراز کرده و دادن گرفته و شب و روز بنشاط مشغول شده ” 67/

“و وی از آنجا رفته است و ما هنوز به غزنین نرسیده ” 74/

” هرگز دوست دشمن نشود” 76/

” همیشه این دولت بزرگ پاینده باد” 153/

” و پیوسته او را به نامه ها مالیدی وپندها می دادی” 173/

” و چند بخشیدی شعر او وهم چنان ندیمان و دبیران و چاکران خویش را”  181/

” امیر محمود پدر من است ومن نتوانم دید که بادی تیز بر وی وزد” 184/

” هر چند غازی شراب نخوردی و هرگز نخورده بود” 192/

” کدام همت باشد برتر ازاین؟ “  195/

” امیر او را گرم بپرسید و تربیت ارزانی داشت “   199/

گفت: ” بوسهل زوزنی در میان کار است، مگر صواب باشد که بونصر مشکان نیز اندر میان باشد”  200/

2-  قیدهای مرکب: قید مرکب قیدی است که از دویا چند واژک یا واژه ساخته شده باشد. ترکیب و نسبت آنها با یکدیگر صورت های مختلفی پیدا می کند

“پس از این چون فرمان عالی دررسد فوج فوج قصد خدمت درگاه سلطان بزرگ، کنند.  3/

” امروز که نامه ی تمام بندگان بدو مورخ است” 4/

” وسواره بایستادندی و تا چاشتگاه فراخ حدیث کردندی ” 5/

” امیرمحمد روزی دوسه چون متحیری و غمناکی می بود” 5/

” دیگرروز در صفه ی تاج که درمیان باغی است، بر تخت نشست” 32/

” شما سخت بتعجیل آمده اید، بازگردید وزمانی بیاسایید” 41/

” وبوده است درروزگارش خیرخیرها ووی غافل”  63/

” همه نفرت ها زایل گشت وقرارگرفت ومرد بشادمانگی برفت”  76/

” وکتب خوانده وعواقب را بدانسته، تا لاجرم جاهش برجای بماند”  78/

” اسکندر مردی بودکه آتش وار سلطانی وی نیرو گرفت “    150/

” ومصلحت یکبارگی منقطع گشتی “     157/

” تا نیکووزشت او بی محابا با اوبازمی نماید”     158/

” وبرهمه آداب ملوک سوارشد وبی همتا آمد”   160/

” امیر علامت را می فرمود تا پیشتر می بردند وخود خوش خوش بر اثرآن می راند”    170/

” آن بودکه غوریان دررمیدند وهزیمت شدند وآویزان آویزان می رفتند”   170/

” همه شب لشکرمنصور به غارت مشغول بودند وغنیمت یافتند”   170/

” جده ی تونیکو تعبیر کرد وهمچنان راست آید”  172/

” آن دیوسوار اندر وقت تازان برفت”     174/

” مسعود زمین بوسه داد وبازگشت شادکام”      184/

     ” و یک بار و دو بار معتمدان او، این محدث و یارش آمدند و شدند”       185/

     ” بامدادان درصفه ی بزرگ بارداد و حاجبان به رسم پیش رفتند”   192/

    ” امیر یک روز چاشتگاهی بونصررا بخواند”     194/

3-گروه یا عبارت قیدی:

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله سیری در زندگانی حکیم خیام نیشابوری با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله سیری در زندگانی حکیم خیام نیشابوری با word دارای 54 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله سیری در زندگانی حکیم خیام نیشابوری با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله سیری در زندگانی حکیم خیام نیشابوری با word

 مقدمه

1- زیستواره علمی و کارنامه درخشان خیامی

2- ایران در روزگار حکیم نیشابوری

3- حکیم خیامی نیشابوری از نگاه دیگران

4- آثار ریاضی حکیم خیامی

1- الرساله فی البراهین علی مسائل علم الجبر و المقابله

2- رساله فی قسمه ربع دایره / رساله در تحلیل یک مسئله

3- رساله فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس;

4- مشکلات الحساب

5- رساله در صحت طرق هندی برای استخراج جذر و کعب

تحلیل علمی محتوای جبری رساله حکیم خیامی

1- مقدمه کتاب جبر و مقابله

2- متن کتاب جبر و مقابله

2-1- بعضی اصطلاح های جبری

2-2- طبقه بندی معادلات

2-3 حل و بحث معادلات

2-3-1 حل معادله درجه اول

2-3-2 حل معادله درجه دوم

2-3-2-1- بحث در مورد جواب های معادله درجه دوم

2-3-2-2- روش حل هندسی حکیم خیامی نیشابوری

2-3-3- گفتاری در مقاطع مخروطی

2-3-3-1- سهمی

2-3-3-2- هذلولی

محاسبه شعاع های حامل در هذلولی

2-3-4-1- حل معادلات درجه سوم سه جمله ای به روش حکیم خیامی

روش علمی حکیم خیامی

3-3- استفاده خواجه طوسی از روش حکیم خیامی

3-4- بهره ساکری، دانشمند ایتالیایی از روش حکیم خیامی

منابع

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله سیری در زندگانی حکیم خیام نیشابوری با word

 جبر و مقابله خیام، تألیف: غلامحسین مصاحب- تهران 1317

حکیم عمر خیام، تألیف: غلامحسین مصاحب- تهران 1339

خیامی نامه، جلد اول، تألیف: جلال الدین هماتی- تهران 1346

دانشنامه خیامی، تألیف: رحیم رضازاده ملک- تهران 1377

مقدمه

مطالعات آثار و دست نوشته های به جای مانده از اندیشمندان ، نوایغ و مشاهیر برای عموم مردم خصوصاً نسل آینده ساز ، جوانان فرهیخته و فرهنگ دوست امروز ایران ، ضروری است . زیرا بررسی آثار علمی ، ادبی ، فکری و تاریخی اندیشمندان میهن اسلامی موجب می شود تا آنان بدانند نیاکانشان از چه پیشینه تمدنی درخشانی برخوردار بوده ، چگونه می اندیشیده ، چگونه می زیستند و چگونه توانسته تمام فرهنگ ها بویژه تمدن دنیای غرب را چنانکه بزرگان آنها بارها اعتراف کرده اند . طی قرون پنجم تا نهم مدیون خود سازند و در علوم و متون مختلف اعم از طب ، ریاضی، فیزیک ، شیمی ، معماری و ادبیات پیشتاز همگان باشند

این گذشته تابناک و غرور آفرین در آینه کتیبه های سنگی و سفالینه ها و آثار نقش بستته بر لوحه ها و اسناد و نسخه های خطی نمایان و آشکار است . لیکن به رغم تلاش های گسترده ای که برای معرفی این آثار شده ، باید که این میراث گرانبها از دسترس و اطلاع نسل جوان امروز به دور مانده ، به طوری که بسیاری از جوانان این مرز و بوم حتی اسامی برخی دانشمندان مشهور هم وطن خود را که منشا تحول دانش بشری بوده اند ، نشنیده اند و آثار و کتایبهای آنان را نمی شناسند

خوشبختانه در عصر نظام شکوهمند اسلامی فرصتی پدید آمده است تا برای بازیابی هویت فرهنگی و احیای تمدن پرشکوه ، اسلامی و ملی تلاش هایی از سوی همه فرهنگ دوستان و فرهیفتگان کشور صورت پذیرد . بی شک مهمترین هدف همه دست اندرکاران ، هویت دار کردن نسل امروز و ایجاد و ارتباط بین نسل ها ، بویژه با گذشته درخشان کشور است

امید است نسل جوان کشور با مطالعه این آثار که متناسب با فهم و اطلاعات آنان است، با شناخت بیشتر از گذشته پرافتخار خود به سوی آینده ای روشن تر گام بردارند

1- زیستواره علمی و کارنامه درخشان خیامی

غیاث الدین ، ابوالفتح عمر ابن ابراهیم خیامی نیشابوری ، از بزرگترین ریاضیدانان و اندیشمندان اسلامی ، نیمه دوم قرن پنجم و ربع اول قرن ششم است  ؛ عمر نام خاص اوست و ( غیاث الدین ) عنوانی افتخاری است که بعدها در زندگی دریافت نمود . لقب ( خیامی ) نشان می دهد که پدر یا سایر بستگان وی ، پیشینه خیمه دوزی داشته اند .  وی در خانواده ای نیشابوری به دنیا آمد و در همان جا نیز تعلیم و تربیت یافت

2- ایران در روزگار حکیم نیشابوری

خیام اندک زمانی پس از اینکه خراسان ، توسط سلجوقیان اشغال شد ، به دنیا آمد . سلجوقیان ، خوارزم ، ایران و آذربایحان را نیز تاراج کردند . آنها امپراتوری بزرگ متزلزلی را بنا نهادند . این دولت را « ابوطالب طغرل یک ) بنیاد نهاد و در سال 590 قمری به فرمان خلیفه عباسی و به دست خوارزمشاهیان انقراض یافت . در آغاز عصر خیامی ، اروپای غربی در نیمه دوم قرن یازدهم و نیمه اول قرن دوازدهم میلادی ، در تعصب جنگ های صلیبی می سوخت . این امر باعث بحران و ایجاد وحشت میان مردم شده بود . فرقه های مختلف سنی و شیعه ، اشعری و نعتزلی ، سرگرم بحث ها و مجادلات اصولی ، فقهی و کلامی بودند ، به طوری که در گوشه و کنار نواحی و حدود وسیع سلطنت سلجوقیان ، جوامع درس و بحث دینی و مجالس مناظره و مناقصه زیاد شد

خیام در همان شهر نیشابور تعلیم و تربیت یافته و بزرگ شده است . داستان معروف
( سه یار دبستانی ) یعنی داستان رفاقت حسن صباح ، خواجه نظام الملک طوسی و خیامی نیشابوری ، افسانه ای خودساخته و بی اساس است .  در آن روزگار خراسان بزرگ و شهر های معتبر آن چون نیشابور ، کانون علم و ادب بوده است . خیامی در حوزه درس ( امام موفق نیشابوری ) حاضر می شده است . اما او در یکی از رساله هایش خود را پیرو ( شیخ الرئیس ) حسین بن عبدالله سینا می خواند . چون خیامی هم عصر آن حکیم نبوده این گفته را باید حمل بر آن کرد که وی خود را شارگزد معنوی و از پیروان مکتب تفکر ابن سینا می دانسته است . او با بیشتر د انشمندان زمان خود ، مراوده ، ملاقات و مباحثه داشته است . محسوس ترین خصوصیتی که از تاریخ زندگی خیامی ، به نظر می آید ، احترام و تکریم تمام کسانی است که از وی به مناسبتی یاد کرده اند و او را به بزرگی ستوده اند و عنوان همایی از قبیل « حجت الحق، اما ، رستور ، فیلسوف و سید الحکماء المشرق و مغرب » به وی داده اند . آوازه علمی خیامی سبب شد که به دربار سلجوقیان راه یابد . امیر سلجوقی عموماً و خصوصاً سلطان ملک شاه ، خیامی را محترم می داشته اند و او را هم مرتبه ندمای خویش می دانسته اند

سرنوشت دانش پژوهان در آن زمان غالباً تیره و تار بود ، مگر آن که ثروتی می داشتند . آنها ، تنها در صورتی می توانسته که تحقیقات و مطالعات منظمی داشته باشند که به دربار پادشاهان مقتدر یا نجیب زادگان وابسته می شدند . در این شرایط کارسان به میل صاحب منصبان ، درباریان و سرنوشت جنگ ها بستگی داشت . با این حال ، خیامی توانست در این شرایط نامساعد رساله مشکلات الحساب ، رساله ای بدون عنوان در جبر [ بعد ها موسوم به رساله در تحلیل یک مسئله ] و رساله ای در آموزه موسیقی القول علی جناس التی بالاربعه را به رشته تحریر در آورد

نگاهی به فهرست کارهای علمی خیامی ما را به مقام او آگاه می سازد . او در تالیف کتاب ها و رساله های خویش ، جر به ضرورت اقدام نمی کرده است . خیامی در سال 467 قمری به همراه عده ای دیگر ریاضیدانان و اخترشناسان نامدار به دعوت سلطان ملک شاه سلجوقی به اصفهان می رود . او تقریباً هجده سال که احتمالاً این مدت ، آرام ترین دوران زندگی اشن بوده ، در اصفهان اقامت داشته است . از جمله فعالیت های ضمنی او در این مدت ، اتمام شرح خودش در آموزه خطوط موازی اقلیدس و آموزه نسبت ها در سال 470 قمری به نام شرح ما اشکان من مصادرات کتاب اقلیدس است . این اثر به همراه کتب « الرساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله » از جمله مهمترین کارهای علمی اوست . او در طول این سال ها ، در موضوع های فلسفی هم آثاری نوشته است . در سال 485 قمری اقبال از خیامی روی می گرداند زیرا در آن زمان ملک شاه فوت کرده و وزیرش نظام الملک نیز به قتل می رسد . پس از مرگ شاه ، خیامی مورد بی مهری قرار گرفته و در زمان سلطان سنجر ، در سال 482 قمری ، اصفهان را ترک می کند . روزگاری نیز در مرور زندگی می کند . چایی که احتمالاً خیامی ، میزان الحمکه و فی القسطاس المستقیم را با همکاری خواجه عبد الرحمن خازنی مروزی ، نوشته است

در سال 506 قمری نظامی عروضی سمرقندی ( نویسنده کتاب چهار مقاله ) ، در شهر بلغ  با عمر خیامی و امام ابوالمضفر اسفراری ملاقات کرده و حکیم خیامی به او گفته است ( من در موضوعی باشد که بهای ، شمال بر من گل افشان کند ) . در زمستان 508 قمری ، که حکیم خیامی در شهر مرو بوده است ، از طرف سلطان محمد احضار می شود تا وضع هوا را پیشگویی کتد . سلطان قمر این حکیم را به حکم قدرتی که در پیش این رویدادهای جوی داشت نیکو شناخت و در اکرامش کوشید . گروهی از فیلسوفان و دانشمندان برجسته ایران و اسلام ، از جمله محمد ایلاقی ، نظامی عروضی سمرقندی و عبدالله ابن محمد میانجی از دانش آموختگان مکتب ایشانند و این همه دلالت بر آن دارد که حکیم خیامی بزرگترین دانشمند عصر خود بوده و به حق شهرت و آوازه نیکو یافته است . بعد از این نشانی از آن مرد بزرگ نیست ، تا آنکه در روز آدینه 11 محرم الحرام 526 قمری ، بعد از مطالعه کتاب الهیات الشفاء اثر شیخ الرئیس ابو علی سینا و پس از انجام فریضه نماز ، در شهر نیشابور ، جان به جان آفرین تسلیم کرد . آرامگاهش ، امروزه در چند کیلومتری شرق نیشابور واقع شده است

3- حکیم خیامی نیشابوری از نگاه دیگران

دانشمندان فقید ، جورج سارتن ؛ که در اثر نفیس خود مقدمه بر تاریخ علم ، هر دوره پنجاه ساله از تاریخ علم را به افتخار یکی از بزرگترین دانشوران آن دوران نامگذاری کرده ،‌نیمه دوم سده یازدهم میلادی را « عصر خیامی » نامیده است . او معتقد است : « بر طبق تحقیقات و نظر محققان ، خیامی خاصه در علم جبر ، یکی از بزرگترین ریاضیدانان قرون وسطی است . این رای ناشی از این است که در تاریخ ریاضیات ، حکیم خیامی اولین کسی است که به تحقیق منظم علمی در معادلات درجه های اول ، دوم و سوم پرداخته و طبقه بندی تحسین آوری از معادلات آورده است . در حل تمام صورت های معادلات درجه سوم ، با روش علمی تحقیق کرده و به حل [ در اغلب موارد ناقص ] هندسی آنها توفق یافته است . رساله او در دانش جبر ، معرف یک فکر علمی می باشد و این رساله یکی از برجسته ترین آثار قرون وسطایی و احتمالاً برجسته ترین ، آنها در این علم است » . نظامی عروضی سمرقندی درباره اعتقاد حکیم خیامی به احکام نجوم نوشته است : اگر چه حکم حجت الحق عمر بدیدم ، اما ندیدم و نشینیدم که در احکام نجوم اعتقادی داشت . » علی دشتی در کتاب دمی با خیام
می نویسد : ابوالحسن بیهقی ، حکیم خیامی را « مسلط بر تمام اجزای حمکت و ریاضیات و معقولات » گفته است .  زمخشری ، دانشمند معروف لغت و تفسیر ، او را « حکیم جهانی و فیلسوف گیتی » نام برده است

4- آثار ریاضی حکیم خیامی

1- الرساله فی البراهین علی مسائل علم الجبر و المقابله

عمده ترین اثر ریاضی خیامی ، کتاب جبر و مقابله اوست . از این رساله ، هفت نسخه خطی شناخته شده است . متن عربی و ترجمه فارسی این کتاب همراه نسخه خطی شناخته شده است . متن عربی و ترجمه فارسی این کتاب همراه شرح و حواشی عالمانه ، به همت روان شاد دکتر غلامحسین مصاحب به نام حکیم عمر خیام بعنوان عالم جبر تاکنون سه مرتبه با ویرایش جدید در سال های 1317 ، 1339 و 1379 خورشیدی چاپ و انتشار یافته است

2- رساله فی قسمه ربع دایره / رساله در تحلیل یک مسئله

این رساله را خیامی ،‌پیش از رساله جبر و مقابله خود نوشته است . موضوع آن تحلیل یک مسئله هندسی به معادله درجه سوم و حل آن به وسیله قطوع مخروطی است . در امرداد ماه سال 1310 خورشیدی ، زنده یاد عباس اقبال آشتیانی ، ضمن مقاله ایی با عنوان « راجع به احوال حکیم عمر خیام نیشابوری » در شماره هشت دوره اول ماهنامه شرق نوشت : « غیر از تالیفاتی که از خیام در دست است و یا مورخین از او نقل کرده اند ، نگارنده رساله ای از او دارم به عربی در پنج ورق به خط نسخ ریز ، در حل یک مسئله جبری به وسیله قطوع مخروطی ، در جواب کسی که آن را از حکیم سوال کرده و عنوان آن این است : هذه رساله لابی الفتح عمر ابن ابراهیم الخیامی . دکتر غلامحسین مصاحب ، با اجازه عباس اقبال آشتیانی آن رساله را برای خو استنساخ کرد. پس از درگذشت اقبال ، مجموعه ایی که رساله یاد شده ضمن آن بود . به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران انتقال یافت . به سال 1339 خورشیدی ، دکتر مصاحب این رساله را با عنوان رساله در تحلیل یک مسئله همراه با ترجمه فارسی آن ، در ضمن کتاب حکیم عمر خیام به عنوان عالم جبر در تهران منتشر کرد و عکس نسخه خطی را که در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می شود ، ضمیمه نمود . به سال 1961 میلادی ترجمه انگلیسی این رساله با عنوان A Paper of  Omar  Khayyam به اهتمام علی رضا امیر معز در صفحه های 327-323 شماره 4 ، دوره بیست و ششم مجله Scripta Mathematica  منتشر شد . به سال 1981 میلادی ، رشدی راشد و احمد جبار ، همین رساله را ضمن مجموعه رسائل الخیام الجبریه از روی نشری که پیشتر دکتر مصاحب کرده بود ، به همراه ترجمه گونه ای به فرانسه ، از سوی دانشگاه حلب ( سوریه ) به عنوان سومین نشر از سلسله « مصادر و دراسات فی التاریخ الاریاضیات العربیه » انتشار دادند. خیامی در این رساله وعده می دهد که اگر فراغتی یابد، کتابی در حل و بیان انواع معادلات بنویسید . بدین ترتیب چنان می نماید که تدوین رساله جبر و مقابله در انجام قولی است که در این رساله داده شده و به تبع آن، تدوین رساله جبر و مقابله بعد از سامان یافتن رساله حاضر بوده است

3- رساله فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله شرحی متفاوت بر غزل طربنام? عشق حافظ با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله شرحی متفاوت بر غزل طربنام? عشق حافظ با word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله شرحی متفاوت بر غزل طربنام? عشق حافظ با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله شرحی متفاوت بر غزل طربنام? عشق حافظ با word

کلام نخست:  
شرح غزل « طربنام عشق » حافظ :  
نکته:  
منابع :  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله شرحی متفاوت بر غزل طربنام? عشق حافظ با word

1- « مکتب حافظ » ، استاد منوچهر مرتضوی

2- « کیهانشناسی : از انبساط هابلی تا آتشگوی آغازین» ، جان گریبین

3- « تاریخچ زمان » ، استیون هاوکینگ

4- « جهان در پوست گردو » ، استیون هاوکینگ

5- « لمعات عراقی » ، فخرالدین عراقی

6- « نسبیّت » ، آلبرت اینشتین

7- « تعلیقات » ، ابوالعلاء عفیفی

8- « حافظ نامه » ، بهاء الدین خرمشاهی

9- « مثنوی معنوی » مولانا

کلام نخست

تحقیقاتی که در بار حافظ بعمل آمده است از حدود شرح دیوان ، ایهامات ، تشبیهات ، تمثیل ، و استعارات و مختصری درباره مکتب و مَشرب و جهان بینی خاص او فراتر نمیرود . در مقایسه با مکتب و فلسفه و غزلیّات عارفانه او که به حد ایجاز رسیده است و او را برای همیش تاریخ جاودانه ساخته است -اینهمه ، جز مقدّمه و الفبای حافظ شناسی چیز دیگری نمی تواند باشد بی گمان بحث و صحبت درباره حافظ بسیار سخت است بخصوص اگر قرار باشد پا را فراتر گذ ارد و هر آنچه را که از حافظ و مکتب حافظ مایه میگیرد مورد مداقّه قرار داد. درباره ماهیّت فلسفی، علمی، اخلاقی و اجتماعی حافظ –تصوّف خاصّ و عرفان عاشقانه و مشرب ملامتی و قلندری او – اصول مکتب رندی – اصطلاحات و رموز دیوان او – آنچه تا کنون موضوع بحث اندیشمندان بوده است بقدری ناکافی و به اختصار بوده است که این باور را بوجود میاورد که حافظ و مکتب او بخوبی و به اندازه کافی شناسانده نشده است و رسالت عظیمی را که ادبا و محققان کوشا بر عهده دارند آنطور که باید و شاید به انجام نرسانیده اند

شناختن حافظ تنها با بر پایی یک نهضت علمی و ادبی میسر میگردد تشنگان وادی عشق و ادب ، علمداران این نهضت خواهند بود شراره های این نهضت عظیم را بزرگانی چون شهریار بر افروخته اند . شهریار باور داشت که حافظ ، شعر قدیم را به کمال رسانده است شهریار نیز از جمله مردان گرانقدری است که پیرو حافظ بوده و به سبک و سیاق او شعر سروده است . گوته درباره او میگوید : دیوان شرقی را در وصف حافظ سروده ام و اعتراف میکند که عشق را تنها از حافظ میتوان فرا گرفت . زبان عشق حافظ دلهای هر آنکه را با غزلیات او آشنایی دارد به وجد میآورد و شوری می آفریند که زیبایی آنرا نهایتی نیست

حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد

سرّ عظمت ومحبوبیت حافظ درشوری است که ازاشعارش میبارد . در حرارتی است که از غزلیاتش می تراود. در اسراری است که در دیوانش مستور است . گوته ، قافله سالار ادبیات غرب می گوید : وقتی دوّاوین شعرای جهان را در کتابخانه ام می چینم همیشه دیوان حافظ را در بالای همه قرار میدهم چون میترسم حرارت اشعارش آثار دیگر و کتابهایم را بسوزاند . بعقید حافظ راز عشق دریافتنی است نه آموختنی

حافظ عقل را وسیله ناقصی میداند که بر پایه طبیعت قرار گرفته است و قادر به درک ماوراء طبیعت و جهان علوی نیست . بعقید او تنها راهی که میتوان از حضیض خاک به اوج افلاک رسید و چون قطره ای در دریای ابدیت فانی شد و بی پرده بوصال جانان و درک جمال بی حجاب او نائل گشت عشق است و بس . حافظ عشق را التهاب و انجذاب و حرکت بسوی معبود مطلق و تأ ثر و شیفتگی در برابر سرچشمه حسن ازلی میداند 1

در طول ادوار و سالیان گذشته ، حافظ شناسان و آشنایان خواجه همواره سعی در شرح و بسط غزلیات دلنشین وی داشته و هر یک با شناخت و بضاعت ادبی خویش، حافظ را شناسانده است

چندان بیراه نخواهد بود در این مقال به نمونه ای از شرح غزل باشکوه« طربنام عشق» حافظ بقلم یکی از اساتید ادبیات کشور بپردازیم

در ازل پرتو حسنت ز تجّلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

در روز نخست فروغ حسن تو ای محبوب ازلی آهنگ ظهور و جلوه گری کرد ، از این نمایش جمال عشق پدید آمد و چون عشق زاده حسن است، جهان را در شور افکند و همه را در آتش خود سوخت

جلوه ای کرد رخت ، دید مَلَک عشق نداشت عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد

جمال تو نمایان شد ، ابلیس دید ، چون در فطرتش عشق نبود تا تو را عاشقانه بپرستد ، از شدّت رشک مانند آتش سوزان شد و راه بر دل آدم زد و به گمراه کردنش پرداخت ( تلمیحی دارد به آیه 16 سوره اعراف = شیطان : حال که مرا نومید ساخته ای ، من هم ایشان را از راه راست تو منحرف می کنم آنگاه از پیش و از پس و از چپ و از راست بر آنها می تازم و بیشترین شان را شکر گزار نخواهی یافت )

عقل میخواست کزان شعله چراغ افروزد برق غیرت بدرخشید و جهان بر هم زد

خرد مصلحت جو مایل بود که از آن درخش ایزدی چراغ خود را فروغی بخشد و سودی جوید ، برق رشک عشق تابان شد و شوری بپا کرد و جهان را دگرگون ساخت

مدّعی خواست که آید به تماشا گه راز دست غیب آمد و و بر سینه نا محرم زد

عقل مصلحت اندیش به ادّعای رقابت با عشق خواست که در معرض اسرار غیب گام نهد ، دست نهان حق نمایان شد و برسینه خرد که راز دار غیب نمیتوانست باشد ، کوفت و اورا دور کرد

دیگران قرع قسمت همه بر عیش زدند دل غمدید ما بود که هم بر غم زد

جز دل محنت کشیده ما که غم عشق را برگزیدو درصف عاشقان بلا کش درآمد،دیگران بهره مطلوب خودرا درزندگی خوش وآسوده جستند

جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت دست در حلق آن زلف خم اندر خم زد

روح قدسی یا جان پاک می خواست که چاه ذقن تورا ببیند بکنایه یعنی خواستار وصال تو بود ، ناگزیر در چنبر گیسوی دراز شکن بر شکن تو دست آویخت ، مقصود آنکه جان از جهان برین به جهان فرودین یا عالم کثرت آمد ، چه جان را در قالب تن برای عشق ورزی با تو آفریده اند

حافظ آنروز طرب نام عشق تو نوشت که قلم بر سر اسباب دل خرّم زد

حافظ آن زمان نام شادی فزای عشق تو را به نگارش آورد که بر سرو سامان دل شاد خود قلم محو کشید و به غم تو دل خوش کرد

* * *

اما تحقیقات ، مطالعات و پژوهش های بعمل آمده توسط نگارنده مؤید این مطلب است که غزل فوق ورای این تفاصیل بوده و اسرار پیدا و پنهان بسیاری در آن نهفته است. در این مقاله به شرح و توضیح غزل « طربنام عشق» پرداخته ام. امید است منظور و مقصود خواجه از این غزل بر همگان آشکار گردیده و این گفتار ، سرآغاز یک نهضت ادبی – علمی در شناخت بهتر « حافظ » باشد

شرح غزل « طربنام عشق » حافظ

در ازل پرتو حسنت ز تجلّّی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

در لحظ آفرینش، ( چون این مصرع دلالت بر وقوع فعلی در زمانی معیّن دارد – دم زدن- حافظ اشاره به زمانی دارد که قبل از آن ، وجود و معنی ندارد – مراد از ازل ، آغاز غیر زمانی است ) عالم از فروغ و پرتو حسن ( کمال و جلال و جمال ) خداوند متجّلی و پدیدار گشت( ظهور یافت ) و عشق بی پایان الهی بر آن تابیدن گرفت. یعنی خدا بود و دیگر هیچ نبود ، خلقت هنوز قبای هستی بر عالم نیاراسته بود تا اینکه ماد نخستین ( حالت چگالی و تراکم بینهایت ماده ) به عشق لا یزال الهی آراسته گشت . دچار انفجار و آتش شد ( آتشگوی نخستین ) و عالم را تشکیل داد

بزرگترین سؤال فیزیکدانان و کیهانشناسان معاصر این است که این روند چگونه و چرا آغاز شد؟ یعنی جهان کنونی ( آتشگوی آغازین ) از چه نشأت گرفت؟ طبق نظری کوانتومی- جهان کنونی از خلاء نشأت گرفته است! از هیچ!

ولی چگونه چنین چیزی ممکن است؟ مطابق نظریه های کوانتومی، خلاء همان هیچ نیست بلکه آکنده از ذرات بسیار ریز کوانتومی است! – اقیانوسی از ذرات ریز نامرئی – سؤال اساسی تر این است که:بر اقیانوس ذرات نامرئی کوانتومی، شعوری باید حاکم می بود و گرنه ساز و کار منظم نمی داشت و از حالت ناپایدار و نامرئی- به حالتی پایدار و مرئی- تلاشی نمی یافت. دانشمندان مباحث فوق هنوز پاسخ این سؤالات را نیافته اند ولی عرفان ، پاسخ و توضیحی روشن دارد : آیا «اقیانوسی از ذرات پنهان کوانتومی » توصیف علمی و فیزیکیِ « کنز مخفیأ لم اعرف » نیست؟ یعنی « گنج پنهانی ناشناخته»! بعبارت دیگر :« اقیانوس ذرات پنهان ناشناخته»، تعریف علمی « خداوند» است که همانا منشأ هستی است

فیزیکدانان دلیل آفرینش یا بهتر بگوییم، دلیل ظهور و آشکار گشتن این «گنج پنهانی» را نمیدانند ولی عرفا به استناد حدیث کَنز، علت فاعلی و غایی جهان هستی را عشق می دانند:« فََاََحبَبتُ اَن اُعرَفَ»] چون دوست داشتم شناخته شوم. [ بیان علت فاعلی است و « لِکَی اُعرَف » ، بیان علّت غاییِ خلقت جهان است. بله ، دلیل آفرینش این بود که خداوند دوست داشت شناخته شود. حال وقتی سؤال میشود: خداوند دوست داشته توسط چه و که شناخته شود؟ پاسخ این است که « فخلقت الخلق لکی أعرف» ، پس خلق کردم مخلوقات ( خلق ) را، تا مرا بشناسند. این را خدا شناسی نامیم

مولانا نیز معتقد است: جهان از عشق، و برای عشق پدید آمده است

گنج مخفی بُد ، ز پرّی چاک کرد خاک را تابان تر از افلاک کرد

گنج مخفی بَد ، ز پرّی جوش کرد خاک را سلطانِ اطلس پوش کرد

 * * *

ظلمت بود ، جهل بود ، عدم بود ، سرد و تاریک

و در دایره امکان هنوز تکیه گاهی وجود نداشت

خدا کلمه بود . کلمه ای که هنوز القا نشده بود ، خدا خالق بود

خالقی که هنوز خلا قیتش مخفی بود ، خدا رحمان و رحیم بود

ولی هنوز ابر رحمتش نباریده بود . خدا زیبا بود

ولی هنوز زیباییش تجّلی نکرده بود . خدا قادر و توانا بود

ولی قدرتش هنوز قدم به حوزه عمل نگذاشته بود

در عدم چگونه کمال و جلال و جمال خود را بنمایاند ؟

در سکوت چگونه زاییده شود ؟ در جمود چگونه خلاقیت و قدرت تظاهر کند ؟

حافظ پژوهان معتقدند: این غزل مصداق حدیثِ نبویِ ] کنت کنزا مخفیا لم اعرف، فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکی أعرف;[ بوده و یقیناً حافظ ،علت آفرینش را به انگیزه عشق می داند و آنرا « حرکت حبّی » یا « انگیزش عشقی » می خواند و اگر این عشق و محبت نبود عالم به عین وجود در نمی آمد

ابوالعلاء عفیفی نیز در کتاب « تعلیقات» خود آورده است: « حبّ ظهور حق در صور وجود، و حبّ خداوند به اینکه در آین ممکنات خود را بنمایاند؛ کارساز آفرینش شد. این حبّ علت خلق عالم است و اساس حقیقی ایست که هستی بر آن استوار است و همین حبّی که مبداء وجود و اصل کل موجود است،همان است که از نظر صوفیه( و عرفا )، تنها راه معرفت به خداوند و تحقق وحدت ذاتی با اوست»

مراد از تجلّی، تجلیّات ازلی است که جنب ذاتی و حبّی دارد وهمان « فیض اقدس» است و مرتب «عماء». ]عماء اصطلاحی است به معنی ساحت یا شأن یا مرتبه ای که در آن نه مکانی است، نه زمانی، نه جهتی، و نه هیچ چیز – جز صرف ذات خداوند ؛ و خداوند پیش از آفرینش خلق یا تجلیّات خود در آن بوده است [ * * *

{از مَنظر « عفیفی» : فیض اقدس ، عبارتست از تجلّی ذات احدیّت بر خود در صُور جمیع ممکناتی که وجود آنها به صورت بالقوّه در ذات یا علم الهی ثبوت دارد و این نخستین درجه از تعیّنات وجود مطلق است. این تعیِّنات معقول اند و در عالم اعیان حسی وجود ندارند. بلکه صرفاً قوابل ( پذیرندگان ) وجودند؛ و این حقایق معقوله یا صُور معقول ممکنات همان است که ابن عربی به آنها « اعیان ثابته » می گوید و شبیه به صُور یا مُثُل افلاطونی است } نقل از حافظ نامه، اثر بهاء الدین خرمشاهی

خداوند خواست تا عشق بی پایان خود را منتشر سازد ؛ از پر تو حسن الهی عشق زاده شد و به همراهش ماده و زمان و دایره امکان ( فضا ) و آتشگوی آغازین زاییده گشت ( آتش به همه عالم زد )

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود پایان نامه وضع عمومی علم و ادب در قرن هفتم و هشتم با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود پایان نامه وضع عمومی علم و ادب در قرن هفتم و هشتم با word دارای 64 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود پایان نامه وضع عمومی علم و ادب در قرن هفتم و هشتم با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود پایان نامه وضع عمومی علم و ادب در قرن هفتم و هشتم با word

مقدمه  
نثر فارسی در قرن هفتم و هشتم  
تحولات قرن هفتم و هشتم  
شعر فارسی در قرن هفتم و هشتم  
درماهیت علم شعر و صلاحیت شاعر  
* در چگونگی شاعر و شکل و شمایل او  
راز و رمز شادمانگی مولانا در چیست ؟  
غمهای  فلسفی و حکمی  و غمهای  عاشقانه و عارفانه ‌.  
نیازی جوشقانی :  
قصاب کاشانی :  
عاشق :  
نشاط اصفهانی :  
فروغی بسطامی :  
منابع :  

مقدمه

در اوایل قرن هفتم ایران با یکی از بزرگترین مصائب تاریخی یعنی حمله مغولان خونخوار مواجه شد (616هجری). این حمله به سرداری چنگیز تا سال 619 ادامه یافت و بعد از او همچنان ایلغارهای پیاپی مغول و تاتار به ممالک مختلف و از آنجمله ایران امتداد داشت تا در میان سالهای 651ـ 656 حملات هولاکو نواده چنگیز آخرین مراکز قدرت را در ایران و عراق از میان برداشت و سلسله امرای ایلخانی را در ایران به وجود آورد

در گیر ودار این حملات سخت قسمت بزرگی از شهرها و مراکز ادبی علمی ایران از میان رفت و جز چند پناهگاه کوچک و بزرگ در داخل ایران و در ولایت سند و آسیای صغیر محلی برای حفظ بازمانده حوزه‏های علمی و ادبی و پاره‏ ای از کتب باقی نماند، که مهمتر از همه آنها اراضی تابع ممالک غوریه در آنسوی رود سند و سرزمین حکمفرمایی سلاجقه آسیای صغیر و فارس بوده است. بعضی نواحی کوچک هم در این میان از آسیب حمله مغول مصون ماند که ارزش علمی و ادبی آنها اصولاً قابل توجه نیست

وجود این پناهگاههای کوچک و بزرگ در آغاز قرن هفتم از یک لحاظ مهم است و آن پناه بردن چند تن معدود از دانشمندان و ادیبان و عارفان است بدانها و ایجاد فرصتی برای آنان در پرورش شاگردان و ادامه تعلیم در ایران. با این حال نیمه اول قرن هفتم به سبب انقلابات و قتل و غارتها و ویرانی شهرها و حملات پیاپی وحشیان تاتار و عدم استقرار احوال، و نیمه دوم قرن هفتم در نتیجه وجود نداشتن کتب و مراکز تعلیم و معلمین، به هیچ روی مساعد به احوال علوم نبود. قرن هشتم نیز تقریباً به همین منوال گذشت و اگر در این یک قرن و نیم اثری از عده‏ ای از فاضلان و عالمان و شاعران می‏بینیم نه از آن باب است که عهد وحشیان تاتار دوره رونق علم و ادبست بلکه اولاً نتیجه باقی ماندن بعضی از علما و دانشمندان و تربیت یافتگان پیش از مغول و ثانیاً معلول علاقه قلبی و تاریخی مسلمین به علوم و ثالثاً نتیجه وجود پناهگاههاییست که پیش از این نام برده ایم. وجود خاندانهای امارت بعد از عصر ایلخانان که غالباً از ایرانیان بوده ‏اند هم در ادامه مجالس تعلیم بسیار مؤثر بود و به هر حال در این عصر هر چه از دانش و ادب و عالمان و ادیبان ببینیم باز هم وجود آنها معلول وجود ایرانیانست و اثر مغول در علوم و ادبیات این دوره تنها یک چیز بود و آن از میان بردن کتب و علما و ادبا و کاسد کردن بازار علم و ادبست و لاغیر

در حمله اول مغول و نابود شدن مراکز متعدد علمی خراسان و ماوراءالنهر و ری و اصفهان، دو مرکز عمده علوم و ادبیات باقی مانده بود و از آن دو یکی قلاع اسمعیلیه بود و دیگر بغداد و این دو مرکز مهم را هم هولاکو به ترتیب در سالهای 654 و 656 از میان برد و جز قسمتی کوچک از جنوب ایران (حوزه فرمانروایی اتابکان سلغری) و ناحیه سند و شهرهای آسیای صغیر و مصر و شام دیگر پناهگاهی برای علوم و ادبیات اسلامی باقی نماند

در اواخر عهد ایلخانان مغول بر اثر اسلام آوردن ایشان عنادی که آنان و کارگزاران بت پرست ایشان با ایرانیان مسلمان داشتند از میان رفت و این خود فرصتی برای مسلمانان در احیای سنن دیرینه شد و چون بعد از ایشان همه امرا و ملوک طوایف هم مسلمان و هم غالباً ایرانی نژاد بودند طبعاً به ادامه این سنن یاوری کردند

از این بحث چنین نتیجه می‏گیریم که در نیم قرن اول دوره مغول بقایای علما و ادبای پیشین و وجود چند پناهگاه از فنای قطعی علم و ادب در ایران پیش گیری کرد و بعد از این مدت فرصت مناسب تری به علل مذکور برای ادامه علوم و ادبیات در ممالک اسلامی حاصل گشت و سنت دیرینه مسلمین ایرانیان مسلمان را به استفاده از تعلیمات بازماندگان علما و ادبای دوره خوارزمشاهی واداشت. لیکن هر چه از حمله مغول بیشتر گذشت و آثار شوم آن آشکارتر شد قوت علم و رونق بازار ادب بیشتر طریق نیستی سپرد و بازار جهل بیشتر رواج یافت

وضع زبان وادبیات فارسی در عصر مغول و فترت میان ایلخانان و حمله تیمور تقریباً تابع همان شرایط و دارای همان احوالی است که در باب علوم دیده‏ ایم یعنی در اوایل این عهد دنباله وضع ادبی دوره خوارزمشاهی در ایران امتداد داشت و در نتیجه باقی ماندن گروهی از نویسندگان و شاعران بزرگ پیشین، ایران در اوایل این عهد از وجود چند تن از بزرگترین شاعران و نویسندگان برخوردار بود و بعد از آن شاعران و نویسندگان متوسطی در ایران به سر می‏بردند که از میان آنان حافظ بطور استثنا در زمره شعرای درجه اول ایران و از نوابغ بزرگ شعر است که در آخر این عهد می‏زیست

پس بر روی هم وضع ادبی ایران در عهد مغول و فترت بعد از آن با همه مصائبی که بر ایران وارد شد بد نبود زیرا در آغاز آن دوره دو شاعر بزرگ ایران سعدی و مولوی و در آخر آن عهد شمس الدین حافظ ظهورکردند. از حیث باقی ماندن کتب متعدد هم این دوره را باید دوره ممتاز قابل توجهی شمرد

نثر فارسی در قرن هفتم و هشتم

جنثر فارسی در دوره بین حمله چنگیز و تیمور رونق بسیار داشت. از علل عمده این امر آنست که در آن عهد آخرین اثر نفوذ سیاسی خلفا از میان رفت و بغداد مرکزیت بزرگ علمی و ادبی و دینی و سیاسی خود را از دست داد و رابطه ایرانیان با ملل دیگر اسلامی که غالباً زبان عربی را پذیرفته بودند تقریباً مقطوع شد و دیگر جز کسانی که تألیفات مشکل علمی می‏کردند و به اصطلاحات آماده و طریقه بحث در مسائل علمی که از پیش در زبان عرب فراهم شده بود احتیاج داشتند، باقی نویسندگان حاجتی به تألیف در زبان عربی احساس نمی‏کردند و حتی بسیاری از کتب معروف علمی هم از این پس به زبان پارسی تألیف شد و هر چه از زمان انقراض بنی عباس بیشتر گذشت نگارش کتب علمی به زبان فارسی بیشتر معمول شد و تألیف به نثر عربی زیادتر جنبه اظهار علم و دانش و تفنن گرفت و به جای آن بر رونق و رواج نثر پارسی افزوده شد

موضوعی که به رواج نثر فارسی در این دوره یاوری بسیار کرد تألیفات متعدد و مفصلی است که در تاریخ اعم از تاریخ اعم از تاریخ عمومی ایران یا تاریخ مغول یا تواریخ محدود به سلسله‏ های معین شده است. تألیف در تمام شعب علوم و ادبیات به زبان فارسی از این پس عمومیت بسیار یافت و اگر از سالهای نخستین این دوره و حوزه ‏هایی مانند حوزه تعلیم و تألیف و فعالیت خواجه نصیرالدین طوسی بگذریم، کمتر حوزه فعال علمی که به زبان عربی توجه داشته باشد، می‏یابیم

سبک نثر دوره مغول خصوصاً سبک قرن هفتم با شدت تمام تحت تأثیر سبک نثر آخر دوره خوارزمشاهی است. علت عمده آنست که پیشروان بزرگ نویسندگی این دوره کسانی بودند که یا در اوائل قرن هفتم پیش از حمله مغول در زمره اهل قلم قرار داشته و به سبک آن دوره مأنوس بوده‏ اند و یا کسانی که زیردست نویسندگان آن زمان تربیت شده و بعد سرمشق سایر نویسندگان گردیده‏ اند

مهمترین سبک رایج این دوره سبک نثر مصنوع است که از دارندگان بزرگ آن «نسوی» و «عطا ملک جوینی» و «وصاف الحضره» بوده‏ اند. لیکن نباید فراموش کرد که در همین دوره دنباله روش ساده و بی‏تکلف در نثر فارسی مقطوع نشد بلکه به تدریج قوت یافت و نمونه ‏های خوبی از آن به وجود آمد مانند طبقات ناصری و جامع التواریخ رشیدی و تجارب السلف و تاریخ گزیده و جز آن، و این هر دو سبک مصنوع و ساده در یک زمان و یک دوره وجود داشته و بسا اتفاق افتاده که یک نویسنده حتی در یک کتاب بهر دو سبک توجه کرده است مانند شمس قیس رازی در المعجم که در مقدمه آن روش مصنوع و متکلفی را بکار برده است لیکن در خود کتاب روش ساده زیبایی دارد

در آغاز قرن هفتم چند نویسنده بزرگ داریم که از همه معروفتر نورالدین محمد بن محمد عوفی صاحب کتاب های معتبر لباب الالباب (تألیف در حدود سال 618) و جوامع الحکایات و لوامع الروایات (تألیف در حدود سال 630) است. لباب الالباب کتابیست در شرح احوال شاعران فارسی‏ گوی از آغاز شعر فارسی تا اوایل قرن هفتم در دو مجلد که نثری مصنوع و متکلف دارد، و جوامع الحکایات کتابی عظیم شامل حکایات ادبی و تاریخی و حاوی اطلاعات ذی‏قیمت مهمی است که به نثر ساده و روان و بسیار فصیح نگاشته شده. نویسنده این کتاب از کسانی‏ست که خود را از آتش حمله مغول رهایی داده و اواخر عمر را در دستگاه ممالیک غوریه در ولایت سند گذرانیده است

دیگر از نویسندگان اوایل قرن هفتم شمس الدین محمد بن قیس رازی است که در اواخر عمر خود در خدمت اتابکان سلغری به سر می‏برد. و کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم را در علوم شعری یعنی عروض و قافیه و بدیع و نقدالشعر به زبان فارسی تألیف نموده است(در حدود سال 630). سبک نویسنده در مقدمه کتاب به تمام معنی مصنوع ولی در خود کتاب ساده و دل انگیز است. اهمیت المعجم در آنست که از میان کتب فارسی که در یکدوره از علوم ادبی نوشته شده و به دست ما رسیده، قدیمتر از همه است

یکی دیگر از نویسندگان مشهور اوایل دوره مغول نورالدین محمد نسوی منشی جلال الدین خوارزمشاه است که کتاب نفثه المصدور را به فارسی و کتاب سیره جلال الدین منکبرنی را به عربی نگاشت. نفثه المصدور دارای نثری مصنوع و شاعرانه و زیباست که مؤلف آنرا به سال 632 در شهر میافارقین نوشته و شرح احوال خود و جلال الدین منکبرنی (م.628) را از سال 627 در آن بیان کرده است

قاضی ابو عمر و منهاج الدین بن سراج الدین جوزجانی معروف به منهاج سراج نویسنده بزرگ قرن هفتم صاحب کتاب طبقات ناصریست که آنرا به سال 658 به پایان برد. این کتاب تاریخ عمومی عالم است تا عصرمؤلف و خصوصاً از لحاظ اطلاعات ذی‏قیمتی که راجع به حمله تارتار و فجایع مغولان دارد دارای ارزش فراوان است. نثر این کتاب بسیار استوار و سلیس و روان و از جمله آثار خوب زبان فارسی است

در اینجا ذکر علاءالدین عطا ملک بن بهاء الدین محد جوینی (متوفی به سال 681) نویسنده بسیار معروف قرن هفتم لازم است. عطا ملک قسمت بزرگی از وقایع عهد مغولان را شخصاً دیده و در مسیر آنها قرار داشته و باقی را از موثقین و کسانی که خود شاهد و ناظر وقایع بوده‏ اند و یا از مشاهدات جغرافیایی و مطالعات تاریخی دقیق خود، فراهم آورده و از مجموع این اطلاعات کتاب مشهور جهانگشا را در سه مجلد در شرح ظهور چنگیز و احوال و فتوحات او ، و در تاریخ خوارزمشاهان و حکام مغولی ایران و فتح قلاع اسمعیلیه و بغداد تألیف کرده است. جهانگشا گذشته از اهمیت تاریخی از آثار مشهور و زیبای نثر فارسی است. روش این کتاب مصنوع ولی بر اثر استادی و مهارت کم نظیر نویسنده از هرگونه سستی و فتور بر کنار است. نویسنده غالباً از اشعار فارسی و عربی و اخبار وامثال عرب و آیات قرآن کریم و پاره‏یی از اصطلاحات علمی نیز استفاده کرده است

بزرگترین نویسنده قرن هفتم سعدی شیرازی است که در ذکر شعرا نیز ازو سخن خواهد رفت از سعدی چند رساله به اضافه گلستان به نثر فارسی باقی مانده است: ازین رسائل یکی نصیحهالملوک است که به نثری ساده و روان و بی‏تکلف نوشته شده و از فصاحت بدرجه ای است که یادآور آثار فصحای قدیم است، رساله دیگر او به نام عقل و عشق و رساله ای دیگر در تربیت یکی از ملوک و رساله دیگری به نام مجالس شیخ و از همه مهمتر کتاب گلستان که کتابیست تربیتی و اجتماعی مخلوط از نثر و نظم. در این کتاب سعدی روش خاص و مشهور خود را که سبک میان نثر مرسل و نثر مصنوع است بکار برده و از صنایع لفظی تا آنجا که مخل فصاحت نباشد استفاده کرده است

از نویسندگان معروف دیگر آن زمان وصاف الحضره شهاب الدین عبدالله است که در سال 663 در شیراز ولادت یافته است و تا نیمه اول قرن هشتم می‏زیسته است و کتاب خود را به نام تجزیهالامصار و تجزیهالاعصار در سال 712 به اتمام رسانید و این همان است که به «تاریخ وصاف» شهرت دارد. کتاب تاریخ وصاف از حیث تصنع و تکلف دارای جنبه مبالغه آمیز و از این باب مورد ایراد نقادان سخن است. این کتاب ذیلی است بر تارخ جهانگشای جوینی و حاوی وقایع دوره ایلخانان بعد از آن کتاب

رشیدالدین فضل الله(645ـ718) وزیر دانشمند دوره ایلخانان که مدتها وزارت غازان و اولجایتو و ابوسعید بهادرخان را داشت کتاب بزرگ و مشهوری در تاریخ عمومی دارد به نام جامع التواریخ در هفت مجلد که معتبرترین کتاب تاریخی عهد مغول و دارای نثری ساده و روان است و به سال 710 پایان یافت. غیر از این کتاب از رشیدالدین فضل الله آثار دیگری باقیست مانند الاحیاء و الاثار در بیست و چهار قسمت حاوی مسائل مختلف علمی مانند علم فلاحت و معماری و کشتی سازی و غیره. دیگر مجموعه منشآت که طبع شده است و چند کتاب و رساله دیگر

یکی دیگر از نویسندگان مشهور قرن هفتم قاضی ناصرالدین بیضاوی دانشمند بزرگ آن قرن است. وی کتاب نظام التواریخ خود را به سال 674 تألیف کرده و بعد از آن مطالبی تا حدود سال 694 بر آن افزوده است. این کتاب شامل خلاصه ای از تاریخ عمومی از ابتدای خلقت است

دیگر از نویسندگان این روزگار ناصرالدین منتجب الدین یزدی منشی قراختائیان کرمان مؤلف سمط العلی للحضره العلیا در تاریخ قراختائیان است که نویسنده آنرا به تقلید از کتاب عقدالعلی للموقف الاعلی که نثری مصنوع دارد به سال 716 نوشته است

دیگر هندوشاه بن سنجر نخجوانی نویسنده کتاب تجارب السلف است که به نثری ساده و روان و فصیح به سال 724 در تاریخ وزراء نوشته شده است

دیگر شرف الدین فضل الله حسینی قزوینی (م. 740) ادیب و شاعر و نویسنده معروف است که کتاب او به نام المعجم فی آثار ملوک العجم از نمونه ‏های مشهور نثر مصنوع فارسی است که در تاریخ ایران قدیم نوشته شده لیکن هیچ ارزش تاریخی ندارد

دیگر از مورخان معروف اوایل قرن هشتم حمدالله مستوفی قزوینی صاحب کتاب مشهور تاریخ گزیده و کتاب نزهه القلوب است که اولی در تاریخ و ثانوی در جغرافیاست و هر دو نثری ساده و روان دارد. از نویسندگان متصوف این عهد از همه مشهورتر نخست شیخ نجم الدین ابوبکر عبدالله بن محمد رازی (م.665) از مشاهیر متصوفه قرن هفتم است. کتاب مشهور او مرصاد العباد است که نثری بلیغ دارد

دیگر جلال الدین محمد مولوی بلخی است که نام او را باز خواهیم آورد. این صوفی بزرگ نیکو سخن در نثر نیز مانند شعر خود جویای سادگی و صراحت و بیان مقاصد در مباحث مفصلی است که در پیش می‏گیرد و با ایراد امثال و اخبار و احادیث و آیات به تصریح و تعریض به نیکی از عهده آنها بر می‏آید. مولوی از آرایش کلام بیزار بود و می‏گفت «سخن را چون بسیار آرایش می‏کنند فراموش می‏شود»، از آثار منثور او کتاب فیه‏مافیه، مجالس، مکتوباتست

دیگر شمس الدین احمد افلاکی صاحب کتاب مناقب العارفین است که آنرا در اواسط قرن هشتم به پایان رسانیده و اطلاعات ذی‏قیمیتی راجع به مولوی و خاندان او در آن آورده است

از نویسندگانی که در قرن هفتم و هشتم به نوشتن کتبی در مسائل علمی به زبان فارسی مبادرت کرده ‏اند نخست خواجه نصیرالدین محمد بن محمد بن حسن طوسی(597ـ 672) دانشمند بسیار معروف و بزرگ آغاز قرن هفتم است. از تألیفات مهم او به فارسی یکی اساس الاقتباس در منطق، دیگر معیار الاشعار در علم

عروض و دیگر اخلاق ناصری در حکمت عملی (علم اخلاق) و دیگر اوصاف الاشراق در تصوف است که همه به نثر ساده و روان و مطلوبی نوشته شده است

دیگر افضل الدین محمد بن حسن کاشانی معروف به بابا افضل (م. 707) که نثری بسیار فصیح و ساده دارد. از رسالات مشهور فلسفی اوست: مدارج الکمال، ره انجام نامه، ساز و پیرایه شاهان پرمایه، رساله تفاحه(ترجمه‏ییست از ترجمه عربی کتاب التفاحه منسوب به ارسطو)، عرض نامه، جاودان نامه و غیره. دیگر علامه قطب الدین محمود بن مسعود شیرازی (634ـ 710) شارح معروف کتاب القانون است که در طب و فلسفه و ریاضیات و نجوم براعت داشت. مهمترین اثر فارسی او کتاب درهالتاج است که حکم دائره المعارفی را در علوم فلسفی دارد

تحولات قرن هفتم و هشتم

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله داستان شور آباد اثر جمال زاده با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله داستان شور آباد اثر جمال زاده با word دارای 30 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله داستان شور آباد اثر جمال زاده با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله داستان شور آباد اثر جمال زاده با word

پیشگفتار           
مقدمه              
شورآباد           
عناصر داستان        
فهرست منابع و مأخذ            

پیشگفتار:

دریافت یک سویه ی جمالزاده از ساخت زندگی و میزان تاثیر پذیری اش از گذشته باعث شده تا مجموعه آثار داستانی خلق شده ‍ ، به نوع بستر تبدیل گرد. یعنی بر این اساس خواننده توانایی تصمیم گیری درباره ی صحت پدیده ها را ندارد و هر آنچه را وی می‌گوید باید بپذیرید

جمالزاده به منظور دست یافتن بر آموزه ها و آزاد خود داستان را خدا مضمون کرده است

او با توجه به توانمندی بالا در خلق آثار برتر و نگاه موشکافانه و جستجوگر در غالب موارد حاضر شده پیکر و زیر ساخت داستانهایش را متزلزل کند اما مضمون و دور نمایی داستانها ، آنگونه که می‌خواهد مطرح گردد. او به راحتی همه چیز را در اختیار خواننده قرار می‌دهد و از این که مبادا مطلبی دست نخورده باقی بماند به اطناب روی می‌آورد

حرکت جمالزاده در هنگام توصیف مضامین و پدیده های طبیعت از کل به جز بوده است

جمالزاده در داستانهای اولیه ی خود در صدد توصیف و بررسی مسائل عمده و بنیادین هستی چون مرگ ، زندگی ، راه سعادتمندی و ;;. بوده است و پس از گذشت زمان برای ایجاد تنوع و ظاهرا دگر  اندیشی به مباحث جزئی تر پرداخته است

مقدمه :

موضوعی را که من انتخاب کرده ام در مورد روستایی به نام شور آباد واقع در کنار کویر لوت می‌‌باشد و وصف مردمانی که از هر گونه امکانات شهری و حتی وسایل و ملزومات اولیه زندگی بدور می‌باشند. کسانی که زندگی خود را  به سختی می‌گذرانند و از هر چه که طبیعت در اختیار آنها قرار می‌دهد استفاده می‌کنند درست مانند انسانهای اولیه

این دهکده سیصد فرسنگ در دویست فرسنگ مساحت دارد و در یک جای دور و پرت و پلایی قرار دارد که در گذشته کمتر کسی حتی اسم آن راشنیده بود

جمعیتی به اسم (کلید داران سعادت ملی ) سه نفر از کارکنان خود را به آن ده و ده هایی دیگر فرستادند تا اهالی آن دهکده ها را با سواد و رفاه آنان را تامین کنند

وقتی که آنها به دهکده ی شور آباد وارد می‌شوند و وضعیت ساکنین آن را مشاهده می‌کنند تصمیم می‌گیرند که به آنها کمک کنند و برای این منظور چند جلسه تشکیل می‌دهند و با یکدیگر مشورت می‌کنند تا یک راه حل درست را پیدا کنند و وقتی به نتیجه رسیدند به خاطر خوابی که یک زن باردار دیده بود و تعبیر شخصی که اهالی ده از هر نظر به او ایمان داشتند معلوم شد که این سه نفر به خواب آن زن که می‌گفت سه افعی سیاه شاخدار از شکمش بیرون آمدند ربط دارند و به همین خاطر با چوب و چماق آنها را از  خوب این هم یک نوع تمدن قار نشینی با کمی‌ پیشرفت است

وقتی که این سه نفر به تهران برای ارائه ی گزارش خود برگشتند دیدند که وضع عوض شده و یک دولت دیگر بر سر کار است

شور آباد

بزرگان قوم و سران ملت ،‌رواج فرهنگ را بهترین وسیله ی ترقی و رستگاری تشخیص داده جمعیتی به اسم « کلید داران سعادت ملی » برای پیشرفت این مقصود مقدس و آرمان شریف تشکیل دادند که در ایالات و ولایات در خارجه شعبه های معتبر و مراکز مجهز و اداره ی حسابداری و کارشناس آمار و شعبه ی بازرسی و حساب مخصوص در بانک دارد و مامورین ورزیده و با اطلاع و با ایمان به اطراف و اکناف مملکت می‌فرستد که مردم را با مرام جمعیت آشنا ساخته و وسایل بسط فرهنگ و تامین سعادتمندی و رفاه هموطنان عزیز را فراهم آورند

از جمله دکتر مسعود زمین نیا و میرزا عبدالجواد غمخوار و میرزا منصور پور جناب سیاق الوزرا را مامور کرده اندکه به یک عده از دهات جنوب شرقی و از آن جمله دهکده ی شور آباد رفته مطالعات لازمه را به قصد با سواد ساختن اهالی و تامین رفاه ساکنین به عمل آورند و نتیجه را به مرکز گزارش بدهند و ورقه های آمار و پرسشنامه های چاپی را که از طرف شعبه ی مرکزی به آنها داده شده پر کنند و ضمنا با اعتبار مالی معینی که در اختیار دارند و وسایل اولیه ی انجام منظور را که همانا با سوادساختن (مبارزه ی انا لفا بتیسم ) خود شان راسا در محل بود بیاورند

دکتر زمین نیا در دانشگاهی از دانشگاه های لا تعد و لا تحصای بی نام و نشان آمریکا تحصیل علم

 « اگر کال چرا ل پدا گوجی » کرده است ولی از لحاظ کشاورزی و کشاورزان ، می‌گویند شاگرد اول بوده است و اگر علاقه ی وافرش بر ایران و هموطنان نبوده می‌توانست همانجا بماند و در همان دانشگاه معظم استاد باشد و حقوق سرشار بگیرد و از مزایای بسیار برخوردار باشد به ایران آمده است و کارش هم بد نگرفته است و همه جا در کار های زراعتی و فرهنگی و غیر زراعتی و فرهنگی و مشیر و مشار است به طوری که دیگر مدتی است فیلش کمتر به یاد هندوستان می‌افتد و نسبتا از بعضی هارت و هورت ها افتاده است و مثل بچه ی آدم بر ادای وظایف شغلی مشغول است

آقای غمخوار هم تحصیل کرده و مرد با اطلاع و با فضلی است که دانشنامه اش از مدارس خودمانی است و هشت سال است که لیسانسه شده و در  پی تهیه تز دکترای خود است

پور جناب (سیاق الوزراء) سنش از آن دو نفر بیشتر و در حقیقت بر آنها در این ماموریت ریاستی دارد

ته‌ریشی دارد و هنوز درست به یقه و کراوات عادت نکرده است وزیر شلوارش بند دارد و گاهی اتفاق افتاده که با گیوه به اداره آمده است . از اعضای قدیمی‌ وزارت دارایی است وهنوز هم بر حسب عادت به جای وزارت دارای مالیه می‌گوید و به قول خودش ریش را در آنجا سفید کرده و در آنجا قوز در آورده است و چنان میخ خود را در وزارتخانه ی متبوعه محکم کوبیده است که اگر صد دولت بیاید و برود و حکومت هزار رنگ بگیرد او به قول خودش « ریگ ته رودخانه » است و محال است کمترین تزلزلی در ارکان ماهیت کار و شغل او رخ بدهد

خط فارسی را بیشترین می‌نویسد و مدعی است که برای جوان های بی سواد و بی خط و ربط امروزه کتابی به اسم « توسل نو »[1] تالیف کرده که با اوضاع و احوال این دوره مناسب است

اما دهکده ی شور آباد یکی از چهل و دو سه هزار دهکده ی ایران است و مانند بسیاری از آنان در بر بیابان و در جای دور و پرت و پلایی در کنار کویر لوت یعنی اقیانوس خشکیده ای که سیصد فرسنگ در دویست فرسنگ مساحت دارد افتاده که از ساکنین بسیار معدودش گذشته، کمتر کسی اسم آن را شنیده است و حتی مانند بسیاری از دهات دیگر صفحه ی پهناور ایران اسمش در نقشه ی جغرافیایی دیده نمی‌ شود

در صفحات جنوب شرقی ، آن طرف های کرمان و مکرانه جایی افتاده است که پرنده پر نمی‌ زند

اطرافش را از سه طرف صحرای بر هوت و بیابان در ندشت خشک و سوزان گرفته و تنها از یک سمت به کوهستان عریان و سوخته ای تکیه دارد

ساکنان شور آباد عبارتند از هشت نه خانوار که معلوم نیست اصلا در آنجا چطور زندگی می‌کنند چطور زنده اند و چرا زنده اند و برای چه می‌خواهند زنده بمانند . اسم شاه و پیغمبر و امامی‌ به گوششان رسیده است. از دین و آیین تنها روزه گرفتن و روضه خواندن و سینه زدن را می‌دانند آن هم بر تقدیر اینکه بدانند رمضان کی می‌رسد و محرم کی شروع می‌شود . از زبان فارسی بیشتر از چند کلمه حرف معمولی نمی‌ دانند و سرشان نمی‌ شود

چنین دهکده ی چنان که خواهیم دید اسما تعلق دارد به یک نفر مالکی که هیچ معلوم نیست از چه تاریخی و به چه عنوانی مالک و  ارباب این ده شده است . خودش ساکن دهکده ای از دهات فارس به اسم عجیب ترکی « کتکه کندی »1که معنی آن « دهکده ی گوساله » است و پایش هرگز به شور آباد نرسیده است و همین قدر اسنت که هر چند سالی یکبار آدمک تند اسب سوار گرد آلودی مانند اجل معلق و بلای ناگهانی از سینه ی بیابان وارد می‌شود و از زور تشنگی یک کوزه آب را لا جرعه در حلق خالی می‌کند و هارت و هورت راه می‌اندازد و از چوب و فلکه و حبس و توقیف و کشتنش و آویختن سخنانی می‌راند و از کدخدای عور و مردم هاج و واج گرسنه ،‌مطالبه ی نقدو جنس می‌کند و خودش خوب می‌داند که اهالی این دهکده نم پس نمی‌ دهند و حتی رمق ادامه ی حیات عادی خود را هم ندارند ، سوار اسبش می‌شود و راه صحرا را پیش می‌گیرد و در بیابان ناپدید می‌شود

رفقای سه گانه با یک قاطر باروبنه وارد این دهکده شدند . 2دهاتی ها خیال کردند خواب می‌بینند . هرگز احدی به سراغ آنها نیامده بود و حتی پیر ترین آنها در طی عمر (از همان مباشر کذایی گذشته ) سه چهار بار بیش تر چشمشان به آدم بیگانه نیفتاده بود . همه حیرت زده از دخمه ها و زاغه ها و بیغوله ها و کپر ها بیرون ریختند . به منزله ی آدم هایی که آفتاب  چشمهایشان را خیره کرده باشد بنای نگا کردن به آن سه نفر آدمی‌زاد را گذاشتند و آدمهایی که در این ده زندگی می‌کردند از زور لاغری و بی رمقی بیشتر شبیه مرده های متحرکی بودند که هنوز گوشت و پوستشان متلاشی نشده باشند

اهالی ده به صدای آهسته و بیمناک از همدیگر می‌پرسیدند که اینها کیستند و از کجا می‌رسند و چرا آمده اند و برای چه اینجا پیاده می‌شوند . فکر می‌کردند لا بد راهشان را گم کرده اند و آمده اند راهشان را از ما بپرسند . صدای پور جناب بلند شد «کدخدا ، کدخدا » پیرمرد در هم شکسته و دراز قد و نیم کوری با ریش  فلفل نمکی در هم ریخته ای تعظیم کنان پیش آمد و با صدای خفه سلام داد

پور جناب جواب سلامش را داده پرسید چرا نزدیک نمی‌ آیی ؟

دو قدمی‌ نزدیکتر شد

–         باز هم نزدیکتر ، اسمت چیست ؟

–         غلام شما عبدالله

–         تاج سرما . کربلایی عبدالله مگر اسم این ده « شور آباد » نیست ؟

–         قربان ،شور آباد همین جاست

بعد پور جناب خواست که قاطر ها را به طویله ببرند و آنها را تیمار کنند ولی کد خدا گفت که ما اینجا طویله ای نداریم چون اصلا حیوانی نداریم . سپس گفت  قاطرها را در سایه ای ببرند و مقداری کاه و یونجه جلو آنها بریزند که کدخدا گفت کاه و یونجه دیگر چیست؟ قربان ما کاه و یونجه مان کجا بود؟

–         چیزی نداریم . می‌سپاریم علف خشک بریزند جلوشان

حتی خانه ای هم نداشتند که این سه نفر شب را در آنجا سپری کنند و در روز از شر آفتاب سوزان کویر در امان باشند. اهالی این ده حتی غذای خودشان را با زحمت تهیه می‌کردند و به گفته ی خودشان ملخ را می‌گیرند و نمک می‌زنند و می‌خورند و اگر هسته ی خرما هم پیدا شود با دانه ی کنار آرد می‌کنند و خمی‌ر می‌کنند و می‌خورند. و لای سنگ های کوه هم علف هایی پیدا می‌شوند که قابل خوردن است

پور جناب : مگر گوسفند و گاو و مرغ و خروس ندارید؟

–         نه که نداریم . از کجا خوراکشان را بدهیم ،چند تایی مرغ و خروس داریم که مثل خودمان بی‌دانه زنده اند . تا از گرسنگی و یا از شپشک پا به مرگ نباشند سرشان را نمی‌ بریم

–         گاهی هم موش صحرایی به تله می‌افتد بچه مچه ها می‌خورند

–         مگر موش حرام نیست ؟

–         حرام و حلال ندارد ، برای آدم گرسنه ،‌گوشت میته هم حلال می‌شود

–         اینکه زندگی نشد پس از چه زنده اید ؟،

–         والله این دور و ور نمک زیاد است ، جمع می‌کنیم و سالی دو سه بار پیله ور ها و دوره گردها با قاطر می‌آیندد و با قدری آرد ، ذرت و نان خشک و گونی و کرباس عوض می‌کنند

لا اله الا الله . آمدیم و چیزی برای خوردن پیدا نکردید آن وقت چه می‌کنید ؟

–         شکر خدا را

–         همین ؟

–          بله دیگر . خیلی که زور آورد می‌افتیم و ‌می‌ریم . صدقه ی سر شما . بسته به تقدیر الهی است

–         الله اکبر . مگر این ده صاحب ندارد؟

–         چرا دارد

–         مال کیست . اسمش چیست،؟

–         غضنفر الا یا له . آن طرف های شیراز می‌نشیند

–         چرا ملکش را آباد نمی‌ کند،؟

–         به اینش نمی‌ ارزد

–         لابد دو قورت و نیمش باقی است و راحتتان نمی‌ گذارد

–         نه خدا عمرش بدهد کاری به کارمان ندارد دلش خوش است که ارباب است و ملک دارد

موذی نیست ، خدا سایه اش را از سرمان کم نکند

–         از قراری که می‌بینم آفتاب نشینید و کشت و زراعتی ندارید

–         نه خدا پدرت را بیامرزد . آفتاب نشینی یعنی چه ، تو سینه ی آفتاب نشستن همان و دیوانه شدن همان

–         پس بهتر است بگوییم زنده به گورید

–         هر طور که دلتان می‌خواهد ، مختارید اختیار ما به دست شماست ، ما غلام و چاکر شما هستیم . یک ربع بعد ، در سایه ی خشتی نیم خرابه ای رفقا روی گلیم و مفرش خودشان نشسته مشغول خوردن خوراکی بودند که یدالله خان از خورجین در آورده و روی بقچه ای از قلمکار چیده بود

1- نام کتاب پو جناب سیاق الوزرا

1- اسم این دهکده سابقا « ارزگان لر » بوده است

2- منظور از سه رفیق ،دکتر مسعود زمین نیا و میرزا عبدالجواد غمخوار و میرزا منصور پور جناب سیاق الوزرا است

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله مشخص نمودن نقش و محیط روزگار فردوسی با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله مشخص نمودن نقش و محیط روزگار فردوسی با word دارای 20 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله مشخص نمودن نقش و محیط روزگار فردوسی با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله مشخص نمودن نقش و محیط روزگار فردوسی با word

چکیده  
واژگان کلیدی  
مقدمه  
بیان مسأله  
اهمیت موضوع تحقیق  
روش تحقیق  
اهداف تحقیق  
کاربرد تحقیق  
فرضیه‌ها  
محدودیت‌های‌تحقیق  
پیشینه‌ی تحقیق  
نتیجه‌گیری  
منابع و مآخذ  
پیشنهادها  

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله مشخص نمودن نقش و محیط روزگار فردوسی با word

1- آبادی باویل، محمد، آیینها در شاهنامه فردوسی، انتشارات کمیته استادان

2-آذر گشسب، اردشیر، آیین برگزاری جشنهای ایران باستان

3- اسلامی ندوشن، محمدعلی، 1349، زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه، چاپ دوم، تهران: انتشارات ابن سینا

4- اوشیدری، جهانگیر، 1371، دانشنامه مزدیسنا (واژه نامه توضیحی آیین زردشت)

5- بیرونی، ابوریحان، 1321، آثار الباقیه، نشر خیام

6- پرهام، باقر، 1373، مبانی نقد و خرد سیاسی در ایران، تهران: نشر مرکز

7- ترابی، محمد،1382، نگاهی به تاریخ و ادبیات ایران از روزگار پیش از اسلام تا اوایل قرن هفتم، تهران: انتشارات ققنوس

8- جوانشیر، ف.م، 1359، حماسه داد، چاپ اول، انتشارات حزب توده‌ایران

9- حریری، ناصر، 1369، زن و تراژدی، چاپ دوم، کتابسرای بابل

10- حمیدیان، سعید، 1372، درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی، چاپ اول، تهران: انتشارات مرکز

11- حکیمی تبار، محمود، 1369، جهان بینی و حکمت فردوسی؛ نشر فرهنگ اسلامی

12- خیام، عمر، 1357، نوروزنامه، انتشارات طهوری

13- دهباشی، علی، 1370، فردوسی و شاهنامه، چاپ اول، انتشارات مدیر

14- دوستخواه، جلیل، 1380، حماسه ایران (یادمانی از فراسوی هزاره‌ها)، تهران: نشر آگاه

15- رنجبر، احمد، 1363، جاذبه‌های فکری فردوسی، چاپ اول، تهران: انتشارات امیرکبیر

16- راوندی، مرتضی، 1354، تاریخ اجتماعی ایران، چاپ چهارم، تهران: انتشارات امیرکبیر،ج1

17- رضا، فضل الله، 1353، پژوهشی در اندیشه‌های فردوسی، انتشارات علمی و فرهنگی، ج1

18- روح الامینی، محمود، 1357، نمودهای فرهنگی و اجتماعی در ادبیات فارسی، چاپ اول، نشر آگاه

19- ریاحی، محمد امین، 1376، فردوسی (زندگی، اندیشه و شعراو)، چاپ دوم، تهران: انتشارات طرح نو

20- ـــــــــــــ ، 1369، بیست و یک گفتار درباره شاهنامه فردوسی، انتشارات نوید شیراز

21- رستگار فسایی، منصور، 1381، فردوسی وهویت شناسی ایران، تهران: انتشارات طرح نو

22- زرین کوب، عبدالحسین، 1375، از گذشته ادبی ایران، چاپ اول، انتشارات بین المللی الهدی

23- سرامی، قدمعلی، 1373، از رنگ گل تا رنج خار، چاپ اول، انتشارات علمی و فرهنگی

24- شوقی، عباس، 1350، فردوسی پاکزاد، مؤسسه مطبوعاتی

25-صفا، ذبیح الله، 1333، حماسه سرایی در ایران، چاپ دوم، تهران: مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر

26-  ــــــــــــــــــــ  ، 1371، تاریخ و ادبیات در ایران، چاپ دوازدهم، تهران: انتشارات فردوس

27-  ـــــــــــــــــــ     ، 1332، تاریخ و ادبیات در ایران، تهران: انتشارات انیرکبیر، ج1

28- عبادیان، محمود، 1369، فردوسی و سنت و نوآوری در حماسه سرایی، انتشارات گهر

29- علوی، هدایت، 1372، زن در ایران باستان، چاپ اول، تهران: انتشارات هیرمند

30- فردوسی، ابولقاسم، 1381، شاهنامه فردوسی، به کوشش سعید حمیدیان، تهران: نشر قطره

31- ــــــــــــــــــــــ ،1380، شاهنامه فردوسی، به کوشش جلال خالقی مطلق، نشر هیرمند

32- قلی، علیرضا، 1370، جامعه شناسی خود کامگی، چاپ اول، تهران: نشرنی

33- کریستن سن، آرتور، 1378، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، چاپ اول، تهران: انتشارات صدای معاصر

34- کرازی، میرجلال، 1379، نامه باستان، تهران: انتشارات سمت، ج1

35- ــــــــــــــــــــــــــــ   ، 1384، نامه باستان، تهران: انتشارات سمت،ج7

36- ـــــــــــــــــــــــــــ ، 1379، نامه باستان، تهران: انتشارات سمت، ج6

37- کوسا کوبه، کازوکو، 1382، داستان گنجی و شاهنامه، تهران: نشرنی

38- کورجی کویاجی، جهانگیر، 1371، پژوهشهایی در شاهنامه، ویرایش جلیل دوستخواه، چاپ اول، انتشارات زنده رود

39- کیا، خجسته، 1371،سخنان سزاوار زنان در شاهنامه فردوسی، تهران: نشر فاخته

40-گیرشمن، رومن، 1372، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه دکتر محمد معین، چاپ دهم، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی

41- میرباقری فرد ودیگران، علی اصغر، 1381، تاریخ ادبیات ایران، چاپ اول، تهران: انتشارات سمت، ج1

42- معصومی دهقی، احمدرضا، 1382، زناشویی در شاهنامه، چاپ اول، اصفهان: انتشارات نقش خورشید

43- مصاحب، شمس الملوک، 1348، زن در شاهنامه، مجله‌ی وحید، ج6

44- مهر، دکتر فرهنگ، 1375، دیدی نو از دینی کهن(فلسفه زردشت)، چاپ دوم، تهران: انتشارات‌ جام

 45- مهذب، زهرا، 1374، زنان در شاهنامه، انتشارات قبله

 46- ماسه، هانری، 1350، فردوسی و حماسه ملی، ترجمه مهدی روشن ضمیر، انتشارات کمیته استادان

 47- مسکوب، شاهرخ، 1357، سوگ سیاوش (در مرگ رستاخیز)، چاپ پنجم، انتشارات خوارزمی

48- مختاری، محمد، 1368، حماسه در رمز و راز ملی، چاپ اول، نشر قطره

 49- محمودخان شیرازی، حافظ، 1369، در شناخت فردوسی، ترجمه شاهد چوهدری، چاپ اول، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی(شرکت سهامی)

50-ــــــــــــــــــــــــ ، 1374، در شناخت فردوسی، ترجمه شاهد چوهدری، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی

51- میر انصاری، 1375، مجموعه مقالات فروغی، انتشارات طهوری

52- مداینی، مهدی، 2527، شاهنامه فردوسی و شکوه پهلوانی، تهران: انتشارات سروش

53- محجوب، محمدجعفر، 1371، آفرین فردوسی،چاپ اول، انتشارات مروارید

54- محبتی، مهدی، 1381، پهلوانان در بن بست، چاپ اول، انتشارات سخن

55- نولوکه، تئودور، 1372، حماسه ملی ایران، ترجمه بزرگ علوی، چاپ دوم، تهران: نشر سپهر

56- وزیری، عبدالله، 1370، زال زر، چاپ اول، انتشارات وزیری

57- وزیری، سعید، 1387، فردوسی و شاهنامه از نکاه دیگر، چاپ اول، تهران: نشر دیگر

58- همایونفرخ، رکن الدین، 1377، شاهنامه و فردوسی، انتشارات اساملیر، ج1 ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، 1377، شاهنامه فردوسی، انتشارات اساملیر، ج2

59- یوگنی، ادواردویج برتلس، 1374، تاریخ ادبیات فارسی (از دوران فردوسی تا پایان عهد  سلجوقی)، ترجمه سیروس ایزدی، تهران: انتشارات هیرمند

60-یغمایی، حبیب، 1351، مقالات فردوسی درباره‌ی شاهنامه فردوسی، انتشارات انجمن آثار ملی

 مقاله‌ها و مجله‌ها

61- آقا حسینی، حسین، بررسی اندیشه‌های اجتماعی در شعر فارسی در قرنهای چهارم و پنجم هجری، حوزه معاونت پژوهشی دانشگاه اصفهان، 1383، طرح شماره

62- بیگدلی، احمد، زن در آیینه حکمت شاهنامه، نشریه چشم انداز ایران، سال اول، آذر و دی ماه 1378، شماره

63- پیامنی، بهناز، فراز و فرود شخصیت زن در شاهنامه، کیهان فرهنگی، تیرماه 1379، شماره

64- محمدی، احمد، سیمای زن در ادب حماسی و اساطیری، فرهنگ و زندگی، 1354، شماره 19 و20

65- مجموعه مقالات سخنرانی‌های نخستین دوره جلسات، 1350

66- واردی، زرّین، بررسی ساختار اسطوره‌ای در داستان سام نامه، نشریه‌های علمی- پژوهشی، پژوهشنامه زبان و ادب فارسی (گوهر گویا)، سال چهارم، تابستان 1389، شماره دوم، پیاپی 14

پایان نامه‌ها

67- حاتمی، سعید، 1384، سیمای جامعه در شعر سنایی، پایان نامه دکتری دانشگاه اصفهان

68- کرمی، آزاده، 1387، تحلیل و بررسی آئین کشورداری در شاهنامه، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان

مقدمه

ادبیات آیینه اجتماع است. این سخن به این معنی است که واقعیات و تحولات فرهنگی و اجتماعی به صورت نماها و بازتابها می‌تواند سیمای دقیق و جامعی از تحولات اجتماعی هر دوره از تاریخ را نشان دهد. (حاتمی، 1384،ص 1). جامعه شناسان تعاریف مختلفی از جامعه ارائه نموده‌اند یکی از تعاریف که ساده به نظر می‌رسد چنین است :جمعی سازمان یافته متشکل از افرادی که در سرزمینی مشترک زندگی می‌کنند، به صورت گروهی با یکدیگر در جهت ارضاء نیازهای اجتماعی همکاری دارند، فرهنگی مشترک دارند و هر گروه به صورت واحد اجتماعی متمایزی به کار می‌پردازند.(آقاحسینی،1383 .1) . ادبیات با جامعه و به طور کلی اجتماع رابطه‌ی تنگاتنگی دارد و هر شاعر و نویسنده‌ای تحت تأثیر جامعه و محیط زمان خود دست به آثاری می‌زند که تمام اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن دوره را بازگو می‌کند به همین دلیل ادبیات هر دوره به آیینه‌ای تبدیل می‌شود که اوضاع و احوال جامعه و ابعاد مختلف فرهنگ آن را نشان می‌دهد. بیشتر محققان و مورخان جهان در این جهت اتفاق نظر دارند که بخشی از پیشرفتهای فرهنگ و تمدن بشری مدیون فرهنگ و تمدن ایران بوده است و در حقیقت شاعران ایران زمین سهم قابل توجهی در پیشرفت بشریت داشته‌اند. هر اندیشه در قالب و چارچوب و شرایط زمانی و مکانی خاصی تولید می‌شود. اندیشه و افکار متفکران، ریشه در آراء و اندیشه‌های پیش از آنان دارد اینکه هر شاعری در ظرف زمانی و مکانی خاصی زندگی کرده و از شرایط اجتماعی و سیاسی زمان خود تأثیر پذیرفته است. درک زمینه و زیربنای اندیشگی شاهنامه، که عامل وحدت بخشنده به داستانهای گوناگون آن است بدون شناخت سهم و تأثیر اندیشه اجتماعی در پرداخت این اثر عظیم ممکن نیست. ابوالقاسم فردوسی از ستارگان آسمان ادب ایران است که از گذشته‌های دور با کتاب گرانقدر خود «شاهنامه» در میان مردم شهرت و محبوبیت یافته است، سرگذشت وی با تمام اهمیتی که در ادب و فرهنگ ایران دارد چندان روشن نیست، درباره‌ی سال تولد و وفات  فردوسی اطلاعات دقیق و موثقی در دست نیست آنچه درباره‌ی او می‌دانیم این است که در یکی از سالهای 329 یا 330 هـ.ق. در روستای باژ «پاز کنونی» واقع در منطقه‌ی توس به دنیا آمد، او از خاندان دهقانان و از ایرانیان اصیل عصر خویش بوده، دهقانان طبقه‌ای صاحب مقام و دارای املاک و اموال بودند و می‌توانستند از راه درآمد ملک خود زندگی نسبتاً راحتی داشته باشند. خاندانهای دهقانان کوشش بسیاری داشته‌اند تا نسلها و مآثر نژادی خود را در برابر ارزشهای جدیدی که اسلام به محیط زندگی ایشان آورده بود حفظ کنند. فردوسی چهل سال بیشتر نداشت که دقیقی شاعر حماسه پرداز و هم ولایتی او که نظم روایات ملی ایران را از چند سال پیش آغاز کرده بود در سن جوانی به دست غلامش کشته شد و بعد از آن بود که حکیم توانا فردوسی بر آن شد تا کار ناتمام او را دنبال کند. فردوسی کار به نظم کشیدن شاهنامه را در حدود سال 370 هـ.ق. آغاز کرد و حدود سی سال در این راه رنج کشید. او در پایان کار (در حالی که آخر عمر احساس نیازمندی مالی داشته، و نیز به سبب آوازه‌ی تبلیغات محمود که به توس رسیده است، و فردوسی آواز این دهل را از دور شنیده) به این فکر افتاده است که اثر خود را به نام محمود کند، تا هم از این راه آسایشی در زندگی آخر عمر بیابد و هم نشر کتابش با توفیق بیشتر همراه باشد و از گزند حوادث در امان بماند. وقتی که فردوسی شاهنامه را نزد محمود فرستاد یا به احتمالی خود به غزنین برد، محمود رفتاری که شایسته‌ی رنج عظیم فردوسی باشد با او نکرد بلکه با سردی و بی‌اعتنایی خویش خاطر او را آزرد. فردوسی خود از حاسدانی که در نزد شاه او را تباه کردند به صراحت سخن گفته است. بی‌گمان شیعی بودن فردوسی و گرایش او به اعتزال نیز از عوامل این محرومیت بوده است. فردوسی پس از این حرمان، عمر درازی نیافته و زندگی را بدرود گفته است. او مردی شیعه مذهب بود و دلبستگی‌اش به میراث قومی و فرهنگی ایران کهن از ارادات خالصانه‌ی او به خاندان پیامبر(ص) و تعظیم تشیع نشد. از نظر موضع اجتماعی فردوسی تنها فرد سیاسی- ادبی تاریخ فرهنگ ایران است که از طبقه دهقانان و اعیان ایران برخاسته و همه ثروت خود را در راه این مبارزه صرف کرده است. هم سرمایه مالی و هم سرمایه علمی و هم عمر خود را در این راه نهاد و تا آخرین لحظات زندگی مبارزه خویش را ادامه داده شاید از این جهت نیز فردوسی در میان اهل قلم ایران نمونه باشد. (قلی،1370 .33). شاهنامه آیینه تمام نمای افکار و اندیشه‌ها و اعتقادات و روحیات و عواطف و احساسات فردوسی است، به عبارت دیگر فردوسی نبوغ نژادی خویش را در این اثر نفیس در نهایت دقت و صحت منعکس ساخته است و همینطور از صاف‌ترین و پاک‌ترین سرچشمه‌های احساسات ملّی و میهنی به حساب می‌آید و در عین حال خواننده را به آداب و رسوم و مواعظ و حکم و معتقدات دینی و داستانهای اجتماعی ایرانیان باستان آشنا می‌کند. (میرانصاری، 1375 . 27) یکی از علل توفیق شاهنامه را علاوه بر محتویات آن که همه عبرت و حکمت و آزادگی و آزاداندیشی است، باید ایمان پاک و اخلاقی و صمیمیت و علاقه‌ی سراینده‌ی آن دانست که با اعتقاد و از روی صفای باطن در راه نظام شاهنامه قدم گذاشت و زندگی و ثروت موروثی خود را صرف این کار کرده است. محتویات شاهنامه عمدتاً وقایع و رویدادهایی است که اندیشه و معانی اجتماعی و اخلاقی را ترویج می‌کند. آنچه که در اینجا دارای اهمیت است درستی یا نادرستی و ارزش تاریخی مطالب نیست بلکه پدید آمدن اثری است با آب و رنگ تاریخی که یادآورد گذشته ملتی ریشه‌دار ودیرپایی است که همچون رشته‌ای است استوار که حال و آینده‌ی این ملت را با گذشته او پیوند می‌دهد. آنچه بیشتر از هر چیز دیگر فردوسی را علاقه‌مند به نوشتن شاهنامه می‌کند مظلومیت انسانهایی است که مورد ظلم قرار گرفته‌اند و این گروه از طبقه‌ی دهقانان و کارگران و کاسبان جامعه هستندبنابراین فردوسی عدالت جامعه را می‌خواهد. تحقق عدالت اجتماعی به صورت نسبی به هوش، خلاقیت، خستگی ناپذیری، حس مسئولیت، اشتراک مساعی، ادبیات سیاسی گسترده و سطح بالای معلومات ملی و ساختار اقتصادی پیشرفته و متنوع نیاز دارد و امکان تحمیل آن به یک فرهنگ سراسر جهل و خصومت و خشونت وجود ندارد، نکته‌ی دیگر اینکه امر تأمین حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چیزی نیست که از بالا تضمین و قابل گسترش باشد کسانی که بالا هستند یعنی حاکمان، کسانی هستند که دیروز پایین بوده‌اند و الگوی فکری و رفتاری خود را از پایین یعنی پیکره‌ی اجتماع گرفته‌اند. تضمین اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی عدالت اجتماعی در پیکره‌ی جامعه به نسبت از تضمین‌های کافی به نظر می‌رسد.(قلی 1370 183). فردوسی به خوبی دریافته بود که سرنوشت ملتها و بقا و فنای آنها در میدانهای جنگ تعیین نمی‌شود بلکه زوال هر ملت به ترک آداب و سنن آیین شعائر ملی بسته است از آن رو قد مردانگی برافراشت و آن آیین را زنده و جاوید نگاه داشت

بیان مسأله

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله تأملی در افکار و ایده ها و اشعار سه شاعر (نسیم شمال ،لاهوتی و میرزادة عشقی ) با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله تأملی در افکار و ایده ها و اشعار سه شاعر (نسیم شمال ،لاهوتی و میرزادة عشقی ) با word دارای 110 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله تأملی در افکار و ایده ها و اشعار سه شاعر (نسیم شمال ،لاهوتی و میرزادة عشقی ) با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله تأملی در افکار و ایده ها و اشعار سه شاعر (نسیم شمال ،لاهوتی و میرزادة عشقی ) با word

فصل اول

بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر مشروطه و تاثیر آن بر ادبیات

اوضاع سیاسی، اجتماعی ایران قبل از مشروطه

مهاجرت صغری

مهاجرت کبری

افتتاح دار الشوری

سلطنت محمدعلیشاه

فتح تهران و گشایش مجلس دوم

علل پیدایش مشروطه

رهبران وپیشگامان نهضت مشروطه

دین و مشروطه

ادبیات مشروطه

فصل دوم: سید اشرف الدین حسینی

( نسیم شمال )

سید اشرف الدین حسینی( نسیم شمال)

وطن گرایی

1 .ساختارهایی که هم از نظر درونمایه و هم از نظر بیان جدید می باشند

2 ساختارهایی که فقط از نظر درونمایه جدید هستند و از نظر بیان کلاسیک

3ساختارهایی که بخشی از آنها در معنی جدید به کار رفته است

4ساختارهای کلاسیک;

فصل سوم

ابوالقاسم لاهوتی

وطن گرایی

ساختار های ادبی

فصل چهارم

میرزاده عشقی

وطن گرایی

ساختار های ادبی

نتیجه گیری

منابع و مآخذ

بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله تأملی در افکار و ایده ها و اشعار سه شاعر (نسیم شمال ،لاهوتی و میرزادة عشقی ) با word

1      آدمیت،فریدون.اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی.تهران:پیام ،

2      آدمیت،فریدون .اندیشه های طالبوف .تهران :دماوند،

3      آدمیت،فریدون.ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران. تهران :پیام ،

4      آدمیت،فریدون .فکرآزادی و مقدمه نهضت مشروطیت .تهران :سخن ،

5      آجودانی ،ماشاءالله . یامرگ یا تجدد .لندن :فصل کتاب ،

6      آشوری ، داریوش .فرهنگ سیاسی. تهران : مروارید ،

7      آرین پور، یحیی. از صبا تا مینا. ج2 تهران: مرکز نشر کتابهای جیبی،

8      آهنجیده ، اسفندیار . برخورد اندیشه های قانون خواهی با حکومت استبدادی در ایران .اصفهان : مشعل ،

9      اتحادیه، منصوره. پیدایش و تحول احزاب سیاسی مشروطیت. تهران: گستره

10  اسحاق، محمد. سخنوران نامی ایران در تاریخ معاصر. تهران: طلوع،

11  اسلامی ندوشن، محمد علی. روزها. ج1 تهران: یزدان،

12  اسلامی ندوشن، محمد علی. روزها. ج2 تهران: یزدان،

13  براون،  ادوارد. انقلاب مشروطیت ایران. تهران: کویر،

14  برقعی، سید محمد باقر. سخنوران نامی معاصر ایران. تهران: خرم،

15  بهار،‌ملک الشعرا. دیوان. تهران: توس،

16  تریا، انقلاب مشروطیت ایران و ریشه های اجتماعی و اقتصادی آن. تهران: رودکی،

17  حائری،‌سید هادی. کلیات مصور عشقی. تهران: جاویدان،

18  حائری،‌سید هادی. سده میلاد میرزاده عشقی. تهران: نشر مرکز،

19  حائری، عبدالهادی. تشیع و مشروطیت در ایران. تهران: امیر کبیر،

20  حزب جمهوری اسلامی، آزادی و استبداد. نشریه شماره

21  خاتمی، محمد. زمینه های خیزش مشروطیت. تهران: پایا

22  دولت آبادی، یحیی. حیات یحیی. ج2 تهران: فردوس،

23  دهخدا، علی اکبر. لغت نامه. تهران: موسسه دهخدا

24  ذاکر حسین، عبدالرحیم. ادبیات سیاسی ایران در عصر مشروطیت. ج1 تهران: نشر علم،

25  زاوش،م ح. رابطه فراموسونری با صهیونیسم و امپریالیسم.تهران: آینده،

26  زرگری نژاد،‌غلامحسین. رسایل مشروطیت. تهران: کویر،

27  شفیعی کد کنی،‌محمد رضا. ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما. تهران: نی

28  شفیعی کد کنی،‌محمد رضا. ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت. تهران: سخن،

29  شمیم، علی اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: افکار،

30 شیخ الاسلامی، جواد. اسناد محرمانه وزارت خارجه بریتانیا درباره قرارداد 1919 ایران و انگلیس. تهران: کیهان،

31  شیخاوندی، داور. ناسیونالیسم و هویت ایرانی. تهران: باز،

32  صفایی، ابراهیم. رهبران مشروطه. تهران: جاویدان،

33  علی بابایی، داوود. گفته های میرزاده عشقی. تهران: امید فردا،

34  علی بابایی، غلامرضا. فرهنگ سیاسی. تهران: آشیان،

35  کرمانی،ناظم الاسلام. تاریخ بیداری ایرانیان. تهران: امیر کبیر،

36  کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: امیر کبیر،

37  کسروی،احمد. تاریخ هجده ساله آذربایجان. تهران: امیرکبیر،

38  لاهوتی، ابوالقاسم. شرح زندگانی من

39  لاهوتی، ، ابوالقاسم. دیوان. تهران: نوشین

40  لاهوتی، کلیات. به کوشش بهروز مشیری. تهران: توکا،

41  لرد کرزن، ایران و مساله ایران. ترجمه علی جواهر کلام. تهران: ابن سینا،

42  مائوسته دون، جنبش کارگری ایران. تهران: روزبه

43 محمدخان، مهرنور. فکر آزادی در ادبیات مشروطیت ایران. اسلام آباد: مرکز تحقیقات فارسی ایران و تاجیکستان،

44  معاصر، حسن. تاریخ استقرار مشروطیت در ایران. ج1 تهران: ابن سینا

45  مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. ج2 بخش1 تهران: فرانکلین،

46  مکی، حسین. تاریخ بیست ساله ایران. تهران: امیر کبیر،

47  ملک زاده، مهدی. تاریخ مشروطیت ایران. ج1،2،3 تهران: علمی،

48  میر احمدی، مهران. راهبران فکر مشروطه. تهران: درسا،

49  نسیم شمال، کلیات جاودانه. به کوشش حسین یمینی

50  هدایت،‌مخبرالسلطنه. خاطرات و خطرات. تهران: زوار،

51  همایون کاتوزیان، محمد علی. استبداد دموکراسی و نهضت ملی. تهران: مرکز،

52  یاحقی،‌محمد جعفر. چون سبوی تشنه. تهران: جامی،

53  محیط مافی،‌هاشم. مقدمات مشروطیت. تهران: فردوسی

54  یوسفی، غلامحسین. چشمه روشن. تهران: نشر علمی،

55  یونس،‌مروارید.  تهران: اوحدی،

فصل اول

بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر مشروطه و تاثیر آن بر ادبیات

 اوضاع سیاسی، اجتماعی ایران قبل از مشروطه

   از سال 1157  که کریمخان زند در گذشت تا سال 1212که فتحعلیشاه بدرود زندگی گفت پنجاه واند سال بود، در این زمان کم در اروپا تکانهای سختی پیدا شده،و داستانهای تاریخی بیمانندی از شورش فرانسه ،پیدایش ناپلئون و جنگهای پیاپی آن،و جنبش توده ها و پیشرفت فن جنگ، پدید آمدن افزارهای نوین و مانند اینها روی داده ،و در نتیجه آنها دولتهای بزرگ و نیرومندی پیدا شده بود.   کشور ایران از آن تکانها ودگرگونیها بی بهره مانده و نا آگاهانه با شیوه کهن خود بسر میبرد

پادشاهان قاجار  علاوه بر انکه خود کاری نمی کردند به دیگران نیز فرصت خدمت نمی دانند، در زمان محمد شاه ،میرزا ابوالقاسم قائم مقام ،وزیر کاردانی بود ولی محمد شاه او را کشت و جایش را به میرزا آقاسی داد.  در زمان ناصر الدین شاه[2] ،میرزا تقی خان امیر کبیر به اداره  وزیر کاردانی بود که در اداره امور شایستگیهای زیادی از خود نشان داد.ناصر الدین شاه او را کشت وبه جایش میرزا آقا خان نوری را نشاند. توده مردم نیز در ان عصر منشا هیچ اثری نبوده ،وجودشان کالعدم بود  لکن چند اتفاق به ظاهر ساده برای اولین بار در پیشینه سیاسی ایران،پای مردم را نیز به میان کشید  و آحاد مردم را وارد حیاط سیاسی تازه ای ساخت مردمی که از جور وظلم حکام داخلی و تعدی قدرتهای خارجی به تنگ آمده بودند،به یکباره در واقعه تحریم تنباکو وارد میدان سیاست شده ،با نظام حاکم در افتادند. و سرانجام با مبازرات پی در پی  قادر به لغو آن شدند

در سالهای پایانی حکومت ناصرالدین شاه امتیازات زیادی به بیگانگان داده شد که باعث ناخشنودی ملت از حکومت قاجاریان و آغاز مبارزاتی گردید که در نهایت منجر به صدور فرمان مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی گردید

پس از  ناصرالدین شاه در سال 1275 نوبت شاهی به پسرش مظفرالدین[3] رسید.با وجود اینکه این شاه جربزه پدر ش را نداشت و امیدی به نیکی حال ایران به دست وی نمی رفت.اما نسبت به  نابسمانی اوضاع اظهار همدردی و نیکخواهی می نمود، و از ناتوانی کشور و آشفتگی کارها سخن رانده نویدها می دادو مردم نیز که پس از واقعه تنباکو از نزدیک در جریان امور قرار گرفته بودند، از این سخنان خوشدل می گردیدند .پس از رسیدن به حکومت نیز با عزل میرزا علی اصغر خان اتابک (امین السلطان)از صدارت و تأسیس چند مدرسه مدرن به همکاری امین الدوله و برخی اقدامات دیگر ، پادشاهی اصلاح طلب نشان میداد.در بهار سال 1278 امین الدوله از کار برخاست و مجدداٌ امین السلطان صدر اعظم شد و در این زمان بود که اولین وام با سود پنج درصد از روسها گرفته شدو همچنین داستان گمرک وبکار گماردن بلژیکیان مطرح شد.مردم مظفرالدین شاه را ساده دل و ناتوان شناخته و همه بدیها را از میرزا علی اصغر خان اتابک می دانستند.این مرد افزار کارش خوشرویی با مردم و دلجوئی از هواداران خود و پول دادن به ملایان و دیگران  بودو بدین ترتیب کار خود را پیش می برد،ولی سرانجام آن افزار کار کند گشت و کسانی به دشمنی برخاستند که پول نمی گرفتند و فریب نمی خوردند. بالاخره در اواخر شهریور 1282 بود که در اثر نارضایتی مردم اتابک از کار افتاد و عین الدوله  بجای وی نشست

عین الدوله بکار آغاز کرد،و چون در زمان اتابک یکی از نکوهندگان کارهای او بود مردم به او گمان نیک داشتند،اما کم کم بد رفتاری او نسبت به طلبه ها خبث نهادش را آشکار کرد و مردم به چگونگی رفتار عین الدوله و اندازه خود کامگی او پی بردند

مهاجرت صغری

در زمان عین الدوله تصویری از نوز و دیگر بلژیکیان بدست افتاد که درآن زنان و مردان بزمی ساخته اند و هر یکی از مردان رختی از رختهای ایرانیان را برتن کرده،وخود نوز نیز به شیوه ملایان عبا به دوش انداخته.دو سال بعد که این عکس بدست علما افتاد ،بهبهاتی و پیروان او فرصت را غنیمت یافته ،به بدگویی برخاستند و چندین نسخه از روی آن چاپ کرده میان مردم پراکنده گردانیدند. در ظاهر افتادن نوز خواسته می شد اما هدف اصلی عزل عین الدوله بود

در فارس نیز حکومت شاهزاده شعاع السلطنه بر دوش مردم سنگینی می کرد. در مشهد نیز حکومت آصف الدوله به همان میزان ستمگرانه بود، به دستور او عده ای از سربازانش به سمت زائران امام رضا (ع) آتش گشودند[4] و در تهران نیز هفت،هشت تن از تجار ، توسط علاءالدوله ، حاکم این شهر ، به اتهام افزایش قیمت شکر به چوب و فلک بسته شدند. در نتیجه تمامی این مظالم ، خاصه این اقدام آخر شمار عظیمی از تجار در مسجد شاه متحصن شدند و به فاصله کوتاهی ، تعداد زیادی از روحانیون به آنها پیوستند. پس از چند روز تحصن و سخنرانیهای کوبنده سید جمال الدین واعظ اصفهانی و صلاحدید آقایان طباطبائی و بهبهانی قرار بر این شد که همگی در زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم (ع)مجاور شوند. بدین ترتیب روز چهارشنبه شانزدهم شوال 1323 علما تهران به آنجا مهاجرت نمودند، که بعدها به مهاجرت صغری معروف شد. عین الدوله وقتی دید رشته امور از هم گسیخته شده و روز بروز بر تعداد مهاجرین افزوده می شود،بناچار برای آقایان پیغام فرستاد که یکنفر امین از طرف  خودتان بفرستید که شفاهاً با شاه مذاکره نماید،مردم ابتدا برادر آقای طباطبایی را انتخاب کردند ولی وقتی متوجه رابطه نهانی او با عین الدوله شدند،برای سخنان او ارجی قائل نشدند و سرانجام سفیر عثمانی را برای این کار برگزیدند.و درخواستهای خود را چنین نوشتند

1 :نبودن عسگر گاریچی در راه قم

2 :بنای عدالتخانه ای در ایران

3: اجرای قانون اسلام درباره آحاد و افراد بدون ملاحظه از احدی

4:عزل مسیو نوز از ریاست گمرک ومالیه دولت

5:عزل علاءالدوله از حکومت تهران[5]

 کسروی در این باره میگوید:((آگاهی از این پیشامد بروزنامه های اروپا هم رسید و آن را با ستایشی از علماء یاد کردند،ولی آنها عدالتخانه را پارلمان یا مجلس شوری معنی کردند.[6] ))

سرانجام کوچندگان صلاح را در بازگشت دیدند،اما خواهیم دید که به عدالتخانه تنها خرسندی ندادند و آخرین خواست خود را که مجلس میبود آشکار گردانیدند و روز جمعه بیست ودوم دی ماه با شکوه بسیار به شهر بازگشتند

مهاجرت کبری

عین الدوله مرد کم دانشی بود و برای او که در دربار خودکامه بزرگ شده بود گران می افتاد که نام قانون یا دارالشوری را بشنود، این بود که از درون ، نسبت به خواسته های مردم دشمنی می نمود و از بین درخواستها تنها علاءالدوله را از حکومت تهران برداشت و بقیه را به باد فراموشی سپرد

بعد  از آنکه مردم دیدند از طرف دولت خبری نمی شود،گروهی از علما نزد عین الدوله رفتند.آقای طباطبایی به عین الدوله فرمود: ((این عدالتخانه که ما مطالبه می کنیم اول ضررش بماها میرسد که دیگر مردم آسوده می شوند و ظلم نمی بینند ودیگر محتاج به ماها نمی باشند،ولی چون عمر من وتو گذشته است کاری بکنید که نام نیکی از شما در عالم بماند و در صحائف تاریخ بنویسند بانی مجلس و عدالتخانه عین الدوله بوده و از تو این یادگار در ایران باقی بماند[7]. ))این سخنان نه تنها در او اثر نکرد بلکه از شنیدن نام مجلس ابروها درهم کشید

بعد از مدتی با تبعید سید جمال وشیخ محمد واعظ توسط عین الدوله و کشته شدن سید جمال  توسط سربازان عین الدوله ،چند روزی شهر ناآرام شد و عملاًحکومت نظامی جریان داشت تا اینکه بهبهانی وطباطبایی و صدر العلما وبرخی دیگران، ارشهر بیرون شده آهنگ ابن بابویه کردند.همه ملایان و طلبه ها و دیگران که در تحصن مسجد شاه حضور داشتند،در این سفر نیز همراهی نمودند.علما که هر روز بر تعدادشان افزوده می شد روز سی ام تیر بقم رسیدند.دو روز پس از رفتن به قم ،کسانی بقلهک رفته و از کارکنان سفارت خواهان اقامت در آنجا شدند.با موافقت نسبی سفارت عصر پنج شنبه 27 تیرماه نخست پنجاه تن از بازرگانان و طلبه ها بسرای سفارت در شهر رفته و در آنجا نشیمن گزیدند،اما بعد از چهار روز تعداد آنها تا سیزده هزار نفر بالا رفت و بازارها به یکباره بسته شد.متحصنین درخواستهای خود را به میانجیگری مستر گرانت دف شارژ انگلیس، به دولت چنین باز نمودند

1 .معاودت علمای مهاجرین به تهران

 2 .اطمینان بر اینکه احدی را به بهانه نخواهند گرفت وشکنجه نخواهند داد

3 .امنیت مملکت

4 .افتتاح عدالتخانه

5 . قصاص قاتل دو سید بزرگوار:[8]

سید اشرف الدین حسینی( نسیم شمال)

سید اشرف الدین حسینی معروف به گیلانی و قزوینی در سال 1287  هجری قمری در شهر قزوین دیده به جهان گشود. کودکی شش ماهه بود که پدرش را از دست می دهد. دار و ندارش را دیگران بردند و از آغاز زندگی گرفتار فقر ویتیمی شد.قسمتی از دوران جوانی خود را در کربلا و تبریز گذراند و پس از پایان تحصیل  به گیلان رفت و در رشت اقامت گزید.در سال 1324هجری قمری که مشروطه بنیان نهاده شد هفته نامه نسیم شمال را که روزنامه ای ادبی و فکاهی بود در رشت ایجاد کرد .نشر این روزنامه تا انحلال مجلس ادامه یافت و علاقه مردم را بشدّت جلب کرد.شهرت و محبوبیّت فوق العاده او و تأثیری که سخنانش بر دل عامه مردم بر جای گذاشت ، دولت وقت را به ستوه آورد تا اینکه در پایان کار به او نسبت جنون دادند و به این بهانه او را به تیمارستان منتقل کردند ،و بعد ازچندی تحمّل فقر وبیماری در سال 1313 ش. درگذشت

اشعار وی بیش از بیست هزار بیت است و کتاب باغ بهشت و نسیم مال قسمتی از اثار فکاهی اوست.او در اشعار خود  قالبهای متنوعی را به خدمت گرفت

قالبهایی که بیش از همه مورد توجه او بوده است عبارتند از مسمط،مستزاد و مثنوی

زبان شعر ارف زبانی ساده وعامیانه است که از لحن طبیعی کلام مردم کوچه وبازار گرفته شده است .او زبان شعرش را درخور فهم مخاطبان که همان توده مردم بودند ،برگزیده است. لغات فرنگی نیز که گاهگاه در شعر او دیده می شود،معمولاً لغات رایج عصر او می باشند ،مانند: آیروپلان، پلتیک ،بلیط،واقون وغیره

از نقطه نظر درونمایه ،در اشعار اصیل او که پر از طنزهای نیشدار و تلخ است ،وطنفروشان، خیانتکاران ، دشمنان آزادی و کلیه کسانی را که در فکر کشور ومردم نبوده اند ،به باد استهزاء و خنده گرفته شده اند.[36]

 1مبارزه با استبداد داخلی

یکی از جدّی ترین چالشهای ادبیات آستانه مشروطه در ایران ،پرداختن به استبداد و انتقاد از نظام  استبدادی حاکم در جامعه است .(( نظام استبدادی نظامی است که در آن تمرکز شدید قدرت وجود داشته و براساس نظریه حکومت مطلقه اختیارات نامحدود سیاسی به شخص شاه واگذار شده باشد .این اختیارات ناشی از حاکمیّت بلا منازع سیاسی شاه و قدرت اوست. در این نوع نظام دولت دولت بر کلیّه شئون زندگی اجتماعی ،سیاسی ،فرهنگی و اقتصادی سیطره دارد . برای شکل دادن به چنین نظامی ،بر اساس ایدئولوژی شاهنشاهی مجموعه قوای جامعه در راه اجرای اهداف نظام سلطنتی  و از بین بردن تمام آزادیهای فردی و اجتماعی تجهیز می شد و در مقابل ملّت هیچ تعهّد و مسئولیّتی نداشت یعنی نه محدود به قانون بود و نه وابسته به طبقه ای خاص[37].))

اشرف نیز به عنوان یکی از برجسته ترین شاعران عصر مشروطه بارها از این نظام استبدادی انتقاد کرده است. مبارزه با استبداد در شعر او تحت دو عنوان کلّی قابل تقسیم است

ابو القاسم لاهوتی

ابوالقاسم الهامی متخلص به لاهوتی در سال 1305 هجری قمری در کرمانشاه متولد شد. پدرش پیشه کفشدوزی داشت.پدر و پسر هر دو شاعر و آزادیخواه بودند. علوم مقدماتی را در زادگاه خود فرا گرفت .از آن پس به عرفان و تصوف گرائید و چون دارای روحیه انقلابی بود به فرقه فراموسونی که تحت لوای برابری ،برادری و آزادی در گوشه وکنار کشور دایر شده بود ،وارد گردید

او مدتی به عنوان رئیس ژاندارمری قم انجام وظیفه کرد اما پس از مدتی به علت درگیری با یکی از زیردستانش که منجر به قتل او شد ،روانه زندان گردید.اما در نهایت با هوشیاری توانست از آنجا فرار کند و به کرمانشاه  برود.در کرمانشاه بود که متوجه صدور حکم غیابی اعدامش شد ،بناچار به طرف بغداد حرکت کرد.مدت شش سال در آنجا ماند سپس روانه استانبول شد و از همانجا بود که به گفته خود ((آستان عدالت سوسیالیستی را بوسید وبه کمونیزم روی آورد[46].))

لاهوتی تا پایان عمر در شوروی ماند و در فعالیتهای فرهنگی و هنری پیرامون زبان و ادبیات فارسی شرکت کرد.مدتی به ریاست افتخاری علوم تاجیکستان منصوب شد و سرانجام در فروردین سال 1336 در مسکو بدرود حیات گفت و پیکرش رادر کنار سران کرملین به خاک سپردند

لاهوتی در شاعری طبعی سرشار داشت. می توانست هرگونه مضمون و اندیشه را در شعر بپروراند و آن را به زبانی روشن و گیرا به نحوی که دیگران را تحت تأثیر قرار دهد درآورد

لاهوتی در سرودن اشعار خود هم از قالبهای سنتی به ویژه غزل و هم از قالبهای نو استفاده کرده است

زبان شعر او ساده و روان است.در غزلها به اقتضای حال زبان وی نرمتر و موزون تر است و در دیگر اشعار به تناسب موضوع ومقام بیشتر از زبان گفتار متأثرست هر چند که کلمات و اصطلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به زبان بیگانه در شعر او به وفور یافت می شود.نظیر:کالخوز،سوسیالیزم ،کمونیزم،فاشیزم و نظایر آنها

درونمایه اشعار او بیشتر در حمایت صنف فعله و رنجبر ، مبارزه با استبداد ،استثمار و دین می باشد.[47]

 ا.مبارزه با استبداد داخلی

استبداد ستیزی لاهوتی را می توان به دو بخش اصلی تقسیم کنیم

1 انتقاد از اوضاع اجتماعی (ادبیات کارگری )                               2 انتقاد از اوضاع سیاسی

الف. انتقاد از اوضاع اجتماعی: لاهوتی در محیطی شروع به فعالیت کرد که استبداد شش هزار ساله در آن ریشه افکنده بود . شاه شهوت پرست ،شحنه رشوه خوار ، شیخ مزدور و مزوّر ،مردم نادان ،استبداد نیرومند ،معارف و فرهنگ ضعیف و بیشتر از همه اینها ظلمهای صنفی و ستمهای طبقاتی بشد،ت حکفرما بود

میرزاده عشقی

سیّدمحمدرضاعشقی، معروف به میرزاده عشقی، فرزند ابوالقاسم کردستانی در تاریخ 12 جمادی الثانی 1312 ه0ق. در همدان متولّد شد. سالهای کودکی را در مکاتب محلّی و از سن هفت سالگی به بعد در مدارس الفت و آلیانس به تحصیل فارسی و فرانسه اشتغال داشته. در سن هفده سالگی از تحصیل دست کشیده و به سمت مترجمی نزد یک نفر بازرگان فرانسوی مشغول کار شد. در اوایل جنگ جهانی اول بود که به اتفاق مهاجرین ایرانی به استانبول رفت. مدتی درمدرسه دارلفنون استانبول در زمینه علوم و فلسفه و اجتماعیات از محضر اساتید کسب فیض نمود و سپس در سال 1336 ه.ق. به همدان بازگشت و از آنجا راهی تهران شد

عشقی در سال 1333 هجری قمری در همدان مجلّه (( نامه عشقی)) را انتشار داد و در سال 1339 هجری قمری به انتشار روزنامه قرن بیستم پرداخت. قطعه کفن سیاه را نیز در دفاع از مظلومیّت زنان و تجسم روزگار سیاه آنان سرود

در سال  1342 که نغمه جمهوری ساز شد، عشقی با آنکه جوانی روشنفکر بود و به مزایای جمهوری آگاه و اصولاً طرفدار آن بود. چون از بازیهای سیاسی و دسایس پت پرده انگلیس خبر داشت،‌با این جمهوری مصنوعی بنای مخالفت گذاشت. عشقی بر اثر انتشار مقالات تند و انقلابی مورد خشم محافل ارتجاعی قرار گرفت و در سال 1342 ه.ق. در خانه خویش، به دست دو تن ناشناس هدف گلوله قرار گرفت و نزدیک ظهر همانروز در بیمارستان شهربانی جان داد و جسد او را با کمال احترام در ابن بایویه واقع در حرم عبدالعظیم دفن کردند

اشعار عشقی کلاً پنج هزار بیت می باشد. بیشتر اشعار او وطنی و ملی بود. اشعار او از حییث ارزش ادبی یکسان نیستند. اشعار اولیه او، که بیشتر درباره حوادث روز سروده شد، غالباً ناپخته و بی انسجام و از مزیّت اندیشه و اسلوب عاری است ولی در میان این قطعات کوچک و حقیر نیز می توان شاهکارهای حقیقی او را مشاهده کرد. گذشته از هزلیات و هجویه های بسیار تلخ و نیشدار، اشعار خوب عشقی منحصر است به چند قطعه مانند نوروزی نامه، رستاخیز شهریاران ایران، کفن سیاه، احتیاج و بالاخره ایده آل سه تابلوی مریم کیا قطعه اخیر بهترین و برگزیده ترین آنهاست[61]

 1    مبارزه با استبداد داخلی

بهترین نمونه استبداد ستیزی عشقی را می توان در نمایشنامه سه تابلوی مریم( ایده آل مرد دهقانی) مشاهده کرد. ایده آل شامل سه تابلوست: تابلو اول: شب مهتاب که وصفی است زیبا از شبی دل انگیز که جوانی از عشرت جویان تهران مریم، دختر ساده و روستایی منش رافریب می دهد. تابلو دوم: روز مرگ مریم است که براثر فریب خوردگی با تریاک خود کشیژکرده و تابلو سوم سر گذشت پدر مریم و ایده آل اوست. پدر مریم یک عامل دیوانی است که بعدها در راه استقرار مشروطه دو فرزند خود را از دست می دهد. در سال 1318 ه. ق. با تغییر حکومت کرمان به عنوان معاون حاکم جدید انتخاب می شود. بعدها از طرف حاکم با درخواستی نامشروع مواجه می شود وو به دلیل مخالفت با درخواست او از کار دولتی بر کنار می شود و مرده شویی فاسد و بی اصل و نسب جایگزین او می شود. پدر مریم بعد از اخراج ا منصب، به جمع مشروطه خواهان می پیوندد سپس به نائین تبعید می شود و در آنجا برای خود همسری بر می گزیند و در روز صدور فرمان مشروطه، دخترش مریم متولّد می شود

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود پایان نامه شگرد و معنا با word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود پایان نامه شگرد و معنا با word دارای 64 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود پایان نامه شگرد و معنا با word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود پایان نامه شگرد و معنا با word

مقدمه  
شکل‌گرایان و مفهوم آشنازدایی  
مهاجرت و درک آشنازدایانه  
نویسنده نمی میرد، ادا در می آورد  
داستان خودمان  
داستان آنها  
نقش هنرمندان در ترویج ایده عدالت  
نقش نویسنده در روح بشر  
پلی مستقیم بین ادبیات پارسی وایتالیایی  
نویسندگان کم اهمیت قرن چهاردهم  
ادبیات دوره ی ناپلئون  
شاعران و نویسندگان اوایل قرن و پیروان لاوچه  
نقد و نثر بین دو جنگ  
نویسندگان بین دو جنگ  
ادبیات دردوره‌ی بیست ساله‌ی فاشیسم  
ادبیات بعداز جنگ جهانی دوم و نئورآلیسم  
فهرست منابع  

بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود پایان نامه شگرد و معنا با word

ادبیات و نویسندگان معاصر ایتالیا
موج آفرینی، ماریو بارگاس یوسا، مهدی غبرایی
دو هفته نامه الکتریکی شرقیان
شکل‌گرایی‌ی روسی و ساخت‌گرایی‌ی پراگ” نوشته‌ی ک. م. نیوتن
“هنر چونان شگرد”، نوشته‌ی ویکتور شکلوفسکی، ترجمه‌ی کیوان نریمانی
نسلی که شاعرانش را بر باد داد” نوشته‌ی رومن یاکوبسون،
پیش‌درآمدی بر حقیقت‌نمایی” نوشته‌ی تزوتان تودوروف، ترجمه‌ی مدیا کاشیگر، “تکاپو، نشر آرست، 1372 /-1374″
کتاب “سودای مکالمه، خنده، آزادی: میخاییل باختین”، گزیده و ترجمه‌ی محمد پوینده، نشر آرست
ساختار و تأویل متن”، نوشته‌ی بابک احمدی، چاپ و انتشار نشر مرکز، 1370 تهران
هنر چونان شگرد. ویکتور شکلوفسکی
ادبیات و زندگی. نوشته‌ی ژیل دلوز. ترجمه‌ی افشین جهان‌دیده. تکاپو 8 1373
تئوری‌ی ادبیات مدرن. آتله کیدلند، آرلید لینه‌برگ، آرنه ملبرگ و هانس. ه. شی. نشر دانشگاه اسلو. 1993
گفتگو با امبرتو اکو.  تکاپو 4 نشر آرست. تهران. 1373
ایران، ایرانی و ما. منصور کوشان. نشر آرش. سوئد.  2003
فضای ادبی. نوشته‌ی موریس بلانشو. ترجمه‌ی افشین حهان‌دیده. تکاپو 9
هنریک ایبسن. منادی حقیقت و آزادی در نمایش‌نامه‌ نوین. هلن اولیایی‌نیا. نشر فردا. اصفهان. 1380
سخنی پیرامون شعر غنایی و اجتماع. نوشته‌ی تئودور آدرنو.  ترجمه‌ی م. کاشیگر. بوطیقای نو. 1374

مقدمه

عامل یا عوامل گوناگونی در زندگی و آثار نویسندگان نقش ویژه‌ای داشته است. اغلب یک طغیان یا شالوده‌فکنی بانی‌ی جاودانه شدن آثار و در نتیجه نام آنان می‌شود. اکنون این پرسش مطرح است که اگر هنریک ایبسن در برابر شرایط موجود خود طغیان نمی‌کرد، زندگی در مهاجرت را به‌زندگی در وطن ترجیح نمی‌داد، باز هم می‌توانست نمایش‌نامه‌های دوره‌های چهارم و پنجم را بنویسد؟ آیا باز هم نمایش‌نامه‌هایی که از “خانه عروسک” آغاز می‌شود و به‌”وقتی ما مرده‌ها بیدار می‌شویم” پایان می‌یابد، با ‌همین ساختار (شگرد، محتوا و فرم) نوشته می‌شد؟ آیا باز هم می‌توانست همین‌گونه به‌فرهنگ، آداب و رسوم سرزمین خود، نروژ یا فرهنگ‌های سرزمین‌های میزبانش نگاه کند که محتوای نمایش‌نامه‌هایش نشان می‌دهند؟ آیا باز هم می‌توانست جلوتر از زمان خود بنویسد؟ آیا باز هم می‌توانست نمایش‌نامه‌هایی بنویسد که هم بومی (نروژی) و هم جهانی باشند؟ آیا ;

پرسش‌های بسیاری در ارتباط با جاودانه شدن یک نویسنده و آثارش می‌توان مطرح کرد که تعد‌ادی از آن‌ها، تنها به‌زندگی مربوط می‌شوند، تعد‌ادی به ویژه‌گی‌ی آثار و تعد‌ادی به‌زندگی و آثار

هنریک ایبسن و آثارش در گروه سوم پرسش‌ها قرار می‌گیرند. مهاجرت یا تبعید خودخواسته، عامل بزرگی در دگرگونی‌ی‌ او و جاودانه شدن چند نمایش‌نامه‌اش می‌شود. او در این دوره از زندگی‌اش، نمایش‌نامه‌هایی می‌نویسد به‌شیوه‌ی آشنازدایی. شیوه‌ای که بعدها، در سال 1917 ابتدا ویکتور شکلوسکی در رساله‌اش “هنر هم‌چون شگرد”1 از آن نام می‌برد و بعد کسانی چون رومن یاکوبسون و به‌گونه‌ای میخاییل باختین به‌عنوان یک نظریه‌ی شگرد شعر و به‌طور کلی ادبیات، در دوره‌ی اقتدار شکل‌گرایان روس مطرح می‌کنند

از آن‌جا که آشنایی با مفهوم آشنازدایی، برای دریافت چگونگی‌ی تحول آشنازدایانه در ارتباط با زندگی‌ی ایبسن در مهاجرت ضروری به‌نظر می‌رسد، پس از بحث پیرامون آن، رابطه‌ی مهاجرت او و آشنازدایی در نمایش‌نامه‌هایش بررسی می‌شود. چرا که به‌ترین شیوه‌ی بیانی که می‌توان برای شگردهای او در نظر گرفت، “آشنازدایی” است
آشنازدایی به‌مفهوم ساده‌ی این که چگونه یک متن ادبی می‌تواند یک درون‌مایه‌ی آشنا را برای خواننده ناآشنا گرداند. بدیهی است که این مفهوم را، با مفهوم بیگانه‌سازی یا عجیب‌گردانی نباید یکی انگاشت. شگردهای آشنازدایی با شیوه‌های دیگری که گاه به‌اشتباه از مفهوم آشنازدایی تلقی می‌شود، و البته بسیار هم به آن نزدیک است، متفاوت است. یک عنصر بیگانه یا عجیب، به‌خودی‌ی خود برای خواننده جذاب است و او با آن برخورد نویی خواهد داشت و معنای نوینی از آن می‌یابد. در مفهوم آشنازدایی، تنها این معنا مطرح نیست. مهم توجه‌ی خواننده و رسیدن او به‌ادراک حسی‌ی نویی از یک عنصر به‌عادت درآمده است. یک متن آشنازدایانه، می‌کوشد کنش خنثای عناصر را که دارای واکنش‌های خنثا یا به‌عادت درآمده است، فعال کند تا مخاطب با دریافت جدید، به‌معنای جدید و ادراک حسی‌ی جدید برسد. این شگرد، در آثار ایبسن، هم‌چون آثار بسیاری دیگر، به‌وضوح قابل تشخیص است

یک نگاه ساده به‌نمایش‌نامه‌های دوره‌های چهارم و پنجم ایبسن نشان می‌دهد که شگردهای او نیز عناصر را ناآشنا می‌کند. شگرد تولانی کردن دورن‌مایه‌ها و تکرار آن‌ها، مکث‌ها و سکوت‌های تولانی، کلمه‌ها و جمله‌های به‌ظاهر نامتعارف و نامفهوم، حضور ناگهانی‌ی تمثیل‌ها و استعاره‌ها، دو گانگی‌ی زبان، حالت‌های دو گانه‌ی شخصیت‌ها، وصف‌های شاعرانه از موقعیت‌ها، صفت‌های نامعمول دادن به‌شخصیت‌ها، ارجاع به‌گذشته‌های خیال‌انگیز و وهم‌گونه و ; که در نمایش‌نامه‌های او بسیار استفاده شده است، در “مفهوم آشنازدایی” جای می‌گیرد

شکل‌گرایان و مفهوم آشنازدایی

صورت‌گریان  بر این باور رومن یاکوبسون بودند که “موضوع دانش ادبی در ادبیت متن‌ها است نه در ادبیات. یعنی آن‌چیزی که اثری را به‌اثر هنری بدل می‌کند”. چرا که در پیش از آن پژوهش‌گران موضوع پژوهش خود را با قاعده‌های رسمی دانشگاهی انجام می‌دادند. اساس پژوهش خود را بر بیرون از متن می‌گذاشتند. منظر آنان نه عناصر درون متن که بیش‌تر واقعیت‌های بیرونی بود. آنان روی عناصر‌ی تأکید می‌کردند که یک متن را بوجود می‌آورد و داده‌های تاریخی- جامعه‌شناسی داشت. در حالی که شکل‌گرایان‌ بدون این که داده‌های تاریخی را انکار کنند، اهمیت و ارزش یک متن را در خود آن متن می‌جستند. آنان بر این باور بودند که می‌توان با شناخت ارزش‌های درون یک متن ادبی آن را از دیگر متن‌ها متمایز کرد

شکل‌گرایان با تأکید روی دو شیوه‌ی پژوهش، یک متن ادبی را نقد و بررسی می‌کردند. نخست گوهر اصلی یا ادبی‌ی متن را کشف می‌کردند. عناصر سازنده‌ی شکل و ساختار آن را به‌دست می‌آوردند تا بتوانند از طریق آن به‌آن‌چه برسند که در متن نهفته است یا متن قصد بیان آن را دارد. از این‌رو در شیوه‌ی دوم خود، روی اصل‌ها و نظریه‌هایی تکیه می‌کردند که منطبق با متن بود و اعتبار خود را از استدلال‌های دورن متن می‌یافت. یعنی این که به‌مسایل تاریخی و زمینه‌های اجتماعی که سبب پیدایش یا تولید متن شده بود، در مرحله‌ی نخست اهمیت نمی‌دادند. برای آنان در مرحله‌ی نخست، مهم نبود که بدانند نویسنده‌ی متن در چه وضعیت روانی یا موقعیت تاریخی/ اجتماعی، متن را بوجود آورده است. متن منتشر شده را مستقل از تمام آن‌چه می‌دانستند که مستقیم یا نامستقیم در پیدایش آن تأثیر گذاشته بود. از همین‌رو رومن یاکویسن نوشت

“تاریخ‌نگاران قدیمی ادبیات به‌آن مأمورهای پلیس می‌مانند که برای دست‌گیری یک فرد، همه کس را بازداشت و اموال همه را ضبط می‌کنند، تا آن‌جا که دست آخر هر کس را که از خیابان می گذرد، دستگیر می کنند. تاریخ‌نگاران ادبیات همه چیز را به‌کار می گیرند: زمینه‌ی اجتماعی، روانشناسیک، سیاست و فلسفه. آنان به‌جای این که از روش پژوهش ادبی سود بجویند، مجموعه‌ای از اصول خود ساخته را پیش می کشند.”

شکل‌گرایان کوشیدند در بررسی‌ی یک متن ادبی ابتدا هم‌زمانی‌ی اثر را در نظر بگیرند و نه در زمانی‌ی آن را. چرا که آن‌چه در متن ادبی، – یک رمان یا شعر یا نمایش‌نامه – اتفاق می‌افتد، ابتدا در ارتباط با خواننده‌ی آن خواهد بود. هیچ خواننده‌ای با اشراف به‌این که متن چگونه و در کجا و چه حالتی نوشته شده است، اثری را نمی‌خواند. ارتباط او با اثر بر مبنای موقعیتی است که او در آن قرار گرفته و متن در اختیارش است. در نتیجه در نقد و بررسی‌ی یک متن نیز بیش‌تر “اکنون” اهمیت می‌یابد تا گذشته. گذشته یا تاریخ، در مرحله‌ی دوم اهمیت می‌یابد. تمام عناصر یک اثر اعم از درون‌مایه، نماد، نشانه و رمزهای آن در زمان اکنونی، لحظه‌ای که اثر خوانده یا تماشا می‌شود، معناهای خود را آشکار می‌کنند. رابطه‌ی آن‌ها با مخاطب بر اساس لحظه‌ی مشترک میان متن و خواننده شکل می‌گیرد. اگر داد و ستدی بین خواننده و متن وجود دارد، در لحظه‌ی “اکنون” است. یعنی این نظر هگل که همواره حقایق تاریخی در پرتو ادراک امروزی‌ی ما قابل شناخت هستند، در برداشت خواننده از متن انکار ناپذیر است. نمی‌توان رابطه‌ی خواننده و متن را با توجه به‌شکل و نوع ادبی که متن در آن قرار می‌گیرد، نادیده گرفت. از این‌رو، زبان و شکل متن اهمیت ویژه‌ای خواهد داشت. هر اثر بر مبنای نوع ادبی که در آن قرار می‌گیرد، حایز اهمیت می‌شود. چرا که دگرگونی تنها حاصل کنش و واکنش‌های عناصر درونی‌ی متن نیست. نوع اثر هم در حاصل این کنش و واکنش نقش خواهد داشت. یعنی همان‌گونه که جابه‌جایی‌های اجتماعی دگرگونی‌هایی در زندگی ایجاد می‌کنند، دگرگونی‌های متنی نیز در شکل یا نوع ادبی تأثیر می‌گذارند. در نتیجه بر مبنای نوع ادبی است که می‌توان نقش عناصر سازنده در یک اثر را بازشناخت

شکل‌گرایان در بررسی‌ی شعر به‌نقش تصویر در شعر اهمیت دادند. در بررسی‌ی داستان و رمان، به‌نقش راوی، جایگاه و زبان آن اهمیت دادند. در بررسی‌‌های آنان، به ویژه در پژوهش‌های شکلوفسکی شیوه‌ی بیان مهم‌ترین نقش را به‌عهده گرفت. او که کم‌تر از دیگر شکل‌گرایان برای تأویل‌های تاریخی- اجتماعی ارزش قایل بود، در سال 1923 نوشت

“هنر همواره از زندگی جدا بوده است و رنگ آن ارتباطی به‌رنگ پرچمی ندارد که بر دروازه‌ی شهر کوبیده‌اند.”

شکل‌گرایان به‌گونه‌ای نامستقیم تعهد نویسنده را تنها در برابر متن و آن نوع از متن که نوشته شده بود، می‌دانستند. در واقع آنان هم از نظر شیوه‌ی نگاه و بررسی از پیش‌گامان نقد مدرن بودند که بعدها در آثار کسانی چون رولان بارت، تزوتان تودوروف و ژاک دریدا مطرح شد. آنان نیز “تعهد نویسنده” را تنها معطوف به‌‌آن‌چه می‌دانستند که می‌نویسد. یاکوبسون در دفاع از نظر شکولوفسکی می‌نویسد

“چرا باید بپذیریم که مسؤلیت شاعر در برابر پیکار عقاید، بیش از مسؤلیت او در برابر هر چیزی دیگری است6

آخن باوم نظر شکولوفسکی و یاکوبسون را روشن می‌کند. او می‌نویسد

“تاریخ روشی ویژه است برای پژوهش زمان حاضر به‌یاری حقایق برگزیده‌ی زمان گذشته.”

از نظر آخن باوم نمی‌توان تفاوت میان واقعیت‌های زندگی را که در یک متن تاریخی آمده است با واقعیت‌های موجود در یک متن ادبی نادیده گرفت. هر دو بازتاب حقایقی هستند که بر مبنای مناسبت‌هایی بوجود می‌آیند. آن‌چه متن ادبی را می‌سازد و روابط میان عناصر آن را تشکیل می‌دهد، بر مبنای نظمی است که در متن ادبی وجود دارد. همان‌طور که روابط میان اجزای یک واقعیت اجتماعی بر اساس آن نظمی است که در جامعه وجود دارد. نمی‌توان در زمان بررسی و شناخت این دو واقعیت، نظام‌مندی‌ی هر کدام را نادیده گرفت یا بر مبنای یک نظام اجتماعی نظم ادبی را سنجید. چون ریشه‌ی بوجود آمدن موقعیت‌ها در هر کدام از این دو متفاوت است، نمی‌توان از عناصر موجود در یک متن ادبی همان حقیقتی را انتظار داشت که از یک عنصر بیرون از متن. چرا که ساختار درونی‌ی دو عنصر به‌ظاهر هم‌سان در متن ادبی و جامعه با هم متفاوت است و در نتیجه هر کدام کارکردهای ویژه‌ی خود را خواهند داشت

هیچ رابطه‌ی علت و معلولی میان عنصر درون متن ادبی با عنصر بیرون از آن موجود نیست. بنابراین لازم است که عناصر موجود در یک متن ادبی تنها به‌یاری‌ی خودشان و با توجه به‌ساختار متن و نوع آن پژوهش بشوند. ساختار واقعیت‌های بیرونی آن‌قدر پیچیده‌اند که هم نمی‌توان آن‌ها را به‌راحتی شناخت، هم مناسبت‌های آن‌ها با یک‌دیگر و عناصر یک متن ادبی راه‌گشا به‌هیچ سرمنزل معتبری نیست. واقعیت بیرونی، تحلیل خود را لازم دارد و واقعیت ادبی تحلیل خود را. هیچ کدام هم قرار نیست پاسخ‌گوی دیگری باشند. اگر چه می‌توان از طریق تحلیل یک واقعیت ادبی به‌شناخت یک واقعیت اجتماعی/ تاریخی رسید. اما از راه شناخت واقعیت تاریخی/ اجتماعی نمی‌توان دریافت که متن تا چه اندازه توانسته نسبت به‌ساختار خود پاسخ‌گو باشد. هم‌چنین، از آن‌جا که هر متن ادبی بر اساس دلالت‌های خود شکل گرفته است و برآیند شالوده‌اش است، نمی‌توان آن را با متن‌های ادبی‌ی دیگر مورد سنجش و ارزیابی قرار داد

ساختار هر متن تشکیل شده است از عناصر همان متن. زبان و عناصر متشکله‌ی آن؛ نماد، نشانه، استعاره از یک سو و پیرنگ، شخصیت و موقعیت‌های ساخته شده در ارتباط با یک‌دیگر، از سوی دیگر، معنای زیبا شناسی‌ی خود را به‌خواننده منتقل می‌کنند. از این رو نادرست خواهد بود که عناصر متنی ادبی را با عناصر متنی دیگر قابل قیاس دانست. به‌ویژه که هر متن در ارتباط با خواننده‌ی خود بسیاری از معناهای زیبایی شناسی‌ی خود را آشکار می‌کند. در واقع با ادراک حس ویژه‌ی خواننده است که متن نمود می‌یابند. دلالت معنایی‌ی خود را آشکار می‌کنند

با توجه به‌همین رابطه‌ی ویژه‌ی متن ادبی با خواننده نمی‌توان اندیشه یا نیت نویسنده را نیز مستقیم دریافت. چرا که اندیشه و خواست نویسنده، اگر هم توانسته باشد به‌طور کامل در متن ادبی وارد شود، پس از انتشار متن، دیگر مرده یا فراسوی آن قرار دارد. متن پس از انتشار مستقل از نویسنده‌ی خود عمل می‌کند و کنش‌های آن در ارتباط با واکنش‌های خواننده و اندیشه و نیت او قابل بررسی است. به‌زبان دیگر بررسی یا تأویل هر متن ادبی، حاصل رابطه‌ی عناصر و ساختار متن با ذهنیت منتقد یا تأویل‌گر آن است. از این‌رو هرگز نمی‌توان به‌یک نتیجه‌ی واحد رسید و بر مبنای آن اعلام کرد که فلان متن ادبی فقط دارای چنین نیتی است یا مؤلف آن دارای چنین اندیشه و نیتی بوده است

اندیشه و نیت نویسنده همیشه بیرون از متن‌های ادبی‌ی او و از طریق متن‌های ناادبی یا اظهار نظرهای مستقیم او قابل بررسی و قضاوت است. بدون این که بتوان نقش نویسنده را در شکل‌گیری‌ی متن ادبی انکار کرد یا بتوان تأثیر اندیشه‌، احساس و موقعیت‌های ویژه‌ی نویسنده را در پدید آمدن متن نادیده گرفت. یا رابطه‌ی متن را با واقعیت‌های موجودی که در آن شکل گرفته از نظر دور داشت. در واقع در هر متن ادبی همواره تأثیر واقعیت‌های تاریخی یا واقعیت‌های زندگی‌ی نویسنده وجود دارد. واقعیت‌هایی که در یک متن ادبی موجود است، به‌نوعی بازتاب واقعیت‌هایی است که در زمان پیدایش اثر در ذهن نویسنده‌ی آن حضور داشته است. اما هرگز نمی‌توان به‌درستی دریافت که کدام واقعیت موجود در درون متن ادبی بازتاب کدام واقعیت در زندگی‌ی نویسنده یا زمان تاریخی یا زمان پدید آمدن آن است. هر واقعیت درون متن ادبی نتیجه‌ی تمام وقایع عینی و ذهنی‌ی دوران پیش از پیدایش آن است

در پشت هر متن ادبی، هم تمام متن‌های ادبی ایستاده‌اند هم تمام واقعیت‌های تاریخی و اجتماعی. واقعیت‌هایی که به‌شکلی دیگر، با رنگ و بو و طعم دیگری که حاصل ساختار همان متن ادبی است، بازتولید شده‌اند و نمی‌توان تشخیص داد کدام عنصر درونی مابه ازای کدام عنصر بیرونی است

از آن‌جا که نمی‌توان تشخیص داد کدام عناصر را نویسنده آگاهانه در متن گنجانده است و کدام عناصر حاصل ضمیر ناخودآگاه او در زمان نوشتن است، نمی‌توان متن را حاصل نیت مستقیم نویسنده دانست و بر مبنای نظر و نیت او آن را بررسی کرد. همان طور که گفته شد، نیت نویسنده، واقعیت‌های زندگی یا زمانه‌ی او و حقایق تاریخی در پشت متن ادبی می‌ایستند. بیش‌تر نقش حاشیه‌ای می‌یابند و از ارتباط مستقیم با خواننده دور خواهند بود[1]

شکل‌گرایان روس در ادامه‌ی راهشان به‌ مفهوم “آشنازدایی” که ‌یکی از اساسی‌‌ترین دست‌آوردهای شکل بیان ادبی است، دست یافتند. کلمه‌ی آشنازدایی را نخستین بار شکلوفسکی مطرح کرد. کلمه‌ی جدیدی که سبب شد حتا دوستان و همکاران نزدیک او آن را ابتدا به‌معنای “عجیب‌گردانی” یا بیگانه‌گردانی به‌کار ببرند. در صورتی که منظور شکلوفسکی از کلمه‌ای که خود ساخته بود، و آن را در مقاله‌ی “هنر هم‌چون شگرد” استفاده کرده بود، مفهومی به‌جز عجیب‌گردانی  یا بیگانه‌گردانی بود

شکلوفسکی در آن مقاله‌ی بسیار فشرده، معتقد است که قاعده‌های آشنا و ساختارهای به‌ظاهر ماندگار، همیشه یک‌سان نیستند. و تنها شگردهای هنر، می‌تواند ادراک‌های حسی‌ی نو آن‌ها را به‌مخاطب منتقل کند. هنر می‌تواند واقعیت‌های به‌ظاهر ایستا را دگرگون کند و از آن‌ها به‌مخاطب تصویری ارائه دهد که بار دیگر قابل ادراک حسی‌ی نو شوند

“هر نگاره، مرجعی تغییر ناپذیر برای پیچیدگی‌های دگرگون شونده‌ی زندگی نیست، بلکه ایجاد ادراکی ویژه از شیی است.”8

او با نظریه‌ی “هنر، هم‌چون شگرد” و مقاله‌هایی که بعد از آن نوشت و دیدگاه خود را روشن‌تر بیان کرد، نشان داد که انسان‌ها بر اساس عادت‌هایشان از “دیدن” یا ادراک‌های نو واقعیت‌ها محروم می‌شوند. در حالی که هنر، با ناآشنا کردن چیزها یا دگرگون کردن واقعیت‌ها می‌تواند بار دیگر احساس خواننده (انسان) را نسبت به‌آن‌ها برانگیزاند. هنر می‌تواند با ارائه‌ی دوباره‌ی اشیا و قرار دادن آن‌ها در موقعیت‌های نو، آن‌ها را ناآشنا گرداند تا دوباره دیده شوند. انسان با از نو دیدنشان به‌ادراک حسی‌ی نو دست می‌یابد. چرا که انسان به‌اشیا یا موقعیت‌های موجود و یک‌سان در زندگی، به‌دلیل وضعیت ثابتشان، خو می‌کند. نگاه‌های هر روز، تماس‌های مدام و هم‌مانند، آن‌ها را چنان بخشی از زندگی‌ی روزانه می‌گرداند که دیگر به‌عنوان چیزهایی مستقل و بیرون از انسان، “دیده” نمی‌شوند

بی‌گمان نمی‌توان تأثیر نظریه‌ی آشنازدایان را بر فیلسوفان و نظریه‌پردازان معاصر نادیده گرفت. این سخن ژیل دلوز، که “نوشتن روایت کردن خاطرات، سفرها، عشق‌ها، سوگواری‌ها، رویاها و تخیل‌های خود نیست، خطای ناشی از افراط در واقعیت یا خطای ناشی از افراط در تخیل یک‌سان است”را می‌توان به‌ویژگی‌ی شگرد آشنازدایان تعمیم داد. در واقع خطایی که دلوز از آن یاد می‌کند، می‌تواند همان شگردی باشد که شکل‌گرایان آشنازدا، معتقد بودند با آن می‌توان خاطرات، سفرها، عشق‌ها و ; را از حالت عادی به‌صورت “ادبیت” درآورد. چنان که تکیه‌ی شکلوفسکی و بعد دیگران روی شگردهایی هم‌چون تولانی و کند کردن را به‌گونه‌ای خطا و افراط در آن تشبیه کرد. شگردی که به‌خودی‌ی خود، گونه‌ای آشنازدایی ایجاد می‌کند و خواننده را از حالت خوگری‌اش بیرون می‌آورد

شکلوفسکی در باره‌ی “تریسترام شندی” می‌نویسد که اثر لارنس استرن، خواننده را متوجه‌ی شیوه‌هایی می‌کند که در آن اعمال آشنا، در نیتجه‌ی کند شدن و تولانی شدن آشنازدایی می‌شوند. این شگرد کند کردن و تولانی کردن اعمال، خواننده را وادار می‌کند که چشم‌انداز و رفتار را به‌گونه‌ای بنگرد که هیچ گونه ملاک خود به‌خودی از آن‌ها نداشته باشد. بوریس توماشفسکی نشان می‌دهد که جاناتان سویفت برای نوشتن “سفرهای گالیور” از شیوه‌ی آشنازدایی استفاده کرده است. در واقع شکلوفسکی معتقد است که افشای شگردها، ادبی‌ترین کاری است که یک رمان (یا هر اثر ادبی و هنری) می‌تواند انجام دهد. یعنی اگر نویسنده شگردهای خود را در عین نوشتن افشا کند، آشنازدایی کرده است. درست شبیه کاری که سروانتس انجام می‌دهد

شیوه‌ی آشنازدایی در “دن کیشوت”، معطوف به‌افشای شگرد سروانتس است. او نشان می‌دهد که دن کیشوت با خواندن کتاب‌هایی در باره‌ی پهلوان‌ها تصمیم به‌اعمال آنان می‌گیرد. این شگرد به‌خواننده ادراک حسی‌ی تازه‌ای می‌دهد و او را بیش‌تر نسبت به‌سرنوشت دن کیشوت حساس می‌گرداند. چنان که همین شگرد، اعمال دن کیشوت و سانچو پانسا را کمدی تراژدی می‌کند

این نگرش در “نقل قول بدون استفاده از گیومه”‌ی رولان بارت در باره‌ی شیوه‌ی گوستاوفلوبر هم دیده می‌شود. ژان‌پل سارتر نیز در بررسی‌ی “مادام بوواری” معتقد است فلوبر شرح هر صحنه را، که بنیان آن بر انعطاف‌پذیری‌ی کلام متکی است، چنان ناآشنا ساخته که حوادث زندگی‌ی روزمره به‌سرچشمه‌های شگفتی تبدیل می‌شوند. از این‌گونه شگردهای آشنازدایانه، در بسیاری از آثار بزرگ تاریخ ادبیات می‌توان یافت

در نخستین نمایش‌نامه‌ی ویلیام شکسپیر “رویا در نیمه‌ی تابستان” یا در “هملت” نیز گونه‌ای دیگر آشنازدایی موجود است. زمانی که هملت برای یقین یافتن از واقعیت مرگ پدرش به‌دست عمویش، از گروه بازیگران می‌خواهد نمایشی با همین دورن‌مایه را اجرا کنند، در حقیقت یک واقعیت به‌عادت درآمده را در موقعیت دیگری می‌گذارد تا واکنش‌های تماشاگران و از جمله شاه/عمو را دریابد.  هملت با دریافت ادراک حسی‌ی نو از یک واقعیت به‌عادت درآمده، درمی‌یابد که قاتل پدرش چه کسی است. ملاقات مجنون‌وار هملت با افیلیا نیز یک شگرد آشنازدایانه است. این اتفاق با همین شگرد در “مرغ دریایی” نوشته‌ی آنتوان چخوف نیز اتفاق می‌افتد. شیوه‌ی بازی در بازی یا نمایش در نمایش که در قرن بیستم رواج می‌یابد نیز، بهره بردن از شگرد آشنازدایی است

همین ویژگی در اثر بوکاچیو به‌گونه‌ای دیگر نمود می‌یابد. دروغ‌گویی‌های ریکادو میتوتولو بر اساس حسادت کاتلا زن فیلیپه یکی از به‌ترین شگردهای آشنازدایی است. چنان که تودوروف نیز در “دو اصل حکایت” از آن به‌عنوان یکی از شگردهای حکایت یاد می‌کند. اشاره‌ی تودورف به‌زمانی است که در “دکامرون” کاتلا و ریکادو در تاریکی، در نقش‌های دیگری با هم روبه‌رو می شوند

شکلوفسکی هم‌چنین با تکیه روی روش تولستوی نظریه‌ی خود را پیش می‌برد. نشان می‌دهد که تولستوی دیدن چیزها را در خارج از زمینه‌ی معمولی و طبیعی‌ی وجودشان ممکن می‌کند. چنان که کاربرد واژه‌های کهن را در یک متن نو یکی دیگر از شیوه‌های آشنازدایانه می‌دانست. از آن‌جا که خواننده انتظار ندارد در یک متن نو با واژه‌ای کهن روبه‌رو شود، زمانی که آن را در متنی می‌بیند، نسبت به‌آن ناآشنا می‌شود. ناآشنایی عاملی می‌شود برای این که به‌آن کلمه توجه خاصی بکند و با توجه به‌قرار گرفتن آن در متن، ادراک حسی‌ی نویی از آن به‌دست بیاورد. چنان که مسایل اروتیک در یک متن هم اگر به‌شکل ویژه‌ای، روایت یا ترسیم شود، که برای خواننده / تماشاگر ناآشنا شود، همین نقش را بازی می‌کند. توجه خواننده را برمی‌انگیزاند و به‌او ادراک حسی‌ی نویی می‌دهد. چنان که تصاویر اروتیک “دکامرون” اثر بوکاچیو یا روایت‌های مارکی دوساد دارای این ویژگی‌ها هستند. همان‌طور که رابطه‌ی هلنه و اسوالد، اسوالد و رگینه، آلفرد و آتسا، ربکا و دکتر وست، الیدا و بیگانه، هیلده و سولنس و ; در نمایش‌نامه‌های ایبسن کنجکاوی‌ خواننده و تماشاگر را برمی‌انگیزاند و به‌او ادراک حسی‌ی نو می‌دهد. موقعیت یان گابریل بورکمان و وصف او از معدن و ارتبابط آن با نوای پیانو، یکی از شاخص‌ترین شگردهای آشنازدایانه‌ی ایبسن از طریق وصف‌های نامتعارف یا کند کردن موقعیت است

نکته‌ی پر اهمیت در نمایش‌نامه‌های آخر ایبسن، ارزش بخشیدن به‌بار کلمه است. کلمه‌ها که در جمله‌هایی ناتمام و با مکث‌های بسیار تکرار می‌شوند، نقش ویژه‌ای در آفرینش فضا و حالات شخصیت بازی می‌کنند. تودوروف، که نقش بسیاری در شناخت شکل‌گرایان روس و پراگ، به‌ویژه باختین دارد، در شناخت ارزش واژه می‌نویسد

“روایت و گفتار دیگر به‌عنوان بازتاب رویداد – و آن هم بازتاب وفادار – اهمیت ندارند و ارزشی مستقل پیدا می‌کنند، کار واژه‌ها دیگر فقط شفاف کردن چیزها نیست. واژه‌ها کلیتی خودمختارند که از قانون‌های ویژه‌ی خود فرمان می‌برند و می‌شود آن‌ها را به‌خودی‌ی خود به‌داوری گرفت. ارزش واژه‌ها از ارزش چیزهایی که واژه‌ها باید قاعده‌مند بازتاب آن‌ها باشند، خیلی بیشتر است.”[2]

در بسیاری از نمایش‌نامه‌های ایبسن، چون ساختار اثر به‌طور نامستقیم موقعیت ویژه‌ای ایجاد می‌کند که برای خواننده قابل پذیرش می‌شود، به‌او امکان ادراک حسی‌ی نویی می‌دهد. بنابراین هرگز نمی‌توان به‌این دریافت رسید که این کلمه، جمله یا این صحنه، بازتاب مستقیم زندگی‌ی ایبسن است یا نه. آن‌چه می‌توان از جمله‌های شخصیت‌های نمایش‌نامه‌های ایبسن یا موقعیت‌هایی که بوجود می‌آورد، دریافت، تنها بازتاب بخشی از واقعیت‌های تاریخی/اجتماعی دوران او است. دورانی که ممکن است زندگی و مشخصات ویژه‌ی او و خانواده‌ی او را در برگرفته باشد و ممکن است فارغ از آن باشد. از سوی دیگر نمی‌توان همین چند صحنه‌ی آثار ایبسن را مستقل از کل هر نمایش‌نامه‌ بررسی کرد. چنان که تودوروف در “نظریه‌ی ادبیات” نظر صریح آخن باوم را نقل می‌کند:‌

“حتا یک جمله از اثری ادبی نیز نمی‌تواند در خود بیان مستقیم احساس شخصی‌ی نویسنده باشد، بل همواره در حکم لحظه‌ای است از متن.”[3]

از دید شکل‌گرایان، هنر و ادبیات امکانی است که از طریق آن انسان‌ها می‌توانند باردیگر یک‌دیگر را ببینند. امکانی است تا انسان بتواند بر محیط، پیرامون خود و آن چه هر روز اتفاق می‌افتد، اشراف یابد. چرا که ادبیات با ایجاد و نمایش نابه‌هنجاری‌ها، به‌‌هنجارها ارزش می‌دهد و با بیان و وصف هنجارها، نا به‌هنجاری‌ها را برجسته‌تر و در نتیجه ناپذیرفتنی‌تر می‌کند. نویسنده برای انتقال چنین حسی به‌خواننده، به‌جای استفاده از عناصر آشنا با مفاهیمی آشنا، شیوه‌ی بیانی را انتخاب می‌کند که در آن با به‌کارگیری‌ی نشانه‌های ناآشنا، حس‌های نو و مفاهیم نو به‌خواننده منتقل می‌شود. شیوه‌ای که اگر چه رابطه یا ادراک خواننده را با متن کند می‌کند، اما خود متن را از مصرف‌شدگی باز می‌دارد. چنین متنی از حوزه‌ی زمان و مکان پیدایش خود فراتر می‌رود و به‌جز خوانندگان هم‌زبان و هم‌فرهنگ با نویسنده، با خوانندگان دیگر هم ارتباطی نو و زنده برقرار می‌کند. چرا که هدف نهفته در چنین متنی، دیگر فقط ارتباط سریع و انتقال مستقیم معنا به‌خواننده نیست. هدف بیش از هر داده‌ی دیگری، آفرینش حس تازه و قدرتمندی است که بتواند به‌همراه خود معنای‌ی دیگری را هم بیافریند یا خواننده را در به‌دست آوردن آن‌ها سهیم کند

این شگرد فقط ویژه‌ی نویسندگان مدرن نیست. در هر متن ادبی‌ی معتبری می‌توان نمونه‌های آن را سراغ گرفت. چنان که در بسیاری از رمان‌ها و نمایش‌نامه‌های کلاسیک و مکتب‌های پیش از مکتب صورت‌گرایی می‌توان هم‌مانند “دن کیشوت”، “سرخ و سیاه”، “جنگ و صلح”، “تسخیرشدگان”، “مادام بوراری”، “هملت”، “فاوست” و ; از جمله  نمایش‌نامه‌های دوران آخر ایبسن نمونه‌هایی را سراغ گرفت

اهمیت آن‌چه شکل‌گرایان طرح کردند، ارائه‌ی شیوه‌ی جست و جو در بیان ادبی است. شیوه‌ای که محدود به‌زمان و مکان نمی‌شود. چون آنان نظریه‌ها یا کشف خود را از دل متن‌ها به‌دست می‌آوردند و نه از بیرون از متن، شیوه‌ی بیانشان تا امروز تداوم یافته است. در واقع پایه یا بنیاد شیوه‌های نقد مدرن که بعدها شکل گرفت و امروز به نام ساختارگرایی، شالوده‌فکنی یا پسا‌ساختارگرایی شناخته شده است، در نظریه‌ی شکل‌گرایان نهفته است. آنان دیدگاهی را طرح می‌کنند که هم محدود به‌زمان یا دوره‌ی خاصی نمی‌شود، هم امکان رشد و گسترش می‌یابد و همه‌ی انواع ادبی و هنری را در برمی‌گیرد

شکل‌گرایان خیلی زود دریافتند که بسیاری از انواع ادبی، عمر دوباره‌ای می‌یابند. پیش از آن که به‌کلی محو و فراموش شوند، جوانی‌ی خود را از سر می‌گیرند. دو باره پا به‌عرصه‌ی ادبیات و هنر می‌گذارند. آنان برای اثبات این نظریه خود نشان دادند که چگونه داستایوسکی شیوه‌ی پاورقی را که رو به‌زوال بود، در نوع رمان احیا کرد. چگونه الکساندر بلوک ترانه‌های فراموش شده‌ی کولی‌ها را زنده کرد. آنان تحلیل‌های “هم زمانی” را نقطه‌ی آغاز کار خود می‌دانستند بدون این که تحیلی‌های “در زمانی” را نادیده بگیرند

بنیاد ساختارگرایی از این نکته سرچشمه می‌گیرد که شکل‌گرایان معتقد بودند هر عنصر ادبی باید در پیوند با سایر عناصر متن بررسی شود. بر مبنای ارتباط تنگاتنگ آن‌ها با هم، شالوده و ساختار متن مورد پژوهش قرار گیرد. آنان معتقد بودند که هر متن ادبی دارای کدهای ویژه‌ی خود خواهد بود که با شناخت آن‌ها می‌توان به‌رموز درون متن دست یافت. تی‌نیانوف نوشت

“اثر ادبی بیان‌گر نظام عناصر وابسته به‌یک‌‌دیگر است. رابطه‌ی هر عنصر با دیگری، کارکرد آن در چارچوب نظام اثر محسوب می‌شود.”[4]

از دست‌آوردهای دیگر شکل‌گرایان کشف رابطه‌ی علت و معملولی‌ی پیرنگ با داستان است. آنان توانستند رابطه‌ی پیچیده‌ی این دو را با هم روشن کنند. توماشفسکی در “مایه‌های اثر” نشان داد که پیرنگ تنها عبارت است از عناصر ناداستانی به‌اضافه‌ی حوادث بیان شده. یعنی پیرنگ شامل تکه‌های برجسته و مهم از داستانی است که روایت می‌شود. تکه‌هایی که بر اساس خواست نویسنده در ارتباط با موقعیت راوی به‌دنبال هم می‌آیند. یعنی ممکن است دارای مکان‌های هم‌سان یا زمان‌های هم‌سان نباشند. در زمان‌های گوناگون، در گذشته و حال و حتا در آینده در رفت و آمد باشند. هیچ زمان تقویمی بر آن‌ها حاکم نیست. خواننده نمی‌تواند انتظار داشته باشد که بر اساس زمانی که تکه‌ای روایت می‌شود، تکه‌ی بعدی‌ی روایت هم دارای همان زمان باشد. ممکن است تکه‌ی آغاز، زمان گذشته داشته باشد و تکه‌ی میانی یا آخری در زمان حال راوی یا شخصیت محوری‌ی آن تکه روایت شود. چنان که بسیاری از رمان‌های کلاسیک و نو دارای همین ویژگی‌ها هستند

حوادثی که در رمان “جنگ و صلح” خواننده با آن روبه‌رو می‌شود، متعلق به زمان های گوناگونی است. زمان‌هایی که نویسنده به‌دلایل ویژه‌ی در اثر به‌دنبال هم می‌آورد. رمان‌هایی هم‌چون “زمان از دست رفته” مارسل پروست، آثار ویرجینیا ولف، “اولیس” و “فینیگان ویک” جیمز جویس، “خشم و هیاهو”ی ویلیام فاکنر از نمونه‌های درخشان و آغازین آن‌ها محسوب می‌شود. این شکست زمانی یا جابه‌جایی گاه ممکن است چون در رمان “جنگ و صلح” بر اساس یک واقعیت تاریخی‌ی بیرون از اثر اتفاق بیفتد و گاه ممکن است که بر اساس وقایع درون رمان، واقعیت‌هایی که خواننده هیچ پیش زمینه‌ای از آن‌ها ندارد، شکل بگیرد. چنان که کدی یا بنجی در “خشم و هیاهو” وقایع گذشته‌ی خود را در زمان‌های گوناگون، پس و پیش به‌یاد می‌آورند

با توجه به‌این شناخت از پیرنگ، داستان فقط شامل حوادث بیان شده و حوادث بیان ناشده می‌شود. حوادثی که نویسنده باید آن‌ها را در یک ‌شکل داستانی قرار بدهد. یعنی روایت خود را ناگزیر به‌پذیرش چند اصل کلی ‌کند: شکل و چرایی بنیاد روایت، ارتباط کنش‌ها بر اساس یک اصل منطقی و قابل قبول، قاعده‌ی مشخص برای حضور و ارتباط شخصیت‌ها، اجرای کامل رخدادها بر مبنای حرکت مشروط زمان روایت. تعریفی که در کلیت خود ساختار نمایش‌نامه را هم در برمی‌گیرد. به‌ویژه که میخاییل باختین، که یکی از ادامه دهندگان مکتب صورت‌گرایی بود و در رشد و گسترش چند صدایی بودن رمان یا گسترش جامعه‌شناسی‌ی ادبیات نقش بسیاری داشت، چون فردریک شلگل یکی از رمانتیک‌های آلمانی، برای مکالمه در متن ادبی ویژگی بسیاری قایل می‌شود

“رمان‌ها، مکالمه‌های سقراطی‌ی دوران ما هستند”

بدیهی است آن‌چه در باره‌ی ساختار رمان گفته می‌شود، در بنیاد ساختار نمایش‌نامه را هم – با این تفاوت که در نمایش‌نامه، دیگر خواننده / تماشاگر با روایت مستقیم روبه‌رو نیست- در برمی‌گیرد. حتا اگر نمایش‌نامه راوی داشته باشد، باز  بسیاری از حوادث از زبان‌ شخصیت‌های گوناگون و به‌طور نامستقیم روایت می‌شود

مهاجرت و درک آشنازدایانه


[1] . ایران، ایرانی و ما. منصور کوشان. نشر آرش. سوئد.  

[2] . پیش‌درآمدی بر حقیقت‌نمایی. تزوتان تودوروف

[3] . ساختار و تأویل متن. بابک احمدی

[4] . تئوری‌ی ادبیات مدرن. آتله کیدلند، آرلید لینه‌برگ، آرنه ملبرگ و هانس. ه. شی. نشر دانشگاه اسلو. 1993

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید